Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English
Persian
tempo
میزان سرعت
tempos
میزان سرعت
Search result with all words
computing
میزان سرعت یا توانایی کامپیوتر برای انجام یک محاسبات
attrition rate
میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
velocity gradiant
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
slowdown
کاستن سرعت یا میزان چیزی
slowdowns
کاستن سرعت یا میزان چیزی
Other Matches
bond albedo
نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
availability
میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
tunes
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
combined speed indicator
عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
speed ring
طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
inflow ratio
نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
indicated airspeed
سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
burning rate
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
drags
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
true air speed
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
tachometer
اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
machine number
عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
variable ratio
گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
muzzle velocity
سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
rate of pouring
سرعت سیلان سرعت جاری شدن
input
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
inputted
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
self adjusting
بخودی خود میزان شونده خود میزان
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
accelerates
سرعت دادن سرعت گرفتن
subsonic
با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerate
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating
سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated
سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
isobath
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
air plot wind velocity
سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
transonic
سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
cut off velocity
سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
airspeed
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
airspeeds
سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed
سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
supersonic
هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
sustained rate
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
aircraft block speed
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
depth contour
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
fasts
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed
سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasted
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
decelerate
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
decelerated
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating
از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
noise level
میزان خش
adjustments
میزان
rates
میزان
amounted
میزان
amount
میزان
balance
میزان
measure
میزان
balances
میزان
criterion
میزان
librae
میزان
adjustment
میزان
amounting
میزان
scalage
میزان
amounts
میزان
rhythms
میزان
libra
میزان
rhythm
میزان
levels
میزان
metres
میزان
metre
میزان
At the rate of . On a scale of .
به میزان
units
میزان
volumes
میزان
unit
میزان
volume
میزان
leveled
میزان
levelled
میزان
level
میزان
weight
میزان
yardstick
میزان
infiltration rate
میزان
meters
میزان
meter
میزان
rate
میزان
yardsticks
میزان
scales
میزان
adjusting
میزان کردن
error rate
میزان خطا
amounted
مقدار میزان
speeding
میزان شتاب
amounting
مقدار میزان
tuners
میزان کننده
equilibration
میزان کردن
delta librae
دلتا- میزان
tuner
میزان کننده
data rate
میزان داده
degree of risk
میزان خطر
demand surface
میزان تقاضا
tuner
میزان ساز
sensitivities
میزان حساسیت
speeds
میزان شتاب
degree of protection
میزان حفافت
sensitivity
میزان حساسیت
adjust
میزان کردن
decrement
میزان کاهش
discount rate
میزان تخفیف
amount
مقدار میزان
education stand
میزان تحصیلات
evaporimter
میزان تبخیر
hygrometer
میزان الرطوبه
precipitation
میزان رطوبت
precipitation
میزان بارندگی
performance
میزان کارائی
adjustment
میزان کردن
incidence
میزان بروز
performances
میزان کارائی
credit rating
میزان اعتبار
consumption rate
میزان مصرف
allowance
میزان مجاز
lapse rate
میزان افت
contour line
خط میزان منحنی
knock rating
میزان بهسوزی
goodness of fit
میزان انطباق
conductance
میزان هدایت
tuners
میزان ساز
amounts
مقدار میزان
collimate
میزان کردن
failure rate
میزان خرابی
damage criteria
میزان ضایعات
collision rate
میزان برخورد
damage criteria
میزان خسارات
line of cerdit
میزان اعتبار
gradient
میزان شیب
gradients
میزان شیب
speed
میزان شتاب
libra
برج میزان
level of effort
میزان تلاش
kiffa australis
بتا- میزان
tuning meter
میزان سنج
tuning
میزان سازی
height adjustment
میزان ارتفاع
resistance adjustment
میزان پایداری
tension adjustment
میزان فشار
volumes
تعداد میزان
volume
تعداد میزان
aligns
میزان کردن
aligning
میزان کردن
aligned
میزان کردن
sprinkling
میزان اندک
module
اندازه میزان
turbidity
میزان کدری
humidity
میزان رطوبت
voltage balance
میزان ولتاژ
effectiveness
میزان تاثیر
rating
میزان عوارض
availability
میزان دسترسی
meters
مقیاس میزان
meter
مقیاس میزان
ratings
میزان عوارض
modules
اندازه میزان
align
میزان کردن
watermark
تعیین میزان مد اب
watermarks
تعیین میزان مد اب
focussing
میزان کردن
focusses
میزان کردن
focussed
میزان کردن
focuses
میزان کردن
focused
میزان کردن
focus
میزان کردن
remedied
درمان میزان
tunes
میزان کردن
tune
میزان کردن
remedying
درمان میزان
remedy
درمان میزان
barometer
میزان الهواء
barometers
میزان الهواء
remedies
درمان میزان
alpha librae
الفا- میزان
salinity
میزان شوری
admission rate
میزان پذیرش
setscrew
پیچ میزان
shear modulus
میزان سختپایی
expenditure
میزان مصرف
calorimeter
میزان الحراره
quantum
درجه میزان
tuned
میزان شده
par
میزان متوسط
standardization
میزان کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com