English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
Other Matches
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
interchanged مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanging مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing ثابت دستورالعمل ثابت
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
interchanged مبادله
exchanging مبادله
talks مبادله
talk مبادله
barter مبادله
talked مبادله
trade-in مبادله
trade-ins مبادله
interchanges مبادله
interchange مبادله
trade in مبادله
bartering مبادله
interchanging مبادله
barters مبادله
bartered مبادله
exchanged مبادله
trucking مبادله
bater مبادله
trucks مبادله
reciprocation مبادله
exchanges مبادله
truck مبادله
exchange مبادله
swapping مبادله
trucked مبادله
interchanges با هم مبادله کردن
traffics مبادله کالا
interchanges مبادله کالا
truckage مبادله معامله
rate of exchange نرخ مبادله
reciprocal trading مبادله متقابل
interchanged با هم مبادله کردن
interchanges مبادله کردن
interchanged مبادله کالا
truckage مبادله جنسی
terms of trade رابطه مبادله
barters مبادله پایاپای
terms of trade شرایط مبادله
swop مبادله کردن
interchange مبادله کالا
exchange rates نرخ مبادله
exchange rate نرخ مبادله
interchange با هم مبادله کردن
interchanged مبادله کردن
to barter for مبادله کردن
barters مبادله تهاتری
trafficking مبادله کالا
interchanging مبادله کردن
bartered مبادله پایاپای
intercommunicate مبادله کردن
interchangeable قابل مبادله
barter مبادله تهاتری
barter مبادله پایاپای
tit for tat <idiom> مبادله منصفانه
futures exchange مبادله سلف
inconvertible مبادله ناپذیر
bartered مبادله تهاتری
trafficked مبادله کالا
change تعویض مبادله
interchanging مبادله کالا
interchanging با هم مبادله کردن
traffic مبادله کالا
value in exchange ارزش مبادله
bartering مبادله تهاتری
bartering مبادله پایاپای
medium of exchange وسیله مبادله
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchange مبادله کردن
exchanging مبادله پول
exchanging مبادله کردن
exchange of flags مبادله پرچمها
exchange مبادله پول
exchanging مرکز مبادله
bourse مبادله بورس
exchanges مبادله کردن
exchange مرکز مبادله
exchanged مبادله پول
exchanged مبادله کردن
exchanged مرکز مبادله
exchangeable قابل مبادله
interchange مبادله کردن
exchange value ارزش مبادله
exchanges مبادله پول
exchanges مرکز مبادله
cambium محل مبادله
changed تعویض مبادله
swopped مبادله کردن
swopping مبادله کردن
swops مبادله کردن
trade مبادله کردن
contract curve منحنی مبادله
traded مبادله کردن
commodity exchange مبادله کالا
foreign exchange مبادله خارجی
trade-in مبادله کردن
trade in مبادله کردن
chaffer مبادله کردن
swaps مبادله کردن
swapped مبادله کردن
changing تعویض مبادله
trade-ins مبادله کردن
changes تعویض مبادله
exchanger مبادله کننده
fire fight مبادله اتش
swap مبادله کردن
swap in مبادله کردن به داخل
cartel مبادله اسیران جنگی
data interchange format file فایل با فرمت مبادله
rate of exchange نرخ مبادله ارز
automatic data handling سیستم مبادله خودکاراطلاعات
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
exchange rates نرخ مبادله ارز
takeovers مبادله چوب امدادی
exchange مبادله کردن تعویض
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
at the current rate of exchange به نرخ مبادله جاری
cartels مبادله اسیران جنگی
swap out مبادله کردن به خارج
takeover مبادله چوب امدادی
to spar at each other مبادله کلام کردن
exchange restriction کنترل مبادله ارز
exchange rate نرخ مبادله ارز
exchange صرافی مبادله کردن
exchangee چیز مبادله شده
exchanging صرافی مبادله کردن
exchange معاوضه و مبادله پول
traded مزاحمت مبادله کالا
bartered تهاتر مبادله کالاباکالا
exchanging مبادله کردن تعویض
exchanging معاوضه و مبادله پول
trade مزاحمت مبادله کالا
changing پول خرد مبادله
bartering تهاتر مبادله کالاباکالا
changes پول خرد مبادله
barters تهاتر مبادله کالاباکالا
changed پول خرد مبادله
barter تهاتر مبادله کالاباکالا
exchanged صرافی مبادله کردن
exchanged مبادله کردن تعویض
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
olefin metathesis reaction واکنش مبادله اولفینی
exchanged معاوضه و مبادله پول
lay to مبادله ضربات کردن
inside pass مبادله چوب در امدادی
exchanges صرافی مبادله کردن
exchanges مبادله کردن تعویض
exchanges معاوضه و مبادله پول
change پول خرد مبادله
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
commmute تغییر دادن مبادله کردن
covenants که بین طرفین مبادله می گردد
sprint pass مبادله نامرئی چوب امدادی
covenant که بین طرفین مبادله می گردد
cartels موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
automatic data handling سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
automatic digital network شبکه مبادله اطلاعات کامپیوتری
dif فایل قالب مبادله داده ها
cartel موافقتنامه مبادله اسیران جنگی
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
boot اختلاف موجودبین قیمتها در مبادله دودارایی
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
privacy جداسازی مبادله پیام برای تامین
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
passing action عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
double coincidence of wants نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
parlementaire کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
navigation head بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
consular convention عهد نامهای که جهت مبادله کنسول بین دو کشور منعقد میشود
exchange of instruments of ratification مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
clearing and switch buying توافق تجاری دوجانبهای که براساس ان دو کشور متعهدبه مبادله مقدار معینی کالامی گردند
exchange of full powers رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
protocols ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
incommutable ثابت
inalterable ثابت
disputeless ثابت
fixed bridge پل ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com