English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
operation overlay کالک عملیات
Other Matches
overlaying کالک
overlay technique فن کالک
overlays کالک
overlay کالک
operation overlay کالک عملیاتی
overlay کاغذ کالک
overlays کاغذ کالک
overlaying کاغذ کالک
target overlay کالک هدفها
target overlay کالک اماج
overlay technique فن استفاده از کالک
pilot's trace کالک دستی خلبان
pilot's trace کالک راهنمای خلبان هواپیما
coverage index کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation عملیات کنترل زمین عملیات
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
treatments عملیات
treatment عملیات
op عملیات
operations عملیات
operation عملیات
external operation عملیات خارجی
offence عملیات افندی
offence عملیات تعرضی
offenses عملیات افندی
f.of operations حوزه عملیات
actions عملیات جنگی
actions جنگ عملیات
offenses عملیات تعرضی
flight operations عملیات پرواز
action جنگ عملیات
action عملیات جنگی
espial عملیات جاسوسی
formal operations عملیات صوری
global operation عملیات سراسری
nature of the operation ماهیت عملیات
night operations عملیات شبانه
operating program برنامه عملیات
operation center مرکز عملیات
operation manager مدیر عملیات
operation map نقشه عملیات
infiltration عملیات نفوذی
operationally ready حاضر به عملیات
manual operation عملیات دستی
logical operations عملیات منطقی
limiting operation عملیات محدودکننده
harassing actions عملیات ایذایی
delays عملیات تاخیری
delaying عملیات تاخیری
delay عملیات تاخیری
phasing مراحل عملیات
heat treatment عملیات حرارتی
earth work عملیات خاکی
hot dogging عملیات نمایشی
immediate action عملیات فوری
campaigns عملیات جنگی
electrochemical treatment عملیات الکتروشیمایی
amphibious operation عملیات اب خاکی
hostility عملیات خصمانه
hostilities عملیات خصمانه
combat information center اطاق عملیات
computer operation عملیات کامپیوتر
concept of operations تدبیر عملیات
radius شعاع عملیات
concrete operations عملیات عینی
subversives عملیات براندازی
subversive عملیات براندازی
flow charts شمای عملیات
chemical operations عملیات شیمیایی
centre of activities مرکز عملیات
business type operation عملیات تجارتی
arithmetic operation عملیات حسابی
airmobile operations عملیات هوارو
airborne battlefield عملیات هوابرد
air operations عملیات هوایی
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
autonomous operation عملیات مستقل
autonomous operation عملیات ازاد
base of operations پایگاه عملیات
base operation عملیات پایگاهی
action deferred تامل در عملیات
block operation عملیات بلوک
building operations عملیات ساختمانی
flow chart شمای عملیات
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter military ضد عملیات نظامی
countermine عملیات ضد مین
covert operations عملیات مخفی
area of operation منطقه عملیات
covert operations عملیات پنهانی
terrain زمین عملیات
delay action عملیات تاخیری
delaying action عملیات تاخیری
denial operations عملیات ممانعتی
deputy for operations معاونت عملیات
destructive operation عملیات مخرب
divert action عملیات مخالف
conversational operation عملیات محاورهای
counter battery عملیات ضد اتشبار
phase مرحله عملیات
offensives عملیات افندی
offensive عملیات افندی
closing خاتمه عملیات
earthworks عملیات خاکی
sabotaging عملیات تخریبی
sabotages عملیات تخریبی
sabotaged عملیات تخریبی
sabotage عملیات تخریبی
continuity of operations مداومت عملیات
continuity of operations تسلسل عملیات
phases مرحله عملیات
phased مرحله عملیات
dry run عملیات جنگی
scope منظور از عملیات
parallel operation عملیات موازی
over the beach operations عملیات کرانهای
scene of action صحنه عملیات
over the beach operations عملیات ساحلی
operations room اتاق عملیات
terminal operations عملیات بارانداز
terminal operations عملیات اسکلهای
initiatives ابتکار عملیات
initiative ابتکار عملیات
theater of operations صحنه عملیات
thermal treatment عملیات گرمایی
string operation عملیات رشتهای
rescue operation عملیات نجات
rehearsals تکرار عملیات
business type operation عملیات کامپیوتری
scope هدف عملیات
process chart نقشه عملیات
preliminary treatment عملیات مقدماتی
plan of action طرح عملیات
spial عملیات جاسوسی
rehearsal تکرار عملیات
finishing عملیات تکمیل
surface treatment عملیات سطحی
synchronous operation عملیات همزمان
serial operation عملیات سری
operations research تحقیق در عملیات
regions ناحیه عملیات
campaign عملیات جنگی
campaigning عملیات جنگی
campaigned عملیات جنگی
Construction works . عملیات ساختمانی
Military operations. عملیات نظامی
region ناحیه عملیات
psychological operations عملیات روانی
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
war room اتاق عملیات
pseudooperation شبه عملیات
operations personal پرسنل عملیات
shortest operating time کوتاهترین زمان عملیات
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
solution heat treatment عملیات حرارتی محلول
road reconnaissance عملیات شناسایی جاده ها
stability operations عملیات ارام سازی
sidewalk superintendent نافر عملیات ساختمانی
cycles دوره عملیات یابازی
control center مرکز کنترل عملیات
electroplating shop کارگاه عملیات گالوانیزهای
cycled دوره عملیات یابازی
spial officer افسر عملیات جاسوسی
cycle دوره عملیات یابازی
feinting تظاهر به عملیات تظاهرات
cease قطع کردن عملیات
search and rescue عملیات تجسس و نجات
ceases قطع کردن عملیات
sand blasting practice عملیات ماسه پاشی
reconnoitring عملیات اکتشافی کردن
reconnoitres عملیات اکتشافی کردن
ceasing قطع کردن عملیات
reconnoitred عملیات اکتشافی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com