English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
fence off کوشش برای کسب مقام نخست شمشیربازی
Other Matches
premiership مقام نخست وزیری اولویت
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
in the first flight دارای مقام نخست سردسته
to affect something [cultivate for effect] کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to graps at anything برای گرفتن چیزی کوشش نمودن
within reach of gunshot کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
to strain کوشش سخت کردن [برای رسیدن به هدف]
quick kick کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
to catch at something برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
place setting برای یک نفر مقام پشت میز
power struggle مبارزه برای صاحب مقام شدن
place settings برای یک نفر مقام پشت میز
advowson حق تعیین مقام برای تصدی اموروقفی کلیسا
means ends analysis نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
fences شمشیربازی
escrime شمشیربازی
fence شمشیربازی
fencing مسابقه شمشیربازی
master off استاد شمشیربازی
escrime شمشیربازی کردن
field of play پیست شمشیربازی
salle d'armes زمین شمشیربازی
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
lanista شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
fencing time زمان مسابقه شمشیربازی
ground judge داور زمین شمشیربازی
piste زمین شمشیربازی 2 در 41متر
strip سطح پیست شمشیربازی
shinai خیزران شمشیربازی ژاپنی
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
kendo شمشیربازی ژاپنی باخیزران و با هر دو دست
president مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
presidents مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
singlestick چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
novices جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
novice جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
tilted شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilt شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilts شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
primes نخست
prime نخست
imprlmis نخست
primed نخست
first نخست
guarding حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
forenames نام نخست
book one کتاب نخست
half نیمه نخست
imprlmis نخست انکه
premiers نخست وزیر
premier نخست وزیر
imprimis در مرحله نخست
forename نام نخست
first born نخست زاده
at first hand در وهله نخست
at first blush در وهله نخست
first begotten نخست زاده
first coat اندودیارنگ نخست
first ling نخست زاده
firstling نخست زاده
firstborn نخست زاده
first moment عزم نخست
first-born نخست زاده
half-time نیمه نخست
ex prime minister نخست وزیرپیشین
premiership نخست وزیری
first and foremost <adv.> دردرجه نخست
Downing Street نخست وزیر
head of the state نخست وزیر
grand vizier نخست وزیر
first half نیمه نخست
first moment گشتاور نخست
primogeniture نخست زادگی
Prime Ministers نخست وزیر
primordium مرحله نخست
prime ministership نخست وزیری
primeminister نخست وزیر
Prime Minister نخست وزیر
from the very f. ازهمان وهله نخست
primigenial نخست پیدا شده
rehabilitate بحال نخست برگرداندن
it was we who went first ما بودیم که نخست رفتیم
white بازیگر نخست شطرنج
whitest بازیگر نخست شطرنج
first audio stage مرحله صوتی نخست
whiter بازیگر نخست شطرنج
rehabilitating بحال نخست برگرداندن
foremost جلوترین دردرجه نخست
rehabilitated بحال نخست برگرداندن
involuted بحال نخست برگشته
rehabilitates بحال نخست برگرداندن
top board میز نخست شطرنج
right of primogeniture حق نخست زادگی یا ارشدیت
premiership دفتر نخست وزیری
base on halls گرفتن امتیاز با رسیدن به پایگاه نخست
premieres نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
It must be put up to the prime minister . باید بعرض نخست وزیر برسد
to drink to a person نخست خودنوشیدن وسپس دیگریرابنوشیدن واداشتن
premiers نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiere نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premier نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiering نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
premiered نخست وزیر نخستین نمایش یک نمایشنامه
I acted as interpreter for the Prime Minister at yesterday's meeting. من در جلسه دیروز مترجم نخست وزیر بودم.
Chancellors صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
Chancellor صدر اعظم نخست وزیر رئیس اداره
He undertook the primiership at the age of eighty. درهشتاد سالگی عهده دار سمت نخست وزیری شد
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
strugglingly با کوشش
stru gglingly با کوشش
efforts کوشش
fists کوشش
stretches کوشش
stretched کوشش
effort کوشش
effortless بی کوشش
trials کوشش
stretch کوشش
fist کوشش
endeavor کوشش
scrambling کوشش
agonism کوشش
worked کوشش
attempt کوشش
endevour کوشش
attempted کوشش
attempting کوشش
scrambles کوشش
conatus کوشش
scramble کوشش
scrambled کوشش
muss کوشش
work کوشش
assay کوشش
trial کوشش
attempts کوشش
assays کوشش
effortlessly بی کوشش
to make an effort کوشش کردن
labors زحمت کوشش
labored کوشش کردن
assay کوشش کردن
try کوشش کردن
strives کوشش کردن
try ازمون کوشش
labour زحمت کوشش
tries ازمون کوشش
labored زحمت کوشش
bustles تقلا کوشش
labors کوشش کردن
assays کوشش کردن
tugs کشش کوشش
slogged کوشش سخت
slog کوشش سخت
tug کشش کوشش
dead pull کوشش بیهوده
dead lift کوشش بیهوده
an abortive attempt کوشش بیهوده
strive کوشش کردن
tugged کشش کوشش
steadily باسعی و کوشش
tugging کشش کوشش
labour کوشش کردن
tries کوشش کردن
striving کوشش کردن
slogs کوشش سخت
slogging کوشش سخت
diligence کوشش پیوسته
diligency کوشش پیوسته
bend کوشش کردن
strived کوشش کردن
bustled تقلا کوشش
labor زحمت کوشش
lostlabour کوشش بیهوده
all out بامنتهای کوشش
inapplocation دریغ از کوشش
to bend effort کوشش کردن
catch trial کوشش مچ گیری
flash in the pan کوشش بیهوده
striven کوشش کردن
spasmodic efforts کوشش متناوب
strenuosity کوشش بلیغ
labor کوشش کردن
trial and error کوشش و خطا
attempting کوشش کردن
attempts کوشش کردن
attempted کوشش کردن
attempt کوشش کردن
industriousness سعی و کوشش
bustle تقلا کوشش
to exert oneself کوشش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com