English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
heliotrope گل افتاب گردان ارغوانی روشن
Other Matches
mauve ارغوانی روشن
orchids رنگ ارغوانی روشن
orchid رنگ ارغوانی روشن
daisy گل افتاب گردان
visor افتاب گردان
visors افتاب گردان
helianthus گل افتاب گردان
vizor افتاب گردان
visorless بی افتاب گردان
visard افتاب گردان
turnsole گل افتاب گردان
sunflower گل افتاب گردان
daisies گل افتاب گردان
sunshades افتاب گردان
sunshade افتاب گردان
sunflowers گل افتاب گردان
fire opal گل افتاب گردان عین الشمس
sunlit روشن از فروغ افتاب
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
illumination by diffusion روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
amethystine ارغوانی
purpure ارغوانی
amethysts رنگ ارغوانی
purple جامه ارغوانی
amethyst یاقوت ارغوانی
amethyst رنگ ارغوانی
purple رنگ ارغوانی
amethysts یاقوت ارغوانی
murrey قرمز ارغوانی
rhodolite لعل ارغوانی
modena ارغوانی سیر
impurple ارغوانی کردن
empurple ارغوانی کردن
purplish مایل به ارغوانی
purply مایل به ارغوانی
aubergines ارغوانی تیره
cresol purple ارغوانی کرزول
ox blue ابی سیرمایل به ارغوانی
pruplish متمایل به رنگ ارغوانی
purple red قرمز مایل به ارغوانی
Maroon <adj.> <noun> نوعی رنگ ارغوانی
purple ارغوانی کردن یا شدن
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
purple hearts نشان شجاعت قلب ارغوانی
purple heart نشان شجاعت قلب ارغوانی
gooseberry رنگ سیاه مایل به ارغوانی
coral pink رنگ ارغوانی متمایل به زردکمرنگ
gooseberries رنگ سیاه مایل به ارغوانی
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylit روز روشن روشن کردن
daylight روز روشن روشن کردن
illuminati روشن ضمیران روشن فکران
royal purple رنگ ارغوانی مایل بقرمز سیر
mauve رنگ بنفش مایل به ارغوانی سیر
purpuric acid اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
tokay انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
half tone screen صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
construction batalion گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
vignetting سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminating چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminates چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
sun افتاب
queen's weather افتاب
dislocates افتاب
dislocate افتاب
sunned افتاب
sunning افتاب
sunny افتاب رو
dislocating افتاب
sunniest افتاب رو
sunnier افتاب رو
patent to the sun افتاب رو
photosphere افتاب
suns افتاب
sunless بی افتاب
subsolar در فل افتاب
sunshine افتاب
streamers تیغ افتاب
heliotropism افتاب گرایی
sundials شاخص افتاب
sunlike مانند افتاب
sundial شاخص افتاب
eclipse of sun افتاب گرفتگی
basks افتاب خوردن
heliolatrous افتاب پرست
sun dried در افتاب خشکانیده
sunbaked افتاب پخته
basked افتاب خوردن
basking افتاب خوردن
sun worship افتاب پرستی
sun struck افتاب زده
sunburn افتاب زدگی
p of the sun طلوع افتاب
sunstroke افتاب زدگی
helianthemum چرخ افتاب
dry in the sun خشکاندن در افتاب
p of the sun نیش افتاب
chamaeleontis افتاب پرست
patent to the sun افتاب گیر
sunup طلوع افتاب
sunshiny افتاب گیر
sunshine recorder افتاب سنج
broiling sun افتاب سوزان
dawn طلوع افتاب
dawned طلوع افتاب
dawning طلوع افتاب
dawns طلوع افتاب
sunward سوی افتاب
cockshut غروب افتاب
weather beaten افتاب زده
sunbeams تیغ افتاب
sunbeams پرتو افتاب
sunbeam تیغ افتاب
sunstruck افتاب زده
bask افتاب خوردن
sunbath حمام افتاب
sun beam پرتو افتاب
heliograph افتاب نگار
german giant swing افتاب شکسته
helianthemum افتاب چرخ
sunbeam پرتو افتاب
sunsets غروب افتاب
girasole گل افتاب پرست
girasol گل افتاب پرست
giant swing افتاب یا مهتاب
sunshine نور افتاب
giant circle افتاب شکسته
solarization تابش افتاب
sunshine تابش افتاب
solarism افسانههای افتاب
sunlight نور افتاب
sun burn افتاب زدگی
streamer تیغ افتاب
sunrise طلوع افتاب
heliotrope گل افتاب پرست
chamaeleon افتاب پرست
heliotherapy معالجه با افتاب
heliosis افتاب زدگی
sunrises طلوع افتاب
heliotrope افتاب گرای
heliophilous افتاب دوست
heliologist افتاب شناس
roman candle افتاب مهتاب
sun worshipper افتاب پرست
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
bask حمام افتاب گرفتن
sunbathing حمام افتاب گرفتن
to sun one self خودرا افتاب دادن
sunbathed حمام افتاب گرفتن
basked حمام افتاب گرفتن
to take the sun افتاب بخود دادن
under the sun در جهان در زیر افتاب
sunbathe حمام افتاب گرفتن
helianthus روزگردک جنس گل افتاب
insolate در معرض افتاب گذاشتن
sunbathes حمام افتاب گرفتن
basks حمام افتاب گرفتن
sunburn افتاب سوخته کردن
sun dial افتاب نما مقنطره
sun hat کلاه افتاب گیر
sung hat کلاه افتاب گیر
peep نیش افتاب روزنه
peeped نیش افتاب روزنه
peeping نیش افتاب روزنه
peeps نیش افتاب روزنه
solisequous تابع گردش افتاب
side screen چادر افتاب گیر
sunshiny منور از نور افتاب
sunflower گیاه افتاب گرا
sunflowers گیاه افتاب گرا
basking حمام افتاب گرفتن
solarize درمعرض افتاب قراردادن
sunbaked حرارت افتاب دیده
sunbaked در افتاب خشک شده
solar orientation تعیین موقعیت نسبت به افتاب
heliograph دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
sunning درمعرض افتاب قرار دادن
sunned درمعرض افتاب قرار دادن
sun درمعرض افتاب قرار دادن
tannage قهوهای در اثر اشعه افتاب
helioscope دوربین افتاب بینی خورشیدبین
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
sun disk صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
sun deck عرشه افتاب گیر کشتی
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
parches تفتیدن افتاب سوخته کردن
parch تفتیدن افتاب سوخته کردن
suns درمعرض افتاب قرار دادن
ra خدای افتاب مصریان قدیم
sq گردان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com