Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (1 milliseconds)
English
Persian
She only thinks of her self . she is self – centered.
فقط بفکر خودش است
Other Matches
thinks
خیال کردن
thinks
اندیشیدن
thinks
فکر کردن
thinks
گمان کردن
he thinks to deceive you
قصدش اینست شمارابفریبد
to thinks scorn of
ناچیز یا حقیر شمردن
self centered
ثابت ونامتحرک
self centered
متوجه نفس خود
centered
میان
self centered
خودگرای
centered
نقط ه میانی چیزی
centered
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centered
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centered
مرکز
centered
وسط ونقطه مرکزی
centered
درمرکز قرارگرفتن
centered
تمرکز یافتن
four-centered
[قوس جناغی چهار پرگاری]
centered
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centered
شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
محل
centered
وسط
body centered
بطور فضایی متمورکز شده
child centered
کودک محور
client centered therapy
درمان متمرکز بر درمان جو
face centered cubic
مکعب مراکز وجوه پر
body centered cubic
مکعب مرکز پر
face centered cubic lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
end centered unit cell
سلول واحد دو وجهی متقابل پر
body centered cubic lattice
شبکه مکعبی مرکز پر
body centered cubic space lattice
شبکه فضاویی مکعبی با مرکزحجمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com