Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
mining effect
اثر انفجاری مین
mining effect
اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
Other Matches
mining
کان کنی
mining
مین گذاری
mining
معدن کاری
mining
استخراج معدن
mining
مین گذاری کردن
mining
معدنکاوی
mining
معدنکاری
coal mining
معدن ذغال سنگ
[کان کنی]
quartz mining
رگه زنی زیرکنی
coal mining
کان ذغال سنگ
[کان کنی]
axial mining
مین گذاری محوری
surface mining
استخراج معدن روباز
axial mining
مین گذاری طولی
gold mining
استخراج طلا
under ground mining
استخراج زیرزمینی
ice mining
مین گذاری یخها
ice mining
انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
Open-pit mining
استخراج معدن روباز
opencast mining
[British E]
استخراج معدن روباز
strip mining
[American E]
استخراج معدن روباز
to take effect
قابل اجراشدن
to this effect
ازاین قرار
to the effect that
دایربراینکه
to this effect
باین معنی
to take effect
مجری شدن
to come into effect
قابل اجراشدن
to come into effect
مجری شدن
with effect from
از تاریخ ...
to say something to the effect that ...
ابراز کردن خود دایربراینکه ...
come to effect
قابل اجرا شدن
to the
[that]
effect
<adv.>
با مفهوم
[معنی]
کلی
effect and cause
معلول و علت
cause and effect
علت و معلول
take effect
<idiom>
قانونی درست شدن
to the effect that
مبنی براینکه
after-effect
تاثیر بعدی
after-effect
اثر ثانوی
What effect do you think the changes will have on you?
فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to take effect
قانونی درست شدن
effect
کارموثر اجراکردن
by-effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
اثر فرعی
effect
تاثیر
effect
عملی کردن معلول
effect
انجام دادن
effect
اجرا
effect
اجرا کردن
effect
معلول
effect
مفید
by-effect
نتیجه جانبی
to go into effect
قانونی درست شدن
to take effect
قانون شدن
to take effect
کاربرد پذیر شدن
to go into effect
کاربرد پذیر شدن
to take effect
قابل اجرا شدن
effect
اثر
to go into effect
قانون شدن
effect
نتیجه
to go into effect
قابل اجرا شدن
effect
مفهوم نیت
effect
معنی
by-effect
اثر جانبی
tau effect
پدیده تائو
photoelectric effect
اثر فوتوالکتریک
surface effect
اثر سطح
thermoelectric effect
اثر گرما- برق
shoaling effect
اثرات کم عمق
tax effect
اثر مالیات
thermal effect
اثر گرما
thermal effect
اثر گرمایی
to bring to effect
اجراکردن
restrictive effect
اثر انقباضی
to carry into effect
بموقع اجراگذاشتن
to give effect to
عملی کردن
to bring to effect
انجام دادن
to give effect to
اجراکردن
to carry into effect
اجراکردن
photovoltaic effect
اثر نور- ولتی
seebeck effect
اثر زبک
screening effect
اثر پوششی
schottky effect
پدیده شوتکی
schottky effect
اثر شوتکی
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
ripple though effect
اثر بازدارنده
retarding effect
اثر تاخیری
restrictive effect
اثر کاهشی
pincushion effect
اعوجاج بالشتکی
piston effect
اثر سنبهای
practice effect
اثر تمرین
price effect
اثر قیمت
redistribution effect
اثر توزیع مجدد
ratchet effect
اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
seebeck effect
پدیده زبک
substitution effect
اثر جانشینی
pigou effect
اثر پیگو
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
subsittution effect
اثر جانشینی
reactive effect
عکس العمل
pinch effect
اثر فشرده سازی
steric effect
اثر فضایی
skin effect
اثر پوست
skin effect
اثر سطحی
size effect
تاثیر اندازه
significant effect
اثر معنی دار
significant effect
اثر مهم
shot effect
اثر ساچمهای
shielding effect
اثر حفافتی
ratchet effect
اثر برگشت ناپذیر
spillover effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
carry into effect
جامه عمل پوشاندن
carry into effect
صورت دادن
put into effect
صورت دادن
carry into effect
تکمیل کردن
put into effect
تکمیل کردن
carry into effect
به انجام رساندن
carry into effect
عملی کردن
carry into effect
واقعی کردن
carry into effect
واقعیت دادن
carry into effect
اجرا کردن
carry into effect
انجام دادن
put into effect
تحقق بخشیدن
carry into effect
تحقق بخشیدن
secondary effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
نتیجه جانبی
secondary effect
نتیجه جانبی
secondary effect
اثر فرعی
spillover effect
اثر جانبی
secondary effect
اثر جانبی
spillover effect
اثر فرعی
carry into effect
به اجرا در آوردن
put into effect
به اجرا در آوردن
put into effect
واقعی کردن
put into effect
عملی کردن
zeigarnik effect
پدیده زایگارنیک
zeeman effect
اثر زیمان
zeeman effect
اثر زیمن
wealth effect
"اثر پیگو "
wealth effect
اثر ثروت
volta effect
پدیده ولتا
volta effect
اثر ولتا
unfavorable effect
اثر نامساعد
turning effect
اثر گردش
tunnel effect
پدیده تونلی
tunnel effect
اثر تونلی
zener effect
اثر زنر
zener effect
اثر زنری
put into effect
واقعیت دادن
put into effect
صورت گرفتن
put into effect
به انجام رساندن
put into effect
انجام دادن
put into effect
اجرا کردن
put into effect
جامه عمل پوشاندن
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
side effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
special effect
جلوههایویژه
sound effect
جلوههایصوتی
torque effect
اثر ترک
fire for effect
تیرموثراتش
dimming effect
اثر تیرگی
diffusion effect
اثر شیوع
diffusion effect
اثر نشر
demonstration effect
اثر نمایشی
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
crowding out effect
اثر جبرانی
crawl effect
اثر خزش
cotton effect
پدیده کاتن
corona effect
اثر کورونا
corona effect
اثر هالهای
coriolis effect
پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
coriolis effect
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
coriolis effect
اثر نیروی کوریلیس
compton effect
اثر کامپتون
coanda effect
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
dopplar effect
اثر دوپلر
doppler effect
اثر داپلر
fire for effect
مرحله تیر موثر
field effect
اثر میدان
field effect
با تاثیر میدانی
exponential effect
اثرنمایی
experimenter effect
اثر ازمایشگری
dependence effect
اثر وابستگی
evidentiary effect
نتیجه مشهود
evidentiary effect
اثر مشهود
electroosmotic effect
اثر الکترون اسمزی
dynatron effect
اثر دیناترون
doppler effect
اثر دوپلر
doppler effect
پدیده دوپلر
doppler effect
اثر برگشت امواج روی فرستنده
choking effect
اثر پیچک
ceiling effect
اثر تارک
cause and effect relationship
رابطه علت و معلولی
demonstration effect
اثر تظاهری
side-effect
اثر جانبی
side-effect
اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect
واکنش ثانوی
side-effect
اثر زیان اور
side-effect
اثر فرعی
side effect
نتیجه جانبی
side effect
اثر جانبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com