Total search result: 203 (7 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
Can you recommend a hotel? |
آیا میتوانید یک هتل به من معرفی کنید؟ |
|
|
Search result with all words |
|
Can you recommend a good restaurant? |
آیا میتوانید یک رستوران خوب معرفی کنید؟ |
Can you recommend a guest house? |
آیا میتوانید یک پانسیون به من معرفی کنید؟ |
Other Matches |
|
Can you repair my car? |
آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟ |
Could you reserve a room for me? |
آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟ |
Can you find me a porter? |
آیا میتوانید برای من یک باربر پیدا کنید؟ |
Can you find me a babysitter? |
آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟ |
Can you mend this puncture? |
آیا میتوانید این پنچری تایر را تعمیر کنید؟ |
Can you change these traveller's cheques? |
آیا میتوانید این چکهای مسافرتی را به پول نقد تبدیل کنید؟ |
report tothe director |
خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید |
repeats |
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو |
repeat |
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو |
scissoring |
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه |
add |
اضافه کنید زیاد کنید |
adding |
اضافه کنید زیاد کنید |
adds |
اضافه کنید زیاد کنید |
can you pronounce him safe |
ایا میتوانید |
You can take the bus. |
شا میتوانید با اتوبوس بروید. |
you may rest assured |
میتوانید مطمئن باشید |
prescan |
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید |
Can you give me a heads up? <idiom> |
آیا میتوانید قبلش به من خبر بدهید؟ |
can you supply our wants? |
ایا شما میتوانید نیازمندیهای ما را رفع نمایید |
Can you get me manchester 123-45-67? |
آیا میتوانید شماره 123-45-67 منچستر را برای من بگیرید؟ |
designation |
معرفی |
representation |
معرفی |
representations |
معرفی |
presentation |
معرفی |
presentations |
معرفی |
designations |
معرفی |
reference |
معرفی |
reclame |
معرفی |
introduce |
معرفی کردن |
insets |
معرفی کردن |
bring forward |
معرفی کردن |
nominate |
معرفی کردن |
letter of reference |
معرفی نامه |
nominating |
معرفی کردن |
recommends |
معرفی کردن |
recommending |
معرفی کردن |
recommend |
معرفی کردن |
introduced |
معرفی کردن |
introduces |
معرفی کردن |
representation |
معرفی کردن |
introduction |
معارفه معرفی |
introductions |
معارفه معرفی |
presentee |
معرفی شده |
letter |
معرفی نامه |
letters |
معرفی نامه |
inset |
معرفی کردن |
introducing |
معرفی کردن |
representations |
معرفی کردن |
presents |
معرفی کردن |
nominates |
معرفی کردن |
speak well for |
معرفی کردن |
designative |
معرفی کننده |
letter of introduction |
معرفی نامه |
presenting |
معرفی کردن |
nominator |
معرفی کننده |
representer |
معرفی کننده |
present |
معرفی کردن |
presented |
معرفی کردن |
nuncupatory |
معرفی کننده |
presentable |
شایان معرفی |
reports |
معرفی کردن خود |
presentably |
بطور قابل معرفی |
introduction |
معرفی رسمی اشناسازی |
initial campaign |
معرفی کالا به بازار |
net authentication |
معرفی ایستگاههای شبکه |
letterman |
دارنده معرفی نامه |
introductions |
معرفی رسمی اشناسازی |
report |
معرفی کردن خود |
preconize |
بعموم معرفی کردن |
reported |
معرفی کردن خود |
algebra |
قوانینی که برای معرفی |
reagency |
امادگی برای واکنش یا معرفی |
instantiate |
معرفی کردن بوسیله کنسرت |
roll out |
معرفی یک کالای تجارتی به بازار |
meets |
معرفی شدن به ملاقات کردن |
computer generations |
روش معرفی پیشرفتها در محاسبه |
quantification |
معرفی عناصر یک جسم تعریف |
to r.someone as a |
کسی را به سمتی معرفی کردن |
meet |
معرفی شدن به ملاقات کردن |
good wine needs no bush |
چیزخوب نیازمند به معرفی نیست |
id |
کارتی که ضخص را معرفی میکند |
social credit |
تصادی معرفی شده است |
subscripted variable |
عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود |
tag |
نوار پشت پوتین کارت معرفی |
to proclam someone a traitor |
کسیرا بعموم خائن معرفی کردن |
technological |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
technologically |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
I have been referred. (introduced,recommended)to you by MR. . . . |
از جانب آقای ... به شما معرفی شده ام |
to give publicity to |
بعموم نشان دادن یا معرفی کردن |
predefined |
آنچه قبلا معرفی شده است |
to report oneself |
حاضر شدن وخود را معرفی کردن |
who are your reference? |
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند |
tags |
نوار پشت پوتین کارت معرفی |
to i. any one into abenefice |
کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن |
Type cable |
مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM |
toastmistress |
بانوی معرفی کننده ناطق سرمیز غذا |
personation |
خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن |
bring up <idiom> |
معرفی چیزی برای بحث (مذاکره)آوردن |
to report to the police |
خود را به پلیس معرفی کردن [بخاطر خلافی] |
names |
کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص |
name |
کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص |
functional |
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند |
proceed time |
زمان لازم برای معرفی به پایگاه جدید |
say no more |
بس کنید |
ease off |
شل کنید |
polar |
سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا |
toastmasters |
کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند |
key |
کد عددی برای معرفی کلیدی که انتخاب شده است |
menu |
انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور |
identification tag |
پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه |
menus |
انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور |
bear arms |
سلاح به دست گرفتن خود را به خدمت معرفی کردن |
toastmaster |
کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند |
vide infara |
را نگاه کنید |
suppose |
فرض کنید |
move out |
حرکت کنید |
give it a wipe |
انراخشک کنید |
make a hurry |
عجله کنید |
leontief table |
نگاه کنید به : |
hurry up |
عجله کنید |
i say |
نگاه کنید |
hold hard |
صبر کنید |
have patience with me |
با من حوصله کنید |
into a ball |
نخ راگلوله کنید |
keep at it |
مداومت کنید |
cautioning |
توجه کنید |
dele |
پاک کنید |
repeat |
تکرار کنید |
repeats |
تکرار کنید |
attention to orders |
توجه کنید |
deleting |
حذف کنید |
oyez |
توجه کنید |
oyez |
گوش کنید |
recive |
مصرف کنید |
caution |
توجه کنید |
supposing |
فرض کنید |
Turn (let) the dog loose. |
سگ راباز کنید |
supposes |
فرض کنید |
delete |
حذف کنید |
cautioned |
توجه کنید |
accelerando |
کم کم تند کنید |
cautions |
توجه کنید |
wait a second |
تامل کنید |
push the door to |
در راپیش کنید |
deletes |
حذف کنید |
deleted |
حذف کنید |
sets |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
ccitt |
انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند |
flow diagram |
نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت |
set |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
setting up |
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال |
category wiring |
یکی از 5 سطح استاندارد معرفی شده توسط EIA / TIA |
flowchart |
نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت |
trails |
هدف را تعقیب کنید |
infile |
به ستون دو حرکت کنید |
I won't be talked into it! |
من را نمیتوانید متقاعد کنید! |
trailed |
هدف را تعقیب کنید |
When will you depart? |
کی شما حرکت می کنید؟ |
observe silence |
سکوت را رعایت کنید |
maydays |
خطر کمک کنید |
trail |
هدف را تعقیب کنید |
she your profit with him |
سودخودرابا اوتقسیم کنید |
shift colors |
پرچم را تعویض کنید |
out with him |
اورا بیرون کنید |
off with his head |
سرش را از تن جدا کنید |
single file |
به ستون یک حرکت کنید |
trailing |
هدف را تعقیب کنید |
mayday |
خطر کمک کنید |
Refer (turn over) to page 110. |
به صفحه 110مراجعه کنید |
you do me injustice |
در باره من بی عدالتی می کنید |
KEEP LEFT |
از سمت چپ حرکت کنید. |
wait a second |
یک خرده صبر کنید |
wait a second |
اندکی صبر کنید |
wait a minute |
اندکی صبر کنید |
chain |
مراجعه کنید به CATENA |
chains |
مراجعه کنید به CATENA |
Do you agree that … |
آیا تصدیق می کنید که … |
Turn the water tap on . |
شیر آب را باز کنید |
Cash is in short supply these days . |
از حقوق ماهانه ام کم کنید |
Full tank, please. |
لطفا باک را پر کنید. |
Please check the ... |
لطفا ... را کنترل کنید. |
Please check the water. |
لطفا آب را کنترل کنید. |
Please behave yourself . Please be courteous. |
ادب را رعایت کنید |
NB |
خوب دقت کنید |
wait a minute |
یک دقیقه صبر کنید |
avast |
ایست توقف کنید |
do good to others |
بدیگران نیکی کنید |
drop track |
تعقیب را قطع کنید |
record as target |
اماج را ثبت کنید |
sus.per coll |
حلق اویزش کنید |
supra |
ببالا نگاه کنید |
stack arms |
تفنگها راچاتمه کنید |
continue your studies |
تحصیلات خودرادنبال کنید |
wait a little |
کمی صبر کنید |
opens |
مروحه را باز کنید |
opened |
مروحه را باز کنید |
cease engagement |
درگیری را قطع کنید |
check firing |
عناصرتیر را بررسی کنید |
try and came |
کوشش کنید که بیائید |
open |
مروحه را باز کنید |