English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
figure eight fake ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
Other Matches
cross pointing ارایش طنابهای اطراف ناو یااستنچی
risers انشعابات عمومی چتر نجات ستونها یا طنابهای عمودی ناو طنابهای شانهای چترنجات
ca Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
criss-crossed چلیپایی کردن
criss-crossing چلیپایی کردن
criss-crosses چلیپایی کردن
criss-cross چلیپایی کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
wire ropes طنابهای سیمی
standing rigging طنابهای ثابت
antiparachute ropes طنابهای پایین بالون
cordage مجموع طنابهای کشتی
rigging طنابهای نگهدارنده دکل
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
sparred تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
spars تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
spar تیر چوبی یا فلزی نگهدارنده طنابهای قایق
cruciferous چلیپایی
crutched چلیپایی
crossover چلیپایی
trigonous چلیپایی
crossed چلیپایی
manicured ارایش کردن
manicuring ارایش کردن
embellishes ارایش کردن
embellish ارایش کردن
embellishing ارایش کردن
attire ارایش کردن
embellished ارایش کردن
manicure ارایش کردن
decorations ارایش کردن
manicures ارایش کردن
decoration ارایش کردن
disembellish بی ارایش کردن
boatswains افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
boatswain افسری که مسئول افراشتن بادبان ولنگر طنابهای کشتی است
cross peaks پیکهای چلیپایی
cross country mill نورد چلیپایی
t square خطکش چلیپایی
cross wise چلیپایی ضربدری
cross aisal راهروی چلیپایی
crucifer گیاه چلیپایی
cruciate رنجیده چلیپایی
weaving همبری چلیپایی
bedecked ارایش کردن اراستن
bedeck ارایش کردن اراستن
to make one's toilet ارایش یا بزک کردن
bedecks ارایش کردن اراستن
bedecking ارایش کردن اراستن
pectoral cross چلیپایی روی سینه
cross country mobility قابلیت حرکت چلیپایی
adorns قشنگ کردن ارایش دادن
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
off diagonal cross peaks پیکهای چلیپایی خارج از قطر
st.g's cross چلیپایی که ازدوخطقرمزدرست شده باشد
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
to paint the lily چیز زیبارا ارایش مصنوعی کردن
pompadour طرز ارایش موی سر بطورپف کردن
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
gammadion چلیپایی که برانتهای هریک ازچهارخطان ازطرف حرکت عقربه ساعت رس
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
list صورت کردن
invoices صورت کردن
invoiced صورت کردن
invoice صورت کردن
invoicing صورت کردن
rosters وارد صورت کردن
roster وارد صورت کردن
to strike off the rolls از صورت حذف کردن
schedule صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedules صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
mine action عمل کردن به صورت مین
strike off the rolls از صورت وکلا خارج کردن
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
to e. figures upon astone صورت هایی بر سنگ نقش کردن
take something to heart <idiom> به صورت جدی تصمیم گیری کردن
skew میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skewing میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skews میزان کردن چیزی به صورت نادرست
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
to stare at person in the face توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
hasty sling حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
administrative landing پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
denationalises از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
to save ones face ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
to marshal one's creditors صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
mercury delay line روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
toilette ارایش
toilets ارایش
layout ارایش
syndiotactic هم ارایش
flower piece ارایش گل
mountings ارایش
inornate بی ارایش
inflorescence ارایش
hairdressing ارایش مو
adorning ارایش
attire ارایش
toilet ارایش
coiffures ارایش مو
isotatic تک ارایش
ornamentation ارایش
compositions ارایش
coiffure ارایش مو
mustering ارایش صف
composition ارایش
mustered ارایش صف
muster ارایش صف
musters ارایش صف
fleuron ارایش گل
formation ارایش
layouts ارایش
parergon ارایش
decor ارایش
make up ارایش
finery ارایش
head piece ارایش
arramgement ارایش
toiletry ارایش
embellishment ارایش
headdress ارایش سر
arrangements ارایش
headdresses ارایش سر
arrangement ارایش
habiliment ارایش
arrangment ارایش
grooming ارایش
mounting ارایش
garnishment ارایش
embellishments ارایش
dressing ارایش
scissoring ارایش
head-dresses ارایش سر
atactic بی ارایش
dressings ارایش
attack pattern ارایش تک
head tire ارایش مو
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
lotions محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dresser میز ارایش
beautified ارایش دادن
garnished ارایش دادن
dressing table میز ارایش
head dress لچک ارایش سر یا مو
atactic polymer بسپار بی ارایش
preparation تهیه و ارایش
head-dresses پوشاک سر ارایش مو
phyllotaxis ارایش برگی
atomic configuration ارایش اتمی
phyllotaxy ارایش برگی
preparations تهیه و ارایش
purfle ارایش دادن
dressing tables میز ارایش
diamond formation ارایش لوزی
decorates ارایش دادن
ornamentally برای ارایش
decorating ارایش دادن
isotactic polymer بسپار تک ارایش
fluting ارایش شیاری
headdress پوشاک سر ارایش مو
arrays ارایش ارایه
array ارایش ارایه
lard vt ارایش دادن
decorations ارایش تزیین
randomization ارایش تصادفی
floridly با ارایش زیاد
plume ارایش دادن
decorate ارایش دادن
wedge formation ارایش مثلث
garnish ارایش دادن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com