Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (14 milliseconds)
English
Persian
click
انتخاب شده حرکت کند
clicked
انتخاب شده حرکت کند
clicks
انتخاب شده حرکت کند
Search result with all words
pass
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
passed
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
passes
یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
heading select feature
عرشه کمکی برای انتخاب سمت حرکت هواپیما
tabbing
ترتیب حرکت تمرکز از یک دگمه یا میدان به دیگر با انتخاب کلید tab
Other Matches
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
election
انتخاب
delegacy
انتخاب
selections
انتخاب
franc
حق انتخاب
selecting
انتخاب
options
حق انتخاب
option
انتخاب
francs
حق انتخاب
option
حق انتخاب
franchises
حق انتخاب
drafted
انتخاب
drafts
انتخاب
franchise
حق انتخاب
selection
انتخاب
options
انتخاب
choicest
انتخاب
choice
انتخاب
suffrage
حق انتخاب
draft
انتخاب
choicer
انتخاب
choices
انتخاب
excerption
انتخاب
hit
انتخاب یک کلید
mischoose
بد انتخاب کردن
hitting
انتخاب یک کلید
mischoice
انتخاب غلط
faulty selection
انتخاب غلط
hits
انتخاب یک کلید
circuit switching
انتخاب مدار
chooses
انتخاب کردن
selectivity
حسن انتخاب
chip select
انتخاب تراشه
choose
انتخاب کردن
dials
انتخاب کردن
dialled
انتخاب کردن
choice of technology
انتخاب تکنولوژی
dialed
انتخاب کردن
dial
انتخاب کردن
choiceless
محروم از حق انتخاب
chooser
انتخاب کننده
choosey
انتخاب کننده
eligible
شایسته انتخاب
eligible
قابل انتخاب
selection switch
گزینه انتخاب
option
شق انتخاب شده
choosing
انتخاب کردن
elective
دارای حق انتخاب
selects
انتخاب کردن
selected
انتخاب کردن
preselection
انتخاب مقدماتی
select
انتخاب کردن
electives
دارای حق انتخاب
selector
انتخاب کننده
outvoter
انتخاب کننده
selectors
انتخاب کننده
pickup
انتخاب رشد
pitch upon
انتخاب کردن
natural selection
انتخاب طبیعی
project selection
انتخاب پروژه
picked
انتخاب شده
route selection
انتخاب مسیر
selectively
قابل انتخاب
selectively
مبنی بر انتخاب
selectively
انتخاب کننده
selective
قابل انتخاب
selective
مبنی بر انتخاب
selective
انتخاب کننده
scracity and choice
کمیابی و انتخاب
single
انتخاب کردن
election
انتخاب نماینده
self-service
با انتخاب ازاد
chose
انتخاب کرده
pick out
<idiom>
انتخاب کردن
choosy
انتخاب کننده
cream of the crop
<idiom>
انتخاب عانی
reelection
تجدید انتخاب
screen
انتخاب کردن
screened
انتخاب کردن
screening, screenings
انتخاب کردن
screens
انتخاب کردن
self service
با انتخاب ازاد
selection of position
انتخاب موضع
opted
انتخاب کردن
elects
انتخاب کردن
sifts
انتخاب کردن
elected
انتخاب شده
re-election
تجدید انتخاب
re-election
انتخاب مجدد
economic choice
انتخاب اقتصادی
re election
تجدید انتخاب
social selection
انتخاب اجتماعی
cs
انتخاب تراشه
elector
انتخاب کننده
seller's option
انتخاب فروشنده
electors
انتخاب کننده
electing
انتخاب کردن
sifted
انتخاب کردن
opt
انتخاب کردن
the polls
انتخاب گاه
check boxes
چهارگوشهای انتخاب
freedom to choose
ازادی در انتخاب
freedom of choice
ازادی انتخاب
menu
فهرست انتخاب
opts
انتخاب کردن
opting
انتخاب کردن
elect
انتخاب کردن
menus
فهرست انتخاب
to make a choice of
انتخاب کردن
sift
انتخاب کردن
re election
انتخاب مجدد
get in
انتخاب شدن
switched line
خط انتخاب شده
options
شق انتخاب شده
break
انتخاب شود
impluse selection
انتخاب ایمپولز
impluse stepping
انتخاب شماره
direct selection
انتخاب مستقیم
to have one's pick
انتخاب کردن
breaks
انتخاب شود
icon
راهنمای انتخاب
cooptation
انتخاب درونی
icons
راهنمای انتخاب
ikons
راهنمای انتخاب
impluse action
انتخاب شماره
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
preelection
وابسته به پیش از انتخاب
destine
قبلا انتخاب کردن
option
عملی که انتخاب میشود
electress
خانم انتخاب کننده
constituents
انتخاب کننده موکل
ineligbility
ناشایستگی برای انتخاب
eligibility
شایستگی برای انتخاب
constituent
انتخاب کننده موکل
probabilism
انتخاب وجه احتمالی
preselect
انتخاب کردن مقدماتی
Whichever she chooses .
هر کدام را که انتخاب کند
selection
عمل یا فرآیند انتخاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com