English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (42 milliseconds)
English Persian
foregather انجمن کردن
to hold a meeting انجمن کردن
Search result with all words
assemble انجمن کردن ملاقات کردن
assembled انجمن کردن ملاقات کردن
assembles انجمن کردن ملاقات کردن
assemblage انجمن عمل سوار کردن
assemblages انجمن عمل سوار کردن
Other Matches
conventicle انجمن مخفی وغیر قانونی انجمن مذهبی
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
community انجمن
meetings انجمن
meeting انجمن
fellowsh انجمن
instituting انجمن
institutes انجمن
convocation انجمن
comitia انجمن
confranternity انجمن
institute انجمن
instituted انجمن
communities انجمن
companies انجمن
group انجمن
groups انجمن
association انجمن
clubbing انجمن
clubs انجمن
committee انجمن
committees انجمن
reunion انجمن
reunions انجمن
gathering انجمن
company انجمن
society انجمن
societies انجمن
club انجمن
associations انجمن
guilds انجمن
guild انجمن
clubbed انجمن
gatherings انجمن
convocations انجمن
councils انجمن
council انجمن
agora انجمن
borough council انجمن ده
coterie انجمن
coteries انجمن
conferences انجمن باشگاهها
municipal council انجمن شهر
trade association انجمن صنفی
conclaves انجمن محرمانه
academy انجمن دانش
prayer meeting انجمن دعا
quaker's meeting انجمن خاموش
secret society انجمن سری
associate computer professionals انجمن کامپیوترکاران
municipal council انجمن شهرداری
hunts انجمن شکارچیان
folkmot انجمن شهر
folkmoot انجمن شهر
meetings انجمن جلسه
local authority انجمن محلی
hunted انجمن شکارچیان
hunt انجمن شکارچیان
town meeting انجمن شهری
town council انجمن شهرداری
town council انجمن شهر
assembly اجتماع انجمن
factions انجمن فرقه
benefits society انجمن خیریه
faction انجمن فرقه
conference انجمن باشگاهها
meeting انجمن جلسه
consistory انجمن کاتوزیان
confraternity انجمن اخوت
caucuses انجمن حزبی
caucus انجمن حزبی
council chamber انجمن گاه
academies انجمن دانش
congresses انجمن مجلس
congress انجمن مجلس
conclave انجمن محرمانه
bcs انجمن کامپیوتر در انگلستان
orchestration تنظیم انجمن سازی
wps انجمن پردازش کلمه
academician عضو انجمن دانش
convention پیمان نامه انجمن
conventions پیمان نامه انجمن
chamber of shipping انجمن صاحبان کشتی
orchestrations تنظیم انجمن سازی
town hall تالار انجمن شهر
town halls تالار انجمن شهر
juntas دسته انجمن سری
junta دسته انجمن سری
brotherhoods انجمن برادری واخوت
iranian physical society انجمن فیزیک ایران
PTA انجمن اولیا و مربیان
iranian mathematical sociaty انجمن ریاضیات ایران
brotherhood انجمن برادری واخوت
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
election supervisor council انجمن نظارت بر انتخابات
community center ساختمان محل انجمن
marist عضو انجمن مریم
fraternity انجمن اخوت صنف
rural district council انجمن محلی زراعی
smart set انجمن شیک پوشان
society for computer medicine انجمن پزشکی کامپیوتر
PTA's انجمن اولیا و مربیان
fraternities انجمن اخوت صنف
producers association انجمن تولید کنندگان
municipal councillor عضو انجمن شهر
sla انجمن کتابخانههای مخصوص
word processing society انجمن پردازش کلمه
councilman عضو انجمن شهرداری
orchestral وابسته به انجمن نوازندگان
special libraries association انجمن کتابخانههای مخصوص
s.a.e مخفف انجمن مهندسان اتومبیل
communitarian عضو انجمن یا اجتماع کمونیستی
sisterhood انجمن خیریه مذهبی نسوان
journal of the iranian mathematical soci ماهنامه انجمن ریاضی ایران
PTA مخفف انجمن خانه و مدرسه
aldermen عضو انجمن شهر کدخدا
academy مکتب انجمن ادباء و علماء
association in information systems انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
icca انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
ipai انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل
alderman عضو انجمن شهر کدخدا
PTA's مخفف انجمن خانه و مدرسه
town meeting انجمن بلدی شورای شهری
concerts انجمن ساز واواز هم اهنگی
moot مجلس خطابه ومنافره انجمن
quaker meeting انجمن کواکرهاکه اعضای ان خام
concert انجمن ساز واواز هم اهنگی
acadmist عضو انجمن دانش یافرهنگستان
canadian information processing society انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
national computer graphics association انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
academies مکتب انجمن ادباء و علماء
avco cup جام جهانی انجمن هاکی
data processing management association انجمن مدیریت پردازش داده
s.a.e.s مخفف انجمن مهندسان اتومبیل
acp Professional AssociateComputer انجمن کامپیوترکاران
aisp انجمن متخصصین سیستمهای اطلاعاتی
society for computer simulation انجمن شبیه سازی کامپیوتر
academic مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
GIs انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
committee هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
GI انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
associationa of computer programmers انجمن برنامه نویسان و تحلیلگران کامپیوتر
committees هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
caucuses نمایندگان حزب کارگر درپارلمان یا انجمن
users انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
user انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
granger عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
caucus نمایندگان حزب کارگر درپارلمان یا انجمن
ics Society Computer Irish انجمن کامپیوتری ایرلند
intrant کسی که وارد انجمن یا دانشکده یامقامی میشود
clubbing :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubs :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
ncga Computer National انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
independent association computerconsulatans انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
mcc انجمن ریزالکترونیک و تکنولوژی کامپیوترTechnology andComputer icroelectronic
club :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
quaker's meeting انجمن کوالرهاکه اعضای ان خاموش میماندندتایکی درنتیجه
clubbed :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
spas Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
spa Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
duma انجمن شهر مجلس شورای روسیه تزاری
academically چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
mass meeting انجمن یا مجمعی که از عده زیادی مردم تشکیل شود
guild hall عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
acm Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
ipsj of Society InformationProcessing انجمن پردازش اطلاعات ژاپن apan
ccitt انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
ntsc انجمن آمریکایی که استانداردها برای تلویزیون و ویدیو تعریف میکند
friendly societies انجمن تعاونی) که اعضای ان همدیگر رادرتنگدستی یاپیری یاری میکنن
friendly society انجمن تعاونی) که اعضای ان همدیگر رادرتنگدستی یاپیری یاری میکنن
smis for Society Systems انجمن سیستمهای مدیریت اطلاعات Information anagement
decus Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
Jesuit عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
inns of court کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
guide EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guided EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guides EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
asis Science Information Societyfor American انجمن امریکایی علم اطلاع رسانی
Jesuits عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
imacs for internationalassociation insimulation computers mathematicsand انجمن بین المللی ریاضیات و کامپیوتردر شبیه سازی
T committee انجمن ANSI که استانداردهای ارتباطی دیجیتال برای آمریکا تنظیم میکند , به ویژه سرویسهای ISDN
corporations شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
tammany انجمن تامانی نیویورک وابسته بانجمن طرفدار کسب نفوذ سیاسی وبلدی بوسیله رشاء
corporation شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
gavels چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
councilboard میزیاجلسه هیئت وزراء میزیاجلسه انجمن
councilor عضو شورا عضو انجمن
councillors عضو شورا عضو انجمن
councillor عضو شورا عضو انجمن
socialist international بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com