Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
I shall not sign this contract in its present from (as it appears).
این قرار داد را بصورت فعلی امضاء نخواهم کرد
Other Matches
On my way home. . .
اگر سرم راببرند امضاء نخواهم کرد
jurat
گواهی امضاء وهویت امضاء کننده
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
assumed position
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
predicated
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicate
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicates
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicating
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
i will not go
نخواهم رفت
he says
نخواهم رفت
Tekke motife
نگاره تکه
[این نقش در فرش های ترکمن چه در ایران و چه در ترکمنستان مورد استفاده قرار می گیرد و بصورت هشت ضلعی کنگره ای می باشد.]
I wont budge an inch.
من که از جایم تکان نخواهم خورد
i will do my possible
هر چه از دستم براید کوتاهی نخواهم کرد
I wont be bullied . Iwont cringe to power. I refuse to brow-beaten To use force(violence).
زیر بار زور نخواهم رفت
nothing doing
<idiom>
مطمئنا هیچ ،من انجامش نخواهم داد
I wont buy it at this price .
با این قیمت آنرا نخواهم خرید
Not on your life !
هرگز توعمرم ( چنین کاری نخواهم کرد) !
grinning
[cornrowing]
[راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند.]
corn-rowing
[grinning]
راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند
brussels
دار الکتریکی یا ژاکارد که در تهیه فرش های ماشینی بکار رفته، تارها روی بوبین در بالای ماشین قرار گرفته و بسته به نیاز باز می شوند
[شبیه دار کرمانی]
و در آن حلقه های نخ پود بصورت بریده شده رها می گردد
minor border
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
picker
دلال و واسطه فرش
[بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
actuals
فعلی
present-day
فعلی
actual
فعلی
present value
ارزش فعلی
present value
ارزش فعلی
capital value
ارزش فعلی
status quo
وضع فعلی
celestial gion
کره فعلی
acceptance by conduct
قبول فعلی
actual state of affairs
وضع فعلی
current graph
نمودار فعلی
present conditions
شرایط فعلی
nonce
مقصود فعلی
very
واقعی فعلی
present worth
ارزش فعلی
current ratio
وضعیت فعلی
He signed with the letter
امضاء با حرف او
sigil
امضاء
signatures
امضاء
signature
امضاء
cosignatory
هم امضاء
ratification
امضاء
currents
فعلی اخرین اطلاعات
current purchasing power
قدرت خرید فعلی
net present value
ارزش فعلی خالص
for the nonce
برای مقصود فعلی
current directory
دایرکتوری جاری یا فعلی
verbal
فعلی تحت اللفظی
current
فعلی اخرین اطلاعات
current location counter
شمارنده مکان فعلی
initialled
اولین امضاء
initialing
اولین امضاء
john hancock
امضاء اصیل
initialling
اولین امضاء
initials
اولین امضاء
signed
امضاء شده
signatories
امضاء کننده
john henry
امضاء اصیل
signatures
امضاء کردن
signature
امضاء کردن
signatory
امضاء کننده
monograph
امضاء با یک حرف
signer
امضاء کننده
subscribers
امضاء کننده
undersigned
دارای امضاء
subscriber
امضاء کننده
blank signed cheque
چک سفید امضاء
blank signed document
سفید امضاء
undersign
امضاء کردن
unsigned
بدون امضاء
monographs
امضاء با یک حرف
initialed
اولین امضاء
initial
اولین امضاء
specimen signature
نمونه امضاء
attestation
تصدیق امضاء
accent mark
علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
alignments
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
alignment
میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
alien
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
aliens
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
physical
ترتیب فعلی کابلها در شبکه
posture
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postures
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
attesting
تصدیق امضاء کردن
signatories
صاحب امضاء امضایی
single name paper
سفته دارای یک امضاء
subscript
زیر نویس امضاء
signatory
صاحب امضاء امضایی
undersigned
امضاء کننده زیر
i had it signed
انرا به امضاء رساندم
forgery
امضاء سازی سند
forgeries
امضاء سازی سند
blank check
چک امضاء شده وسفید
blank check
چک سفید امضاء شده
prothonotary
متصدی امضاء احکام
john hancock
امضاء خود سخص
prontonotary
متصدی امضاء احکام
john henry
امضاء خود سخص
attest
تصدیق امضاء کردن
attested
تصدیق امضاء کردن
weŠthe undersigned
ما امضاء کنندگان زیر
attests
تصدیق امضاء کردن
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
rashwan medallion
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
an inceptive
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
an inceptive verb
فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
cumulative preferential
سود پس افتاده و فعلی سهام ممتازه
discounted cash flow
ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
To authenticate a signature.
تصدیق امضاکردن ( گواهی امضاء )
poison pen
نامه بی امضاء وتوهین امیز
badges
امضاء و علامت برجسته و مشخص
badge
امضاء و علامت برجسته و مشخص
blank check
چک امضاء شده بدون مبلغ
abusing a blank signed document
سوء استفاده از سفید امضاء
ideograph
امضاء یا علامت مخصوص شخص
up to d.
تمام شده تا تاریخ فعلی تازه جدید
do
[verb]
روی
[فعلی که همراه می آید]
تکیه میکند
an infinite verb
فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
input/output
آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
To preserve the status quo .
وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
endorsement in blank
فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
Just sign here and leave at that .
اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
endorsements
صحه امضاء حواله شرح پشت سند
I wI'll sign for (on behalf of)my brother.
از طرف (سوی )برادرم امضاء خواهم کرد
endorsement
صحه امضاء حواله شرح پشت سند
peach design
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
an impersonal verb
فعلی که فاعل معینی ندارد و جز سوم شخص مفرد است
jump instruction
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
operand
عدد یا آدرس فعلی که به جای برچسب یا محل اش استفاده شود
surface mount technology
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
end
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ended
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ends
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
devices
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
device
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
DSW
کلمه داده که از وسیلهای که حاوی اطلاعات وضعیت فعلی اش است ارسال میشود
writ of error
قرار یا حکم دادگاه که متضمن تصحیح اشتباه موجود در حکم یا قرار قبلی است
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
traced
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
trace
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
classifying
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifies
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
pomegrenate design
طرح گل اناری
[این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock
طرح طاووس
[این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
plotter
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotters
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
incremental computer
کامپیوتری که متغیرها را به صورت اختلاف بین مقادیر فعلی و مقادیر اولیه مطلق ذخیره میکند
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
new
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new-
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
incremental computer
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
in human shape
بصورت یا
as
<conj.>
<prep.>
بصورت
endorsing
فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorses
فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorsed
فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
endorse
فهرنویسی کردن جیرو کردن امضاء کردن
Outwardly . on the face of it.
بصورت ظاهر
spuriously
<adv.>
بصورت غلط
unintentionally
<adv.>
بصورت غلط
twist
تاب نخ
[بصورت اس یا زد]
inadvertently
<adv.>
بصورت غلط
neatly
<adv.>
بصورت صحیح
briefly
<adv.>
بصورت اجمالی
compendiously
<adv.>
بصورت اجمالی
curtly
<adv.>
بصورت اجمالی
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
manually
بصورت دستی
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
integrally
بصورت عددصحیح
autonomously
بصورت خودگردان
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
corporately
بصورت شرکت
briefly
<adv.>
بصورت خلاصه
compendiously
<adv.>
بصورت خلاصه
orderly
<adv.>
بصورت منظم
neatly
<adv.>
بصورت مرتب
briefly
<adv.>
بصورت کوتاه
tidily
<adv.>
بصورت منظم
neatly
<adv.>
بصورت منظم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com