Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
English
Persian
q demodulator
تحمیل زدای کیو
Other Matches
defoamer agent
کف زدای
defoamer
کف زدای
soaking charge
بار سولفات زدای
demagnetizing turns of armature
دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
infliction
تحمیل
possibly
تحمیل
modulation
تحمیل
protrusions
تحمیل
imposition
تحمیل
incurrence
تحمیل
protrusion
تحمیل
exaction
تحمیل
coercion
تحمیل
dictate
تحمیل کردن
dictated
تحمیل کردن
dictating
تحمیل کردن
dictates
تحمیل کردن
imponent
تحمیل کننده
frequency modulation
تحمیل بسامدی
saddle
تحمیل کردن
fm , f.m.
تحمیل بسامدی
saddles
تحمیل کردن
saddled
تحمیل کردن
impose
تحمیل کردن
exactor
تحمیل کننده
cark
تحمیل کردن
density modulation
تحمیل تکاثفی
amplitude modulation
تحمیل دامنهای
demodulator
تحمیل زدا
pushy
تحمیل کنننده
pushiest
تحمیل کنننده
pushier
تحمیل کنننده
dictate
تحمیل کردن
protruding
تحمیل کردن
protrudes
تحمیل کردن
protruded
تحمیل کردن
protrude
تحمیل کردن
exactable
قابل تحمیل
put upon
تحمیل کردن بر
imposes
تحمیل کردن
demodulation
تحمیل زدایی
exacting
تحمیل کننده
inflicting
تحمیل کردن
inflicted
تحمیل کردن
inflict
تحمیل کردن
modulator
مرحله تحمیل گر
modulator electrode
الکترد تحمیل گر
negative modulation
تحمیل منفی
positive modulation
تحمیل مثبت
procrustean
تحمیل کننده
put-upon
تحمیل کردن بر
superimposable
قابل تحمیل
superimposition
تحمیل زائد
unmodulated
تحمیل ناشده
velocity modulation
تحمیل سرعتی
inflicts
تحمیل کردن
horn in
تحمیل کردن
imposable
قابل تحمیل
forcing
تحمیل کردن
forces
تحمیل کردن
inflictable
تحمیل کردنی
force
تحمیل کردن
burdens
تحمیل کردن
imposing
تحمیل کننده
leviable
قابل تحمیل
burden
تحمیل کردن
synchrocyclotron
سیکلوترون تحمیل بسامدی
velocity modulated tube
لامپ تحمیل سرعتی
modulated wave
موج تحمیل شده
spark gap modulator
تحمیل گر دهانه جرقهای
self sustained
تحمیل شده بنفس
put on
: تحمیل کردن گذاردن
f m cyclotron
سیکلوترون تحمیل بسامدی
frequency modulated cyclotron
سیکلوترون تحمیل بسامدی
drift tunnel
تونل تبدیل تحمیل
drift space
فضای تبدیل تحمیل
demodulation
کشف تحمیل زدایی
levies
تحمیل نام نویسی
lobbied
تحمیل گری کردن
lobbies
تحمیل گری کردن
lobby
تحمیل گری کردن
taxed
تحمیل تقاضای سنگین
put
قراردادن تحمیل کردن بر
puts
قراردادن تحمیل کردن بر
burdens
بارکردن تحمیل کردن
taxes
تحمیل تقاضای سنگین
levying
تحمیل نام نویسی
exact
تحمیل کردن بر درست
levied
تحمیل نام نویسی
buncher space
فضای تحمیل سرعتی
self-imposed
برخود تحمیل شده
self imposed
برخود تحمیل شده
putting
قراردادن تحمیل کردن بر
levy
تحمیل نام نویسی
burden
بارکردن تحمیل کردن
exacts
تحمیل کردن بر درست
exacted
تحمیل کردن بر درست
tax
تحمیل تقاضای سنگین
to lay on
بستن مالیات تحمیل کردن
task
تهمت زدن تحمیل کردن
tasks
تهمت زدن تحمیل کردن
forcing
بازور جلو رفتن تحمیل
hazing
تحمیل کار سخت یا زیاد
force
بازور جلو رفتن تحمیل
forces
بازور جلو رفتن تحمیل
he paid through the nose
زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
self charging
تحمیل شونده بنفس خود خودکار
self enforcing
دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
imposes
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
impose
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
constrains
بزور وفشار وادار کردن تحمیل کردن
constraining
بزور وفشار وادار کردن تحمیل کردن
constrain
بزور وفشار وادار کردن تحمیل کردن
to put on
شرط بندی کردن تحمیل کردن
induces
فراهم کردن تحمیل کردن
induce
فراهم کردن تحمیل کردن
inducing
فراهم کردن تحمیل کردن
induced
فراهم کردن تحمیل کردن
lobby
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbies
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
lobbied
تحمیل موضوعی بر دستگاه قانونگذاری به به این ترتیب که موضوعی را به نفع فرد یاطبقه خاص در قالب قانون بریزد لایحهای را از طریق تماس قبلی با نمایندگان مجلس و خواهش از ایشان به تصویب رساندن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com