Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
Other Matches
layig up position
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
airhead operations
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
hydrography
تهیه نقشه دریایی
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
affording
تهیه کردن
supply
تهیه کردن
procuring
تهیه کردن
provision
تهیه کردن
procures
تهیه کردن
to find in
تهیه کردن
supplied
تهیه کردن
blend
تهیه کردن
affords
تهیه کردن
caters
تهیه کردن
catering
تهیه کردن
afforded
تهیه کردن
catered
تهیه کردن
cater
تهیه کردن
afford
تهیه کردن
administered
تهیه کردن
administering
تهیه کردن
blends
تهیه کردن
prepare
تهیه کردن
prepares
تهیه کردن
procured
تهیه کردن
procure
تهیه کردن
preparing
تهیه کردن
provide
تهیه کردن
administer
تهیه کردن
provides
تهیه کردن
administers
تهیه کردن
supplying
تهیه کردن
processes
تهیه کردن
process
تهیه کردن
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
enabling
تهیه کردن برای
prearrange
قبلا تهیه کردن
extemporized
فورا تهیه کردن
getting
تهیه کردن فهمیدن
whomp up
بسرعت تهیه کردن
triplicate
در سه نسخه تهیه کردن
preparations
تهیه کردن اتش
extemporize
فورا تهیه کردن
preparation
تهیه کردن اتش
get
تهیه کردن فهمیدن
harnessing
اشیاء تهیه کردن
harnessed
اشیاء تهیه کردن
harness
اشیاء تهیه کردن
extemporizes
فورا تهیه کردن
extemporizing
فورا تهیه کردن
enabled
تهیه کردن برای
enable
تهیه کردن برای
programme
برنامه تهیه کردن
bill
تهیه کردن صورتحساب
program
برنامه تهیه کردن
process
تهیه و تولید کردن
funded
تهیه وجه کردن
gets
تهیه کردن فهمیدن
bills
تهیه کردن صورتحساب
quadruplicate
در چهارنسخه تهیه کردن
processes
تهیه و تولید کردن
fund
تهیه وجه کردن
extemporising
فورا تهیه کردن
programmes
برنامه تهیه کردن
extemporises
فورا تهیه کردن
effigies
تمثال تهیه کردن
effigy
تمثال تهیه کردن
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
enables
تهیه کردن برای
extemporised
فورا تهیه کردن
conserved
کنسرو تهیه کردن
conserve
کنسرو تهیه کردن
conserves
کنسرو تهیه کردن
conserving
کنسرو تهیه کردن
programs
برنامه تهیه کردن
mush
حریره اردذرت تهیه کردن
to raise funds
تهیه وجه یاسرمایه کردن
drafts
تهیه کردن پیش نویس
to draw up
تهیه کردن درصف اوردن
boss
نقش برجسته تهیه کردن
finance
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
امارات لازمه را تهیه کردن
bossing
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
نقش برجسته تهیه کردن
draft
تهیه کردن پیش نویس
bossed
نقش برجسته تهیه کردن
drafted
تهیه کردن پیش نویس
financing
بودجه چیزی را تهیه کردن
handwrite
نسخه خطی تهیه کردن
scabble
زمخت وناصاف تهیه کردن
to serve the city with water
اب برای شهر تهیه کردن
to provide for old age
برای پیری تهیه کردن
finances
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
تهیه کردن بکار بردن
financed
بودجه چیزی را تهیه کردن
revictual
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
preparative
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financing
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
علم دارایی تهیه پول کردن
finance
علم دارایی تهیه پول کردن
develops
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
financed
علم دارایی تهیه پول کردن
outlined
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
munition
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outline
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
formulation
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
schematize
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
finances
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
furnish
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financed
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
castellation
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
orchestrated
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrating
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
put out
تهیه کردن اشفته کردن
furnish
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats.
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
to draw out
تهیه کردن طرح کردن
makes
تهیه کردن طرح کردن
make
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
مزین کردن تهیه کردن
intracoastal sealift
سیستم حمل و نقل دریایی ساحلی در عملیات
sea frontiers
مرزبانی دریایی پایگاه فرماندهی دفاع ساحلی
purveys
تهیه
supplying
تهیه
purveying
تهیه
seating
تهیه جا
provision
تهیه
supply
تهیه
supplied
تهیه
counter preparation
ضد تهیه
preparation
تهیه
preparations
تهیه
purveyed
تهیه
ministration
تهیه
procurement
تهیه
off hand
بی تهیه
housing
تهیه جا
purvey
تهیه
daymark
علامت ساحلی بدون چراغ فار دریایی روزانه
code
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
placements
تهیه کار
placements
تهیه شغل
placement
تهیه شغل
placement
تهیه کار
on the stocks
د رشرف تهیه
lighting feeder
تهیه روشنایی
vacuum-packed
تهیه شده
provisionment
تهیه خواربار
purveyance
تهیه خواربار
preparation
اتش تهیه
victualage
تهیه اذوقه
victual
تهیه اذوقه
preparation
تهیه مقدمات
furtherance
تهیه وسایل
provides
تهیه دیدن
provide
تهیه دیدن
preparation
تهیه و ارایش
preparations
تهیه مقدمات
preparations
اتش تهیه
triplication
تهیه در سه نسخه
parasceve
روز تهیه
preparations
تهیه و ارایش
triplicity
تهیه در سه نسخه
weaponry
تهیه سلاح
to make provision
تهیه دیدن
base development
تهیه پایگاه
counter preparation
تیر ضد تهیه
photo imagery
تهیه عکس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com