English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
English Persian
bill تهیه کردن صورتحساب
bills تهیه کردن صورتحساب
Other Matches
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
billing صورتحساب بدهی را تنظیم وارسال کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
invoice صورتحساب
invoices صورتحساب
invoiced صورتحساب
tab صورتحساب
account statment صورتحساب
invoicing صورتحساب
bill nye صورتحساب
bill صورتحساب
tabs صورتحساب
bills صورتحساب
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
blends تهیه کردن
supply تهیه کردن
supplied تهیه کردن
procured تهیه کردن
procures تهیه کردن
process تهیه کردن
administered تهیه کردن
prepare تهیه کردن
administering تهیه کردن
administers تهیه کردن
blend تهیه کردن
procuring تهیه کردن
prepares تهیه کردن
preparing تهیه کردن
administer تهیه کردن
affording تهیه کردن
cater تهیه کردن
affords تهیه کردن
catered تهیه کردن
caters تهیه کردن
catering تهیه کردن
provision تهیه کردن
provides تهیه کردن
to find in تهیه کردن
supplying تهیه کردن
processes تهیه کردن
afforded تهیه کردن
provide تهیه کردن
afford تهیه کردن
procure تهیه کردن
orchestrate هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrating هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
bill قبض صورتحساب
bill صورتحساب دادن
bank statements صورتحساب بانکی
debit note صورتحساب بدهی
bills صورتحساب دادن
bills قبض صورتحساب
statement کشف صورتحساب
a hefty bill صورتحساب سنگینی
statements صورتحساب اعلامیه
billing صدور صورتحساب
statements کشف صورتحساب
bank statement صورتحساب بانکی
Please bring me the bI'll. صورتحساب رابیاورید
statement صورتحساب اعلامیه
banker's bill صورتحساب بانکی
enable تهیه کردن برای
conserving کنسرو تهیه کردن
enabled تهیه کردن برای
harnessed اشیاء تهیه کردن
funded تهیه وجه کردن
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
fund تهیه وجه کردن
preparation تهیه کردن اتش
harness اشیاء تهیه کردن
programmes برنامه تهیه کردن
conserved کنسرو تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
programme برنامه تهیه کردن
harnessing اشیاء تهیه کردن
effigies تمثال تهیه کردن
program برنامه تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
enables تهیه کردن برای
extemporising فورا تهیه کردن
extemporises فورا تهیه کردن
extemporizes فورا تهیه کردن
getting تهیه کردن فهمیدن
process تهیه و تولید کردن
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
gets تهیه کردن فهمیدن
whomp up بسرعت تهیه کردن
conserves کنسرو تهیه کردن
extemporize فورا تهیه کردن
processes تهیه و تولید کردن
extemporized فورا تهیه کردن
get تهیه کردن فهمیدن
enabling تهیه کردن برای
extemporizing فورا تهیه کردن
prearrange قبلا تهیه کردن
triplicate در سه نسخه تهیه کردن
extemporised فورا تهیه کردن
conserve کنسرو تهیه کردن
preparations تهیه کردن اتش
invoice فاکتور فروش صورتحساب
consular invoice صورتحساب با مهرکنسول گری
freight note صورتحساب هزینه حمل
invoicing فاکتور فروش صورتحساب
invoices فاکتور فروش صورتحساب
invoiced فاکتور فروش صورتحساب
boss نقش برجسته تهیه کردن
mush حریره اردذرت تهیه کردن
to draw up تهیه کردن درصف اوردن
finances بودجه چیزی را تهیه کردن
drafts تهیه کردن پیش نویس
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
draft تهیه کردن پیش نویس
aminister تهیه کردن بکار بردن
financing بودجه چیزی را تهیه کردن
drafted تهیه کردن پیش نویس
to raise funds تهیه وجه یاسرمایه کردن
bossed نقش برجسته تهیه کردن
handwrite نسخه خطی تهیه کردن
circumstantiate امارات لازمه را تهیه کردن
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
finance بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing نقش برجسته تهیه کردن
scabble زمخت وناصاف تهیه کردن
bosses نقش برجسته تهیه کردن
financed بودجه چیزی را تهیه کردن
billed ثبت شده در صورتحساب یا لیست
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
develops توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outline مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finance علم دارایی تهیه پول کردن
develop توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlined مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finances علم دارایی تهیه پول کردن
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
revictual دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
financing علم دارایی تهیه پول کردن
munition تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outlines مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financed علم دارایی تهیه پول کردن
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
mekeready وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
The doctous fee was tacked on to the hospital bI'll . حق ویزیت پزشک را کشیدند روی صورتحساب بیمارستان
Befor I knew it , the hotel bI'll was sent . هنوز هیچه نشده صورتحساب هتل را فرستادند
furnishes تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
furnish تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnishes مزین کردن تهیه کردن
furnishing مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
furnish مزین کردن تهیه کردن
put out تهیه کردن اشفته کردن
makes تهیه کردن طرح کردن
make تهیه کردن طرح کردن
to draw out تهیه کردن طرح کردن
consulage هزینهای که کنسول گری جهت تایید صورتحساب دریافت می نماید
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
check او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
checks او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
checked او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
preparation تهیه
ministration تهیه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com