English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
skip breathing حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
Other Matches
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
extension طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
diver's flag پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
dive غواصی کردن
dived غواصی کردن
stall حفظ گوی برای مدت طولانی
stalling حفظ گوی برای مدت طولانی
phone تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phoning تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
archive ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
phoned تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
phones تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
burn in علامت گذاری یک صفحه تلویزیونی یا مانیتور پس از نمایش یک تصویر درخشان برای مدت طولانی
thick Ethernet شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
prolongs طولانی کردن
prolonging طولانی کردن
extend طولانی تر کردن
prolong طولانی کردن
extends طولانی تر کردن
extending طولانی تر کردن
elongation طولانی کردن
prolongation طولانی کردن تطویل
lengthened طولانی کردن کشیدن
lengthen طولانی کردن کشیدن
lengthening طولانی کردن کشیدن
lengthens طولانی کردن کشیدن
macrobiotics دانش طولانی کردن عمر
To live a long life . عمر طولانی (زیاد ) کردن
prolongate طولانی کردن امتداد دادن
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
outstay بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
extension طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
skin diving غواصی
diving غواصی
skin-diving غواصی
splash line خط پریدن به اب در غواصی
scuba diving غواصی با وسایل
seadopod اطاقک غواصی
splash line خط شروع غواصی
fins کفش غواصی
diving bell الت غواصی
swin fin کفش غواصی
bootie کفش غواصی
wet suits لباس غواصی
wet suit لباس غواصی
fin کفش غواصی
dry suit لباس غواصی
air tank کپسول هوای غواصی
decompression diving غواصی در عمق یا زمان معین
snorkeling غواصی بکمک لوله و ماسک
valves دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
k valve شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
valve دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
no decompression dive غواصی کوتاه مدت یا در عمق کم که به هنگام صعود نیازبه توقف یا مکث در زیر اب ندارد
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
longest طولانی
prolix طولانی
protracted طولانی
short طولانی نه
prolonging طولانی
prolong طولانی
long- طولانی
longer طولانی
shorter طولانی نه
prolongs طولانی
shortest طولانی نه
longsome طولانی
longs طولانی
longed طولانی
of long standing طولانی
greatest طولانی
great- طولانی
agelong طولانی
great طولانی
long طولانی
blue moon مدت طولانی
gangling طولانی و دراز
long play صفحه طولانی
as long as بمدت طولانی
telephoned در یک مسافت طولانی
periphrastically بطور طولانی
long- طولانی طویل
longed طولانی طویل
longer طولانی طویل
telephone در یک مسافت طولانی
longs طولانی طویل
telephones در یک مسافت طولانی
telephoning در یک مسافت طولانی
hold over <idiom> طولانی نگهداشتن
longest طولانی طویل
long طولانی طویل
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
long tail liability تعهد طولانی مدت
long-drawn-out بیش از اندازهی طولانی
heatwaves هوای گرم طولانی
marathon جلسه گروهی طولانی
heatwave هوای گرم طولانی
long thrust تک نفوذی طولانی یادوردست
degressive burning سوختن طولانی خرج
strip ماده طولانی نازک
long recoil عقب نشینی طولانی
marathons جلسه گروهی طولانی
protracted war استراتژی نبرد طولانی
gabfest محاوره طولانی و مفصل
livelong طولانی وخسته کننده
prolegomenous دارای مقدمه طولانی
scrolls نوشته یافهرست طولانی
scroll نوشته یافهرست طولانی
slotting سوراخ طولانی و باریک
slots سوراخ طولانی و باریک
symphonies قطعه طولانی موسیقی
symphony قطعه طولانی موسیقی
slot سوراخ طولانی و باریک
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
We have a long journey before us . مسافرت طولانی در پیش داریم
streamed جریان طولانی داده سری
streams جریان طولانی داده سری
prolonger تاخیر دهنده طولانی کننده
swipe حرکت جاروبی جرعه طولانی
swiped حرکت جاروبی جرعه طولانی
swiping حرکت جاروبی جرعه طولانی
stream جریان طولانی داده سری
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
swigs جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
go long تلاش درپاس طولانی بجلو
swigging جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
T link اتصال سریع و طولانی داده
long game بازی با لزوم ضربههای طولانی
swigged جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swig جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
The outcome of the long struggle . نتیجه این مبا رزه طولانی
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
grand touring car نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
long iron چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
point race مسابقه دوچرخه سواری طولانی چند مرحلهای
phugoid oscillation نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
stationery صفحات چاپگر که یک سری ورقههای طولانی را تشکیل می دهند
He swigged the beer in four gulps. او [مرد] آبجو را با چهار تا جرعه طولانی قورت داد.
long base method روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
pseudo random رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
prescription دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
papers کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papering کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
papered کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
segments تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segment تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
spaces میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
space میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com