Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
Other Matches
bakuninism
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
neologize
دارای عقاید نوین
swelled head
دارای عقاید بزرگ خود فروش
heterodox
دارای مذهب وعقایدی مخالف عقاید عمومی
interfaith
شامل اشخاصی دارای عقاید وادیان مختلف
russianize
روسی کردن
sound off
<idiom>
عقاید را بیان کردن
to turn round
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
stalinize
کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
russian
روسی
russo
روسی و.......
muscovite
روسی
russ
روسی
muzhik or moujik
روسی
russian defence
دفاع روسی
vodka
عرق روسی
parian ware
چینی یا روسی
pickaxe
کلنگ روسی
russification
روسی سازی
calkin
نعل روسی
russify
روسی شدن
roubles
منات روسی
vodkas
عرق روسی
pickax
کلنگ روسی
rouble
منات روسی
split jump
پرش روسی
pickaxes
کلنگ روسی
sambo
نوعی جودو روسی
petrov
دفاع پتروف یا روسی
kvass
ابجو کم الکل روسی
ruble
منات روسی روبل
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
pogroms
قتل عام منظم روسی
pogrom
قتل عام منظم روسی
tarantass
درشکه بی فنروچهار چرخه روسی
Kremlin
[برج روسی داخل شهر موسکو]
borsch
نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borscht
نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
two pawns game
بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
religious tenets
عقاید مذهبی
inquisitor
مفتش عقاید
nihilism
عقاید نهیلیستی
dogmas
اصول عقاید
mendelism
عقاید مندل
multiplicity of creeds
تعد د عقاید
censorship
سانسور عقاید
feet on the ground
<idiom>
عقاید عاقلانه
dogma
اصول عقاید
inquisitors
مفتش عقاید
soundboard
عامل انتشار عقاید
paradoxical
مخالف عقاید عمومی
small-minded opinions
عقاید کوته نظر
lutheranism
عقاید لوتر وکلیسای او
rationale
توضیح اصول عقاید
fascism
اصول عقاید فاشیست
orientalism
عقاید یا سیاست شرقی
symbolic
مط العه دلایل و عقاید
leninism
عقاید اشتراکی لنین
medievalism
عقاید قرون وسطایی
symbolically
مط العه دلایل و عقاید
sounding boards
عامل انتشار عقاید
sounding board
عامل انتشار عقاید
syncretism
اعتقاد به توحید عقاید همتایی
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
orthodox
مطابق عقاید کلیسای مسیح
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
ultranationalism
عقاید ناسیونالیزم خیلی افراطی
junkerism
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
junkerdom
عقاید یا قلمرونفوذ اشراف پروسی
Machiavellian
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
public opinion polling
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
self expression
ابراز وتصریح عقاید وخصوصیات خود
inquisition
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
His political beliefs are old hat now .
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
presbyterianism
پیروی از عقاید کلیسای مشایخی پروتستان
inquisitions
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
romanism
اصول عقاید کلیسای کاتولیک معتقدات کاتولیکی
brainwashing
تلقین عقاید و افکارسیاسی ومذهبی واجتماعی درشخص
naturism
عریان گری
[پیروی از عقاید جماعت برهنگان]
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
shavian
پیرو عقاید اجتماعی وسیاسی وادبی برناردشاو
brainwash
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
Hungarian Activism
[جنبشی مربوط به عقاید سازندگی گرایی، کوبیستم و غیره]
brainwashes
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
fundamentalism
اعتقاد به عقاید نیاکانی مسیحیت واصول دین پروتستان
brainwashed
تلقین عقاید ومسلک تازهای شستشوی مغزی دادن
modernism
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
shamanism
پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
censeur
ممانعت قدرت حاکمه یک کشور ازنشر عقاید مخالفین به هرشکلی که باشد
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
ideologies
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideology
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
economic determinism
یکی ازاصول عقاید مارکس که به موجب ان جمیع تحولات اجتماعی وسیاسی ناشی ازجبر اقتصادی تلقی می گردد
owenism
اصول عقاید رابرت اون کارخانه دار انگلیس در قرن 91 که شاید بتوان منشاء سوسیالیزم نوینش دانست
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate
دارای پی کردن
gifts
دارای استعداد کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
ensoul
دارای روح کردن
populates
دارای جمعیت کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
tinkle
دارای طنین کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
gift
دارای استعداد کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
systemize
دارای همست کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
insoul
دارای روح کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
tooth
دارای دندان کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
body
دارای جسم کردن
personify
دارای شخصیت کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
tinkled
دارای طنین کردن
tinkles
دارای طنین کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
tinkling
دارای طنین کردن
bodies
دارای جسم کردن
personified
دارای شخصیت کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
populate
دارای جمعیت کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
index
:دارای فهرست کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
populating
دارای جمعیت کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
bedevilling
دارای روح شیطانی کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com