English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 233 (37 milliseconds)
English Persian
reach دراز کردن دست
Search result with all words
lie دراز کشیدن استراحت کردن
lied : دراز کشیدن استراحت کردن
lies : دراز کشیدن استراحت کردن
goose مثل غاز یاگردن دراز حمله ور شدن وغدغد کردن
stretch دراز کردن
stretched دراز کردن
stretches دراز کردن
elongate دراز کردن امتداد دادن
elongate دراز کردن
elongates دراز کردن امتداد دادن
elongates دراز کردن
elongating دراز کردن امتداد دادن
elongating دراز کردن
lengthen دراز کردن
lengthened دراز کردن
lengthening دراز کردن
lengthens دراز کردن
porrect دراز کردن جلوگذاردن
prolongate دراز کردن
protract دراز کردن
streek دراز کردن
to lay violent handsonany one اعمال زورنسبت بکسی کردن دست زوربرکسی دراز کردن
to live a long life عمر دراز کردن
to make old bones عمر دراز کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
to pad a sentence جمله را با واژههای زیادی دراز کردن
to reach down سوی پائین دراز کردن
to stretch out دراز کردن
To go cap in hand to someone. دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
To crane ones neck . گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
drag on <idiom> دراز کردن
extend دراز کردن
Other Matches
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
prolix دراز
lengthy دراز
longed دراز
long- دراز
macro دراز
longish دراز
longheaded دراز سر
longs دراز
to eke out دراز
long headed سر دراز
toom دراز
long دراز
verbose دراز
to piece out دراز
oblongs دراز
linear دراز
dolichomorphic دراز تن
oblongated دراز
longest دراز
lengthwise دراز
oblong دراز
to be prolonged دراز
longer دراز
morella cherry گیلاس دم دراز
long-drawn-out دور و دراز
tender fleshed cherry گیلاس دم دراز
long necked گردن دراز
long bill نوک دراز
long-time دراز مدت
lengthened دراز شدن
oblonated دراز :درازنا
long billed نوک دراز
long term <adj.> دراز مدت
long bone استخوانهای دراز
sniping نوک دراز
string چسبناک دراز
long eared گوش دراز
long run [American E] <adj.> دراز مدت
sniped نوک دراز
in the long run در دراز مدت
lanky دراز وباریک
lengthen دراز شدن
snipes نوک دراز
long range دراز مدت
long run دراز مدت
far fetched دور و دراز
elongation دراز شدگی
lengthens دراز شدن
proboscises پوزه دراز
proboscis پوزه دراز
pintail اردک دم دراز
blue moon زمان دراز
weedy دراز و باریک
elongating دراز شدن
verbalization دراز گویی
longer-term دراز مدت
elongates دراز شدن
lengthening دراز شدن
prolixity دراز نویسی
long shunt شنت دراز
elongate دراز شدن
far-fetched دور و دراز
long term دراز مدت
long wind دراز نفسی
longeval دراز عمر
narrow دراز وباریک
narrowed دراز وباریک
narrower دراز وباریک
narrowest دراز وباریک
longhead کله دراز
longevity دراز عمری
long-term دراز مدت
long winded دراز نفس
long-winded دراز نفس
codlin یکجورسیب دراز
codling یکجورسیب دراز
inductile دراز نشو
ileum روده دراز
lanternjaws چانه دراز
oblong دراز پهنا
oblongs دراز پهنا
at full length دراز کشیده
gangling طولانی و دراز
snipe نوک دراز
long life عمر دراز
wader مرغ دراز پا
long-life عمر دراز
lantern jawed چانه دراز
couchant دراز کشیده
deferred liability دیون دراز مدت
daddy-long-legs بابا لنگ دراز
spindles دراز و باریک شدن
long-lived دراز عمر معمر
long-lived دارای عمر دراز
prolate دوک وار دراز
proboscis monley بوزینه دراز بینی
long lived دراز عمر معمر
weed دراز و لاغر پوشاک
long lived دارای عمر دراز
longevous دارای عمر دراز
scoldpaceous مانند نوک دراز
long term memory حافطه دراز مدت
windbag نطاق روده دراز
chatterboxes ادم روده دراز
mongoose میمون پوزه دراز
scolopax جنس نوک دراز
windbags نطاق روده دراز
hatchet face صورت دراز وباریک
spindle دراز و باریک شدن
ringtail تلیله نوک دراز
paidle یکجوربیل دسته دراز
ileitis اماس روده دراز
repose دراز کشیدن غنودن
long-term دوره دراز مدت
ileac وابسته به روده دراز
longer-term دوره دراز مدت
ileal وابسته به روده دراز
kick around <idiom> دراطراف دراز کشیدن
weeded دراز و لاغر پوشاک
weeding دراز و لاغر پوشاک
johnboat قایق دراز و باریک
longhorn گوسفند شاخ دراز
longhorn گاو شاخ دراز
longicorn دارای شاخک دراز
interminably بطور بسیار دراز
chaises longues نوعی نیمکت دراز
chaise longue نوعی نیمکت دراز
long haul <idiom> مسافت دراز یا سفرکردن
orangoutang بوزینه دست دراز
orang-outans یکجوربوزینه دراز دست
long necked flask بالن گردن دراز
grallatorial وابسته به دراز پایان
long horned grasshopper ملخ شاخک دراز
gibbon میمون دراز دست
abusive ناسزاوار زبان دراز
chatterbox ادم روده دراز
gibbons میمون دراز دست
rangy ولگرد پا دراز و لاغر
tusk دندان دراز وتیز
verbosity دراز نویسی پرگویی
tusks دندان دراز وتیز
orang outang یکجوربوزینه دراز دست
mygale موش پوزه دراز
orang-outangs یکجوربوزینه دراز دست
orang-outang یکجوربوزینه دراز دست
secular trend روند دراز مدت
godwit نوک دراز ابی
tractile لوله شو دراز شدنی
extended pole piece قطبک دراز شده
verbose دراز نویس درازگو
toboggans سورتمه دراز و باریک
tirade سخنرانی دراز وشدیداللحن
tirades سخنرانی دراز وشدیداللحن
toboggan سورتمه دراز و باریک
full bottomed دارای دنباله دراز
mongooses میمون پوزه دراز
lanternjaws ارواره دراز و لاغر
orangutan بوزینه دست دراز
rectangles چهار گوش دراز مستطیل
rectangle چهار گوش دراز مستطیل
pope head جاروب گردیا دسته دراز
pitpan یکجور کرجی دراز و ته پهن
diaphyseal مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
basilicas کلیساهایی که سالن دراز دارند
paroquet یکجور طوطی کوچک دم دراز
i lay on the grass روی علف دراز کشیدم
phalarope مرغ ساحلی نوک دراز
right angled parallelogram مربع مستطیل چارگوش دراز
its was extended مدت اعتبارانرا دراز کردند
basilica کلیساهایی که سالن دراز دارند
Stretch your legs according to your coverlet . <proverb> پایت را به اندازه گلمت دراز کن .
wands هدف باریک و دراز چوبی
longhead شخص دراز سر مال اندیش
backstraight قسمت دراز و مستقیم پیست
fly rod چوب مجوف دراز ماهیگیری
interminable تمام نشدنی بسیار دراز
diaphysial مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
lantern jawed دارای ارواره دراز و لاغر
prolix خسته کننده روده دراز
wand هدف باریک و دراز چوبی
sesquipedalian معتاد به استعمال لغات دراز
guttersnipe نوک دراز یا پاشله معمولی
randy زبان دراز گدای سمج و بی ادب
That story is as old as the hills. داستان خیلی طول و دراز است.
capital liability بدهیهای دراز مدت ارزش خالص
screed سخن یا نامه دراز وخسته کننده
double-bellid [صراحی شکل شبیه دو کمان دراز]
parrakeet طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
spindle shanked دارای پاهای دراز وباریک لندوک
hackle پر دراز و باریک وصل به طعمه ماهیگیری
parakeets طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
shot string ساچمههای دراز خارج شده از تفنگ
trindle شمع مومی دراز ونوک تیز
jelly fish float شناور شدن در اب با دست وپای دراز
spondee وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
prolixly ازروی دراز نفسی یا پرگویی با اطناب
parakeet طوطی کوچک دراز دم وسبز رنگ
matrass شیشه گردن دراز که درازمونهای شیمیایی بکارمیبرند
dachshund نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com