Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
English
Persian
embed
درزمین پنهان کردن
embeds
درزمین پنهان کردن
Other Matches
cover one's tracks
<idiom>
پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
aground
درزمین
lay low
<idiom>
پنهان کردن
shadows
پنهان کردن
shadowing
پنهان کردن
shadow
پنهان کردن
hide
پنهان کردن
closeting
پنهان کردن
mask
پنهان کردن
closet
پنهان کردن
closeted
پنهان کردن
hides
پنهان کردن
conceal
پنهان کردن
cache
پنهان کردن
cloaked
پنهان کردن
cloak
پنهان کردن
caches
پنهان کردن
cover
پنهان کردن
shadowed
پنهان کردن
disguising
پنهان کردن
coverings
پنهان کردن
covers
پنهان کردن
disguises
پنهان کردن
disguised
پنهان کردن
conceals
پنهان کردن
cloaking
پنهان کردن
masks
پنهان کردن
cloaks
پنهان کردن
dissimulated
پنهان کردن
dissimulates
پنهان کردن
secrete
پنهان کردن
dissimulate
پنهان کردن
secreted
پنهان کردن
dissimulating
پنهان کردن
secretes
پنهان کردن
secreting
پنهان کردن
encrypt
پنهان کردن
sweep under the rug
<idiom>
پنهان کردن
eloign
پنهان کردن
closets
پنهان کردن
disguise
پنهان کردن
kirkyard
گورستانی که درزمین کلیساواقع است
weak safety
جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
camouflage
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
pocket
درجیب پنهان کردن
inconcealable
غیرقابل پنهان کردن
occult
از نظر پنهان کردن
veils
مستوریا پنهان کردن
pockets
درجیب پنهان کردن
veil
مستوریا پنهان کردن
concealment
پنهان کردن پوشاندن
squatter
اقامت گزین درزمین غیر معمور
squatters
اقامت گزین درزمین غیر معمور
dig in
جای پاکندن درزمین ازطرف توپزن
hickok belt
مخفی شدن پنهان کردن
camouflaging
پنهان کردن وسایل جنگی
to ballot for
بارای پنهان انتخاب کردن
mask
ماسک زدن پنهان کردن
camouflages
پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage
پنهان کردن وسایل جنگی
becloud
زیر ابر پنهان کردن
software encryption
پنهان کردن نرم افزاری
masks
ماسک زدن پنهان کردن
squelches
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelching
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelched
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelch
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
wrap
لفافه دار کردن پنهان کردن
wraps
لفافه دار کردن پنهان کردن
to go underground
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
gloss over
<idiom>
پنهان کردن ،خوب جلوه دادن
to go into hiding
خود را پنهان کردن
[از اولیاء امور]
play through
رد شدن گلف باز یا گروه درزمین از بازیگر کند
divining rod
میله یا عصای مخصوص کشف اب ومواد معدنی درزمین
caches
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
cache memory
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
conceal
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
conceals
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
observation pipe
لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
outside agency
شخصی که مجاز نیست درزمین گلف به بازیگر کمک فکری کند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
dissembling
تدلیس کردن پنهان کردن
dissembled
تدلیس کردن پنهان کردن
secrete
تراوش کردن پنهان کردن
to keep back
دفع کردن پنهان کردن
secreted
تراوش کردن پنهان کردن
dissemble
تدلیس کردن پنهان کردن
secretes
تراوش کردن پنهان کردن
dissembles
تدلیس کردن پنهان کردن
secreting
تراوش کردن پنهان کردن
encryption
رمزدار کردن پنهان کردن
scratchpad
حافظه پنهان برای بافر کردن داده ارسالی بین پردازنده سریع و وسیله ورودی / خروجی کند.
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
backdoor
پنهان
cryptically
پنهان
jackes
پنهان
benined the curtain
پنهان
abstruse
پنهان
ram cache
RA پنهان
hidden line
خط پنهان
cryptical
پنهان
cryptic
پنهان
veiled
پنهان
perdu
پنهان
latent
پنهان
delitescent
پنهان
perdue
پنهان
hugger mugger
پنهان
perdu or due
پنهان
occult
پنهان
hidden
پنهان کرده
fudged
پنهان شدن
furtive
پنهان نهانی
latescent
پنهان شونده
fudge
پنهان شدن
hidden inflation
تورم پنهان
hidden codes
کدهای پنهان
absconds
پنهان شدن
hidden file
فایل پنهان
absconding
پنهان شدن
absconded
پنهان شدن
abscond
پنهان شدن
fudging
پنهان شدن
hides
پنهان شدن
hickok belt
پنهان شدن
fudges
پنهان شدن
i hid my self
را پنهان کردم
concealed
پنهان شده
surreptitious
پنهان محرمانه
memory cache
حافظه پنهان
hidden unemployment
بیکاری پنهان
hideousness
پنهان بودن
hidden line removal
حذف خط پنهان
secretion
پنهان سازی
hidden objects
اشیاء پنهان
hidden surface
سطح پنهان
under cover
<idiom>
پنهان شدن
to keep dark
پنهان ماندن
by end
قصد پنهان
to lie hid
پنهان ماندن
to be in hiding
پنهان ماندن
booby-trapped
پنهان تله
burrow
پنهان شدن
to absent oneself
پنهان شدن
disguised unemployment
بیکاری پنهان
booby-trap
پنهان تله
booby trap
پنهان تله
cover up
<idiom>
پنهان کاربدواشتباه
inapparent
ناپیدا پنهان
codes
رمزهای پنهان
crypianalysis
پنهان کاری
concealment
پنهان بودن
cryptography
پنهان شناسی
obreption
پنهان روی
booby-trapping
پنهان تله
burrowed
پنهان شدن
burrowing
پنهان شدن
insconce
پنهان شدن
concealable
پنهان کردنی
to be in hiding
پنهان بودن
disguised underemployment
کم کاری پنهان
Just between you and me. . .
از شما چه پنهان …
booby-traps
پنهان تله
burrows
پنهان شدن
hide
پنهان شدن
secretive
سری پنهان کار
to keep secret
پنهان داشتن راز
booby-trap
با پنهان تله مجهزکردن
to lie or keep close
پنهان بردن یاماندن
irony
مسخره پنهان سازی
ironies
مسخره پنهان سازی
booby trap
با پنهان تله مجهزکردن
booby-traps
با پنهان تله مجهزکردن
booby-trapping
با پنهان تله مجهزکردن
booby-trapped
با پنهان تله مجهزکردن
keep under one's hat
<idiom>
پنهان نگاه داشتن
latent electronic image
تصویر الکتریکی پنهان
murder will out
خون نا حق پنهان نمینماند
occultly
بطور پوشیده یا پنهان
obstructor
پوشاننده پنهان کننده
darkle
در تاریکی پنهان شدن
they took refuge in a cave
در غاری پنهان شدند
let it all hang out
<idiom>
پنهان نکردن چیزی
the criminals' lair
پنهان گاه جنایتکاران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com