Total search result: 202 (34 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
wand |
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن |
wands |
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن |
|
|
Other Matches |
|
ocr |
فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری |
wand |
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند |
wands |
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند |
free form |
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد |
magneto optical disc |
دیسک نوری که در وسیله ضبط مغناطیسی- نوری به کار می رود |
twinkle box |
دستگاه ورودی شامل حس کنندههای نوری |
optical |
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری |
dye polymer recording |
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است |
wands |
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند |
wand |
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند |
fibre optics |
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود |
optical character recognition |
تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری |
houselights |
نوری که در تماشاخانه بالای سر تماشاچیان را روشن میکند |
cladding |
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری |
optical recognition device |
دستگاه تشخیص نوری |
response |
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود |
responses |
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود |
bar graphics |
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند |
bar codes |
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند |
bar code |
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند |
optical |
وسیله نوری که از بار کد داده را می خواند |
write |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد |
writes |
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد |
sensor |
وسیله نوری الکتریکی که با توجه به میزان نور سیگنال تولید میکند |
optical |
اتصال بین دو وسیله که امکان انتقال داده به کمک سیگنالهای نوری را فراهم میکند. |
DOR |
سیگنال ذخیره شده به صورت دودویی روی سوراخهای کوچک روی سطح دیسک فشرده یا نوری که توسط لیزر قابل خواندن باشد |
transphasor |
ترانزیستور نوری که از کریستال ساخته شده است که قادر به تنظیم اشعه اصلی نور طبق سیگنال ورودی کوچکتر است |
routine |
بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید |
routinely |
بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید |
routines |
بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید |
images |
وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند |
image |
[وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.] |
which transponder |
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است |
scanners |
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست |
scanner |
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست |
computer input microfilm |
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به درون کامپیوتر میباشد |
cim |
تکنولوژی که مستلزم بکارگیری یک دستگاه ورودی برای خواندن مستقیم محتویات میکروفیلم به داخل کامپیوتر میباشدicrofilmanufacturing |
scanners |
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند |
scanner |
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند |
scan |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
scans |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
scanned |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
collimate |
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس |
cipher device |
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن |
optic |
نوری |
photic |
نوری |
dimness |
کم نوری |
optical |
نوری |
optical |
دیسکهای نوری |
light wave |
موج نوری |
optical scanner |
پیمایشگر نوری |
optically active |
فعال نوری |
optical scanning |
پیمایش نوری |
optical stability |
پایداری نوری |
optical scanner |
پوینده نوری |
optical resolution |
تفکیک نوری |
optical pyrometry |
تف سنجی نوری |
optical fiber |
فیبر نوری |
optical printer |
چاپگر نوری |
optical isomer |
ایزومر نوری |
photo optic memory |
حافظه نوری |
optical isomer |
همپار نوری |
optical memory |
حافظه نوری |
optical isomerism |
همپاری نوری |
optical isomerism |
ایزومری نوری |
optical lens |
عدسی نوری |
optical disk |
دیسک نوری |
optical density |
چگالی نوری |
luminous sensitivity |
حساسیت نوری |
luminous flux |
شار نوری |
optic fibre |
فیبر نوری |
optical activity |
فعالیت نوری |
optical antipode |
همپار نوری |
optical rotation |
چرخش نوری |
optical character |
دخشه نوری |
optical character |
کاراکتر نوری |
photodissociation |
تفکیک نوری |
optical resonance |
همنوایی نوری |
optical communications |
ارتباطات نوری |
optical mark reader |
علامتخوان نوری |
photoelectric |
نوری وبرقی |
photophone |
تلفن نوری |
light-year |
سال نوری |
light-years |
سال نوری |
photoperiodism |
واکنش نوری |
light year |
سال نوری |
spectral line |
خط طیف نوری |
photostatic |
ایستا نوری |
photodecomposition |
تجزیه نوری |
photo plotter |
رسام نوری |
photo luminescence |
لومینسانس نوری |
photo electron |
الکترون نوری |
photism |
توهم نوری |
photic zone |
نوار نوری |
light pen |
قلم نوری |
light pens |
قلم نوری |
light switch |
گزینه نوری |
light sensitive |
با حساسیت نوری |
light ralay |
رله نوری |
light output ratio of a fitting |
راندمان نوری |
photo excitation |
برانگیختگی نوری |
wand |
قلم نوری |
light gun |
تفنگ نوری |
fiber optics |
الیاف نوری |
light microscopy |
میکروسکپ نوری |
photopolymer |
بسپار نوری |
fiber optics |
فیبر نوری |
electric arc |
قوس نوری |
wands |
قلم نوری |
optical mark reader |
علامت خوان نوری |
arc machining |
جوشکاری قوس نوری |
optical purity |
درجه خلوص نوری |
fiber |
فیبر نوری با قط ر بسیار کم |
fibre optic cable |
کابل فیبر نوری |
photokymograph |
جنبش نگار نوری |
optical page reader |
صفحه نوری خوان |
optical measuring system |
سیستم سنجش نوری |
spectral line |
نوار طیف نوری |
flash ranging |
مسافت یابی نوری |
light induction |
القاء تحریک نوری |
light emitting diode |
دیود ناشر نوری |
fibres |
فیبر نوری با قط ر بسیار کم |
fibre |
فیبر نوری با قط ر بسیار کم |
static luminous sensitivity |
حساسیت نوری استاتیک |
optical rotatory power |
قدرت چرخش نوری |
optical rotatory dispersion |
پاشندگی چرخش نوری |
optical |
خواننده میله نوری |
dynamic luminous sensitivity |
حساسیت نوری دینامیک |
optical resonator |
تشدید کننده نوری |
photovoltaic |
قدرت زای نوری |
optical |
استفاده از کابل نوری |
optical mark reader |
نشان خوان نوری |
optical character reader |
دخشه خوان نوری |
mutarotation |
تغییر چرخش نوری |
optical gonimeter |
زاویه یاب نوری |
go to school |
خواننده میله نوری |
optical mark reader |
علامت نوری خوان |
ocr |
تشخیص کاراکترهای نوری |
ocr |
شناخت کاراکتر نوری |
optical laser disk |
دیسک لیزری نوری |
macrometer |
مسافت یاب نوری |
low voltage arc |
قوس نوری فشار ضعیف |
fully |
از قبیل هر قطعه نوری یا نهانی |
welding arc voltage |
ولتاژ قوس نوری جوشکاری |
resistance arc furnace |
کوره مقاومتی قوس نوری |
open arc welding |
جوشکاری قوس نوری باز |
image arc furnace |
کوره قوس نوری غیرمستقیم |
high field emmission arc |
قوس نوری فشار قوی |
omr |
تشخیص علامت نوری Recognition ark |
optical |
سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری |
CSM |
سیستم تشخیص حرف نوری کارا |
ocr |
Recognition OpticalCharacter تشخیص نوری دخشه |
eraseble optical disk drive |
دیسک گردان نوری پاک شدنی |
combining |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
combines |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
cabled |
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر |
cable |
اتصال الکتریکی یا نوری انعط اف پذیر |
combine |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
speed |
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش |
recognition |
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری |
flash ranging location |
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری |
speeding |
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش |
high frequency stabilized arc |
قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا |
phototypesetter |
حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز |
speeds |
نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش |
touches |
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله |
touch |
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله |
generation |
کامپیوتری که به جای دریچه نوری از ترانزیستور استفاده میکند |
reading wand |
دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند |
generations |
کامپیوتری که به جای دریچه نوری از ترانزیستور استفاده میکند |
magneto optical recording |
رسانه ذخیره سازی که از دیسک نوری استفاده میکند |
bundle |
تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند |
bundling |
تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند |
bundles |
تعدادی فیبر نوری که کنار هم جمع شده اند |
orom |
Only Read Optical حافظه فقط خواندنی نوری emory |
analyzer |
وسیله آزمایش الکترونیکی که الگوهای مختلف سیگنال را نمایش میدهد |
persec |
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری |
omr |
را با علامت خوان نوری تشخیص میدهد و وارد کامپیوتر میکند |
indicator |
نوری که برای اخطار دادن یا بیان وضعیت یک قطعه به کار می رود |
queue |
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است |
queues |
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است |
queued |
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است |
queueing |
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است |
optical |
اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری |
optical |
قابل تشخیص باشند توسط علامت خوان نوری و وارد کامپیوتر شوند |
graphics |
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی |
powers |
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی |
powering |
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی |
power |
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی |
powered |
روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی |
background |
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد |
resolving power |
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید. |
electronic |
قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود |
optical |
شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری |
backgrounds |
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد |
fibres |
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند |
fiber |
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند |
fibre |
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند |
yin yang |
تیره و روشن |
aiming symbol |
ی که روی صفحه نشان داده میشود مربوط به محلی که قلم نوری قابل تشخیص است |