English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
reorder دوباره مرتب کردن
Other Matches
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
set in order مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
collocates مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
arranging مرتب کردن
arranged مرتب کردن
arranges مرتب کردن
to put to rights مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
marshals مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
marshaled مرتب کردن
clear up مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
marshal مرتب کردن
put straight مرتب کردن
cleans مرتب کردن
lineup مرتب کردن
concert مرتب کردن
concerts مرتب کردن
cleaned مرتب کردن
clean مرتب کردن
graduates مرتب کردن
tidying مرتب کردن
regularises مرتب کردن
fix up مرتب کردن
collated مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
collates مرتب کردن
tidies مرتب کردن
collating مرتب کردن
tidier مرتب کردن
graduate مرتب کردن
collocate مرتب کردن
collocated مرتب کردن
regularising مرتب کردن
tidied مرتب کردن
regularised مرتب کردن
tidy مرتب کردن
regularize مرتب کردن
regularized مرتب کردن
collate مرتب کردن
straighten up <idiom> مرتب کردن
graduating مرتب کردن
collocating مرتب کردن
to map out مرتب کردن
draw up مرتب کردن
order مرتب کردن
arrange مرتب کردن
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
shipshape مرتب کردن منظم
tree sort مرتب کردن درختی
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
square مرتب کردن کلاه
selection sort مرتب کردن گزینشی
ripple sort مرتب کردن موجی
redd مرتب کردن رهاساختن
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
bubble sort مرتب کردن حبابی
squared مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
set نهادن مرتب کردن
internal sort مرتب کردن درونی
sets نهادن مرتب کردن
setting up نهادن مرتب کردن
distributive sort مرتب کردن توزیعی
collating sort مرتب کردن داده
quicksort مرتب کردن سریع
to fix up مرتب کردن جادادن
block sort مرتب کردن بلاکی
squaring مرتب کردن کلاه
data processing مرتب کردن داده ها
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
multipass sort مرتب کردن چند گذری
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
refresh دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
refilled دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
refreshes دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
redistributes دوباره پخش کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
retaking دوباره تسخیر کردن
oversrike دوباره چاپ کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
redistributing دوباره پخش کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
relived دوباره تجربه کردن
relives دوباره تجربه کردن
remarries دوباره عروسی کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
redirect دوباره راهنمایی کردن
reliving دوباره تجربه کردن
redistributed دوباره پخش کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
redistribute دوباره پخش کردن
reassociate دوباره متحد کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
retake دوباره تسخیر کردن
resurface دوباره روکاری کردن
redirects دوباره راهنمایی کردن
redirecting دوباره راهنمایی کردن
redirected دوباره راهنمایی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com