English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
Other Matches
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
cartopper قایق کوچک قابل حمل روی اتومبیل
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
replacing عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rebuild نوسازی کردن قطعات
rebuilds نوسازی کردن قطعات
assemble سوار کردن قطعات
assembles سوار کردن قطعات
assembled سوار کردن قطعات
renovation تجدید قطعات کردن
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
match mark جفتن و جور کردن قطعات
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
salvages پیاده کردن کامل قطعات
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
salvage پیاده کردن کامل قطعات
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
parcel به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcels به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
fishplate قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
rig in باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
broaches سوراخ کردن قایق
broached سوراخ کردن قایق
swamping غرق کردن قایق
swamped غرق کردن قایق
swamp غرق کردن قایق
broach سوراخ کردن قایق
capsized واژگون کردن قایق
swamps غرق کردن قایق
capsizes واژگون کردن قایق
capsize واژگون کردن قایق
barged با قایق حمل کردن
boats قایق رانی کردن
boat قایق رانی کردن
capsizing واژگون کردن قایق
broaching سوراخ کردن قایق
barge با قایق حمل کردن
barges با قایق حمل کردن
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
scow با قایق چهارگوش حمل کردن
ship water نفوذ کردن اب بداخل قایق
cast off باز کردن طناب قایق
bail عمل خارج کردن اب قایق
lighter با قایق باری کالا حمل کردن
lighters با قایق باری کالا حمل کردن
steamboat قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
head off دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
smithereens قطعات
chosen fragments قطعات گزیده
common hardware قطعات عمومی
cable accessory قطعات کابل
parts list فهرست قطعات
chrestomathy قطعات منتخب
repair parts قطعات یدکی
parts قطعات یدکی
parts list لیست قطعات
table of replaceable partes فهرست قطعات
spare parts قطعات یدکی
flinders قطعات شکسته
analecta قطعات ادبی
chrestomathy قطعات برگزیده
shell fragments قطعات گلوله
chosen fragments قطعات منتخبه
common items قطعات عمومی
trilcgy یا قطعات سه گانه
parts peculiar قطعات اختصاصی
parts peculiar قطعات مخصوص
end product مجموعه قطعات
bill of material صورت قطعات
shatters قطعات شکسته
web stiffeners قطعات تقویتی
shatter قطعات شکسته
common parts قطعات عمومی
staff section قطعات سمبه
main members قطعات اصلی
component drawing رسم قطعات
fragments قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
fragment قطعات متلاشی خردکردن
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list لیست قطعات مجاز
object assembly test ازمون الحاق قطعات
bitty متشکل از قطعات ریز
investment castings قطعات ریخته گی بسته
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
nomenclature نام گذاری قطعات
analects قطعات ادبی منتخبات
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
common parts قطعات یدکی عمومی
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
weldment قطعات بهم جوش خورده
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
boss ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
clapboards قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
clapboard قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
backlash خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
piece mark شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
erectable قابل راست کردن یا بنا کردن
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com