English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
to draw up a contract قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
Other Matches
default setting تنظیم پیش فرض یا قراردادی
format تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
formats تنظیم دیسک خالی با نوشتن اطلاعات محل شیار و کنترل روی آن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
discharge of contract انجام تعهدات قراردادی پایان دادن به تعهدات قراردادی
read بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
reads بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
enter into an agreement قراردادی را منعقد کردن
award a contract قراردادی را واگذار کردن
To annul [abrogate] a contract قراردادی را باطل کردن
to pull off something [contract, job etc.] چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
to enter into an agreement پیمان یا قراردادی منعقد کردن
to guarantee a contract اجرای قراردادی راضمانت کردن
guarantee a contract اجرای قراردادی را ضمانت کردن
to sign up قراردادی را امضا کردن [اسم نویسی کردن]
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
refers توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
timed تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
calibrated تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrate تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
stet processus گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
spelled املاء کردن درست نوشتن
annotations نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spell املاء کردن درست نوشتن
overwrite جانویسی کردن جای نوشتن
annotation نوشتن تذکرات تقریظ کردن
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribe نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribed نسخه نوشتن تعیین کردن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
prescribing نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes نسخه نوشتن تعیین کردن
spells املاء کردن درست نوشتن
compensates تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensate تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
set out شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
compensated تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
defaulted قراردادی
bespoke قراردادی
conventional قراردادی
defaulting قراردادی
advice code کد قراردادی
contracted قراردادی
arbitrary قراردادی
defaults قراردادی
defoult قراردادی
default قراردادی
contractual قراردادی
bespoken قراردادی
based on a contract قراردادی
set up تنظیم کردن
formulated تنظیم کردن
formulate تنظیم کردن
regiment تنظیم کردن
frame تنظیم کردن
attends تنظیم کردن
attending تنظیم کردن
attend تنظیم کردن
regiments تنظیم کردن
calibrate تنظیم کردن
formulating تنظیم کردن
formulates تنظیم کردن
classifies تنظیم کردن
regularised تنظیم کردن
regulated تنظیم کردن
regularises تنظیم کردن
regulates تنظیم کردن
lineup تنظیم کردن
regularising تنظیم کردن
classify تنظیم کردن
classifying تنظیم کردن
to put in to shape تنظیم کردن
lay down تنظیم کردن
regulate تنظیم کردن
regularize تنظیم کردن
regularized تنظیم کردن
regularizes تنظیم کردن
tunes تنظیم کردن
calibrating تنظیم کردن
calibrates تنظیم کردن
make out تنظیم کردن
to make out تنظیم کردن
regularizing تنظیم کردن
regulating تنظیم کردن
to set out تنظیم کردن
tune تنظیم کردن
calibrated تنظیم کردن
to draw up تنظیم کردن
adjustments تنظیم کردن
adjust تنظیم کردن
adjustment تنظیم کردن
redact تنظیم کردن
adjusting تنظیم کردن
adjusts تنظیم کردن
to draw out تنظیم کردن
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
interpage در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
adjusting مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusts مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
prosign علامت قراردادی
formal charge بار قراردادی
convention ائین قراردادی
conventional current جریان قراردادی
contractual liability مسئوولیت قراردادی
contractual relationship رابطه قراردادی
code نشانه قراردادی
agreement water rate نرخ قراردادی اب
conventions ائین قراردادی
arbitrarily بطور قراردادی
arbitrary دلبخواه قراردادی
agreed point نقطه قراردادی
contracted weaver بافنده قراردادی
convectional current جریان قراردادی
unconventional غیر قراردادی
To conclude an agreement (contract). قراردادی بستن
reconstituting تنظیم مقیاس کردن
tune up موتور را تنظیم کردن
preset از پیش تنظیم کردن
ranging تنظیم کردن اسلحه
ranging تنظیم تیر کردن
set the clock ساعت را تنظیم کردن
spot تنظیم تیر کردن
pre-setting از پیش تنظیم کردن
adjustments تنظیم و میزان کردن
spots تنظیم تیر کردن
draw up کارها را تنظیم کردن
pre-sets از پیش تنظیم کردن
reconstitutes تنظیم مقیاس کردن
pre-set از پیش تنظیم کردن
reconstituted تنظیم مقیاس کردن
reconstitute تنظیم مقیاس کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
legal assistance علایم قراردادی نقشه
base symbol علایم قراردادی مبنا
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
hit and miss <idiom> ناخوشآیند ،غیر قراردادی
military symbols علایم قراردادی نظامی
adjusts میزان کردن تنظیم کنید
zero روی صفر تنظیم کردن
replenishing تنظیم کردن روغن سلاحها
replenish تنظیم کردن روغن سلاحها
order سفارش دادن تنظیم کردن
replenishes تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusts تصفیه نمودن تنظیم کردن
zeroes روی صفر تنظیم کردن
zeros روی صفر تنظیم کردن
replenished تنظیم کردن روغن سلاحها
adjusting میزان کردن تنظیم کنید
adjusting تصفیه نمودن تنظیم کردن
sight in تنظیم کردن دید در تفنگ
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
taxi squadder بازیگر عضو گروه قراردادی
default font فونت پیش فرض یا قراردادی
taxied عضو گروه بازیگران قراردادی
taxi عضو گروه بازیگران قراردادی
creation of contractual tie انشاء ایجاد رابطه قراردادی
all in contract قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com