English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
parking محوطه پارک کردن
Other Matches
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
parking پارک کردن
double-parked دوردیفه پارک کردن
double-park دوردیفه پارک کردن
to park پارک کردن [دستگاهی]
double-parks دوردیفه پارک کردن
double park دوردیفه پارک کردن
double-parking دوردیفه پارک کردن
paddock منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddocks منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
parking plan طرح پارک کردن هواپیماها
impark در پارک یا جنگل محصور کردن
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
parking پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
physical motor pool پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
machinery space محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
clear way محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
classification yard محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
desert [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
park پارک
vivary پارک
parks پارک
paradise پارک
parked پارک
collective goods پارک و غیره
bosket پارک یا باغ
pools پارک موتوری
pooled پارک موتوری
amusement parks پارک تفریحی
carriage drive خیابان پارک
pool پارک موتوری
bosquet پارک یا باغ
car park جای پارک
amusement park پارک تفریحی
park bench نیمکت پارک
motor pool پارک موتوری
parkland زمین پارک
NO PARKING پارک نکنید!
natinal park پارک ملی
pool equipment وسایل پارک موتوری
english garden پارک انگلیسی [قرن هجدهم]
laager پدافنددور محل پارک هواپیما
Where can I park? کجا می توانم پارک کنم؟
May I park there? ممکن است اینجا پارک کنم؟
Where can I park my car? کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
How long can I park here? چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
He parked the car right in front of the garage. درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
hard stand بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
spaces محوطه
compounds محوطه
area محوطه
hawing محوطه
haw محوطه
zones محوطه
haws محوطه
garth محوطه
hawed محوطه
precinct محوطه
zone محوطه
areas محوطه
enclosure محوطه
precincts محوطه
compound محوطه
wards محوطه
enclosures محوطه
ward محوطه
compound : محوطه
compounded محوطه
compounded : محوطه
space محوطه
compounds : محوطه
ground محوطه
runs ترتیب محوطه
apron محوطه بارگیری
farmyard محوطه مزرعه
trap محوطه کوچک
cincture حلقه محوطه
penalty areas محوطه پنالتی
freeze space محوطه سردخانه
farmyards محوطه مزرعه
lot قرعه محوطه
yard man متصدی محوطه
embarkation area محوطه بارگیری
lawns محوطه چمن
ambit وسعت محوطه
aprons محوطه بارگیری
lawn محوطه چمن
god's acre محوطه کلیسا
cubby محوطه مکعب
goal crease محوطه دروازه
clear way محوطه صعود
out port بندرخارج از محوطه
close چهاردیواری محوطه
penalty area محوطه پنالتی
buffer distance محوطه امنیت
closer چهاردیواری محوطه
environment architecture معماری محوطه
yard حیاط محوطه
area of visibility محوطه دید
run ترتیب محوطه
closest چهاردیواری محوطه
stockyard محوطه دامداری
yard محوطه یا میدان
enceinte محوطه قلعه
run way محوطه فرود
runout محوطه دویدن
Inc مخفف محوطه
yards محوطه یا میدان
closes چهاردیواری محوطه
area of probability محوطه احتمالات
dock yard محوطه بارانداز
chill space محوطه سردخانه
courtyard محوطه محصور
yards حیاط محوطه
dock yard محوطه لنگرگاه
wards حیاط محوطه زندان
magazine space محوطه زاغه مهمات
ward حیاط محوطه زندان
run way محوطه دویدن هواپیما
site محل محوطه کار
backcourt محوطه پشت یک سوم
catcher's box محوطه مخصوص توپگیر
back boundary line محوطه پشت خط سرویس
back judge داور در محوطه دفاعی
sites محل محوطه کار
holding ground محوطه نگهدارنده لنگر
cubbyhole محوطه کوچک ومحصور
quarterdecks محوطه تشریفات ناو
quarterdeck محوطه تشریفات ناو
landscape architecture معماری محوطه سازی
fabrique [ساختمانی در محوطه باغ]
loculus محوطه یاحفره کوچک
plainest میدان یا محوطه جنگ
side lines محوطه بیرون از خط کناری
plains میدان یا محوطه جنگ
impark در محوطه نگاه داشتن
sited محل محوطه کار
plain میدان یا محوطه جنگ
area of uncertainity محوطه عدم امنیت
outdoor lighting fixtures چراغهای روشنائی محوطه
chill space محوطه سرد انبار
plainer میدان یا محوطه جنگ
net محوطه تمرین محصوربا تور
batter's box محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
loculus محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
gullies محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
gully محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
outer fix محوطه توقف خارجی هواپیما
nets محوطه تمرین محصوربا تور
tank farm محوطه مخازن نفت وغیره
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
gulleys محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
nett محوطه تمرین محصوربا تور
departure end انتهای محوطه دویدن هواپیما
pickup field محوطه سوار شدن درهواپیما
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
clearance inwards ورود کشتی به محوطه گمرک
arresting system runout محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
broken field محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
base hit ضربه به داخل محوطه باامتیاز
back room محوطه بین خط پایانی ودیوار
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
border break ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
arresting sheave span محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
outland زمینهای خارج از محوطه ملک
yardmaster رئیس محوطه بارانداز راه اهن
marshalling yard محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
covered position محوطه تحت پوشش موضع مخفی
regions محوطه بسیار وسیع وبی انتها
ball hawk مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
region محوطه بسیار وسیع وبی انتها
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
land scaping محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
embarkation area محوطه سوار شدن در کشتی یاخودرو
Green architecture [ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
Genius Loci نابغه [واژه لاتین در معماری یا محوطه سازی]
threshold نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
yard track ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
drylot محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
thresholds نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshholds نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
bloop ضربه به توپ به قسمت داخلی محوطه بیس بال
solocross مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
lumberyards محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyard محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
short lot کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
tolls حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolling حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
toll حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
City Beautiful [جنبش طراحان، محوطه سازان آمریکایی در دفاع از زیبایی شهرها]
chutes چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chute چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com