English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English Persian
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
Other Matches
image phase constant ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
two phase region ناحیه دو فازی
diphase alternator تناوبگر دو فازی
image phase change coefficient ثابت فازی
PM تلفیق فازی
line to neutral voltage ولتاژ فازی
phase balance تعادل فازی
impedance angle زاویه فازی
two phase generator تناوب گر دو فازی
phase to neutral voltage ولتاژ فازی
phase space فضای فازی
phase modulation تلفیق فازی
impedance at resonance مقاومت فازی
positive sequence power in a three phase توان مستقیم مدار سه فازی
positive sequence polyphase system مدار چند فازی مستقیم
fluctuating power of a polyphase system توان نوشی مدار چند فازی
delta voltage ولتاژ فازی یا خطی اتصال مثلث
positive sequence polyphase system of or مدار چند فازی مستقیم ازمرتبه ام
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
straighten up <idiom> مرتب کردن
arranging مرتب کردن
clear up مرتب کردن
draw up مرتب کردن
arranged مرتب کردن
collate مرتب کردن
collating مرتب کردن
arrange مرتب کردن
arranges مرتب کردن
cleaned مرتب کردن
to put to rights مرتب کردن
marshaled مرتب کردن
cleans مرتب کردن
marshal مرتب کردن
collates مرتب کردن
collated مرتب کردن
concerts مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
marshals مرتب کردن
fix up مرتب کردن
set in order مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
concert مرتب کردن
collocate مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
tidying مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
regularized مرتب کردن
regularize مرتب کردن
lineup مرتب کردن
put straight مرتب کردن
regularising مرتب کردن
collocating مرتب کردن
tidy مرتب کردن
clean مرتب کردن
regularises مرتب کردن
regularised مرتب کردن
tidied مرتب کردن
collocated مرتب کردن
tidies مرتب کردن
collocates مرتب کردن
graduates مرتب کردن
tidier مرتب کردن
graduate مرتب کردن
to map out مرتب کردن
order مرتب کردن
graduating مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
set نهادن مرتب کردن
sets نهادن مرتب کردن
internal sort مرتب کردن درونی
ripple sort مرتب کردن موجی
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
distributive sort مرتب کردن توزیعی
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
redd مرتب کردن رهاساختن
collating sort مرتب کردن داده
square مرتب کردن کلاه
setting up نهادن مرتب کردن
quicksort مرتب کردن سریع
selection sort مرتب کردن گزینشی
shipshape مرتب کردن منظم
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
data processing مرتب کردن داده ها
reorder دوباره مرتب کردن
bubble sort مرتب کردن حبابی
to fix up مرتب کردن جادادن
squares مرتب کردن کلاه
tree sort مرتب کردن درختی
squared مرتب کردن کلاه
block sort مرتب کردن بلاکی
squaring مرتب کردن کلاه
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
multipass sort مرتب کردن چند گذری
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
passed یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
chronologize بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
formats تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
justifying دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
organisations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justifies دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
pass یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
organization روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organizations روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
justify دستور جلوگیری از مرتب کردن متن در کلمه پرداز
digital sorting روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
clocks باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutation تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
format تعویض روشن مرتب کردن داده یا متن در یک محل
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
permutations تعداد روشهای مختلف برای مرتب کردن چیزی
passes یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
ranged مرتب کردن میزان کردن
straightens درست کردن مرتب کردن
range مرتب کردن میزان کردن
serializing مرتب کردن سریال کردن
ranges مرتب کردن میزان کردن
serializes مرتب کردن سریال کردن
serialized مرتب کردن سریال کردن
serialises مرتب کردن سریال کردن
dispose مرتب کردن مستعد کردن
serialised مرتب کردن سریال کردن
serialising مرتب کردن سریال کردن
straightened درست کردن مرتب کردن
straightening درست کردن مرتب کردن
straighten درست کردن مرتب کردن
serialize مرتب کردن سریال کردن
mercury delay line روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
internal sort مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
sorts مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
utility برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
weighting مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
WAV file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com