English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (8 milliseconds)
English Persian
ceded واگذار شده
transferred واگذار شده
vested واگذار شده
Search result with all words
give واگذار کردن
gives واگذار کردن
giving واگذار کردن
allocation واگذار کردن
allocations واگذار کردن
demise واگذار کردن
concede واگذار کردن
conceded واگذار کردن
concedes واگذار کردن
conceding واگذار کردن
release واگذار کردن
released واگذار کردن
releases واگذار کردن
bequeath بکسی واگذار کردن
bequeathed بکسی واگذار کردن
bequeathing بکسی واگذار کردن
bequeaths بکسی واگذار کردن
deed سند باقباله واگذار کردن
deeds سند باقباله واگذار کردن
cede واگذار کردن
cedes واگذار کردن
ceding واگذار کردن
disposal انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
grant واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grants واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
relegate واگذار کردن
relegated واگذار کردن
relegates واگذار کردن
relegating واگذار کردن
entrust واگذار کردن
entrust واگذار کردن تفویض کردن
entrusting واگذار کردن
entrusting واگذار کردن تفویض کردن
entrusts واگذار کردن
entrusts واگذار کردن تفویض کردن
abdicate واگذار کردن
abdicated واگذار کردن
abdicates واگذار کردن
abdicating واگذار کردن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
assignment واگذار کردن
assignments واگذار کردن
surrender واگذار کردن
surrendered واگذار کردن
surrenders واگذار کردن
assign واگذار کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned واگذار کردن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning واگذار کردن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns واگذار کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
transfer واگذار کردن
transfer واگذار کردن نقل کردن انتقال
transferring واگذار کردن
transferring واگذار کردن نقل کردن انتقال
transfers واگذار کردن
transfers واگذار کردن نقل کردن انتقال
authorisations واگذار کردن
authorization واگذار کردن
alienor واگذار کننده
allocated manpower نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
appropriation اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
assigner واگذار کننده انتقال دهنده
assignment of tasks واگذار کردن وفایف
assignor واگذار کننده انتقال دهنده
assignor واگذار کننده
augmentation تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
award a contract قراردادی را واگذار کردن
ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
ceder واگذار کننده
cession of territory واگذار کردن اراضی مملکت
delegatee کسیکه پرداخت بدهی شخص دیگر به او واگذار شده است
dower درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
duty assignment واگذار کردن وفیفه گماردن به خدمت تعیین محل خدمت شغل دادن
give over ترک کردن واگذار کردن
grantor واگذار کننده
infeoff واگذار کردن
jus disponendi حق واگذار کردن اموال
pick up واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
quitclaim چشم پوشیدن از واگذار کردن
reallocation مجددا واگذار کردن
remise واگذار کردن
renunciant واگذار کننده
retrocede دوباره واگذار کردن
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
tasking سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
to bargain a way درازای چیزی واگذار کردن
to deliver over واگذار کردن
to give place to جای خودرابه شخص یا چیزدیگر واگذار کردن
to make over واگذار کردن
to sell out بدیگری واگذار کردن ورفتن
to turn over واگذار کردن
vest a property in someone ملکی را به کسی واگذار کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com