| Total search result: 252 (15 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| information processing |
پردازش اطلاعات |
|
|
|
|
| Search result with all words |
|
| database |
ترکیب سخت افزار و نرم افزار که برای پردازش سریع اطلاعات پایگاه داده ها طراحی شده است |
| databases |
ترکیب سخت افزار و نرم افزار که برای پردازش سریع اطلاعات پایگاه داده ها طراحی شده است |
| queried |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
| queries |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
| query |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
| querying |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
| throughput |
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود |
| logical |
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد |
| technologies |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
| technology |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
| raw |
1-اطلاعی که هنوز وارد سیستم کامپیوتری نشده است . 2-دادهای که در پایگاه داده ها که برای تامین اطلاعات کاربر باید پردازش شود |
| smart |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarted |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarter |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smartest |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarting |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| smarts |
ترمینال شبکه که میتواند اطلاعات را پردازش کند |
| manual |
ذخیره و پردازش اطلاعات بدون کمک کامپیوتر |
| trapdoor |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
| trapdoors |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
image |
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر] |
images |
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر |
| signal |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
| signaled |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
| signalled |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
| paper |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| papered |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| papering |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| papers |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| record |
برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند |
| page |
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند |
| paged |
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند |
| pages |
وسیلهای که اطلاعات نوشته شده یا تایپ شده را به حالتی که کامپیوتر می فهمد و پردازش میکند تبدیل کند |
| GI |
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی |
| GIs |
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی |
| afips |
اتحادیه امریکایی انجمنهای پردازش اطلاعات |
| base band |
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس |
| baseband |
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس |
| batch processing |
سیستم پردازش داده ها که در آن اطلاعات در دسته هایی جمع آوری می شوند و سپس در یک ماشین اجرا می شوند |
| canadian information processing society |
انجمن کانادایی پردازش اطلاعات |
| dispersed data processing |
پردازش اطلاعات به صورت توزیعی |
| dp |
پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده |
| ifip |
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات |
| ifips |
اتحادیه بین المللی انجمنهای پردازش اطلاعات |
| informatics |
دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال |
| information processing carriculum |
دوره پردازش اطلاعات |
| information processing center |
مرکز پردازش اطلاعات |
| international federation |
فدراسیون بین المللی پردازش اطلاعات |
| ipai |
انجمن پردازش اطلاعات اسرائیل |
| ipsj |
of Society InformationProcessing انجمن پردازش اطلاعات ژاپن apan |
| readout |
دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی |
| Other Matches |
|
| window |
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری |
| postprocessor |
برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است |
| associative storage |
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود |
| photocomposition |
کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد |
| interactive processing |
پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای |
| backing |
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی |
| echo check |
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین |
| dow jones information service |
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است |
| derived information |
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار |
| attributes |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
| attributing |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
attribute |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
| aperture card |
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد |
| radar correlation |
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر |
| batches |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| batch |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
| gpr |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند |
| edp |
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی |
| pipeline |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
| pipelines |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
| automatic data processing |
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری |
| distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
| regrade |
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت |
| read time |
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری |
| distributed processing system |
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز |
| centralized data processing |
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز |
| connection |
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است |
| connexions |
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است |
| civilian internee information bureau |
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان |
| data transceiver |
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری |
| defense system aquisition |
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع |
| helps |
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه |
| help |
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه |
| helped |
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه |
| negative acknowledgement |
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد |
| in line processing |
پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی |
| windowing |
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره |
| bandwidth |
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است |
| infra red link |
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد |
| IrDA |
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند |
| intelligence process |
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات |
| post processing |
پس پردازش |
| massages |
پردازش داده |
| continuous processing |
پردازش پیوسته |
| preprocessing |
پیش پردازش |
| preprocessor |
پیش پردازش |
| picture processing |
پردازش تصویری |
| priority processing |
پردازش اولیه |
| parallel processing |
پردازش موازی |
| real time processing |
پردازش بلادرنگ |
| command processing |
پردازش دستورالعمل |
| concurrent processing |
پردازش همزمان |
| random processing |
پردازش تصادفی |
| random probing |
پردازش تصادفی |
| simultaneous processing |
پردازش همزمان |
| processing unit |
واحد پردازش |
| processing symbol |
علامت پردازش |
| processing program |
برنامه پردازش |
| batch processing |
پردازش دستهای |
| data processing |
پردازش داده ها |
| file processing |
پردازش فایل |
| direct processing |
پردازش مستقیم |
| word processing |
پردازش کلمه |
| image processing |
پردازش تصویر |
| processes |
پردازش کردن |
| running in parallel |
پردازش موازی |
| background processing |
پردازش زمینهای |
| document processing |
پردازش مدرک |
| distrubuted processing |
پردازش توزیعی |
| massage |
پردازش داده |
| massaged |
پردازش داده |
| massaging |
پردازش داده |
| list processing |
پردازش لیست |
| process |
پردازش کردن |
| serial processing |
پردازش سری |
| serial processing |
پردازش نوبتی |
| teleprocessing |
پردازش از دور |
| sequential processing |
پردازش ترتیبی |
| stacked job processing |
پردازش پشته یی |
| transaction oriented processing |
پردازش تغییرگرا |
| text processing |
پردازش متن |
| multiple job processing |
پردازش چند کاره |
| multiprocessing |
پردازش چند گانه |
| idp |
پردازش داده مجتمع |
| natural language processing |
پردازش زبان طبیعی |
| word processing operator |
متصدی پردازش کلمه |
| word processing system |
سیستم پردازش کلمه |
| word processing program |
برنامه پردازش کلمه |
| word processing society |
انجمن پردازش کلمه |
| word processing supervisor |
نافر پردازش کلمه |
| list processing langauge |
زبانهای پردازش لیست |
| wps |
انجمن پردازش کلمه |
| lisp |
لیسپ پردازش لیست |
| data processing technology |
تکنولوژی پردازش داده |
| unit central processing |
واحد پردازش مرکزی |
| central processing unit |
واحد پردازش مرکزی |
| teleprocessing |
پردازش از راه دور |
| foreground processing |
پردازش پیش صحنی |
| data processing manager |
مدیر پردازش داده |
| tp |
پردازش از راه دور |
| lisps |
لیسپ پردازش لیست |
| electronic data processing |
پردازش الکترونیکی داده |
| lisping |
لیسپ پردازش لیست |
| mechanical data processing |
پردازش داده مکانیکی |
| lisped |
لیسپ پردازش لیست |
| word processing center |
مرکز پردازش کلمه |
| remote processing |
پردازش از راه دور |
| administrative data processing |
پردازش دادههای اداری |
| data processing system |
سیستم پردازش داده |
| decentralized data processing |
پردازش داده نامتمرکز |
| ddp |
پردازش داده توزیعی |
| data processing management |
مدیریت پردازش داده |
| sort merge program |
پردازش تعمیم یافته |
| data processing cycle |
چرخه پردازش داده |
| data processing center |
مرکز پردازش داده |
| adp |
پردازش داده اتوماتیک |
| adp |
پردازش داده خودکار |
| scientific data processing |
پردازش داده علمی |
| data file processing |
پردازش فایل داده |
| demand processing |
پردازش بر اساس نیاز |
| string processing languages |
زبانهای پردازش رشته |
| automatic data processing |
پردازش خودکار داده ها |
| integrated data processing |
پردازش داده مجتمع |
| computer processing cycle |
چرخه پردازش کامپیوتر |
| digital signal processing |
پردازش دیجیتالی سیگنال |
| documenting |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| adp |
پردازش داده توسط کامپیوتر |
| raw |
در وضعیت اصلی یا پردازش نشده |
| dp |
Processing Data پردازش داده |
| data processing curriculum |
دوره تحصیلات پردازش داده |
| job |
یک واحد پردازش درون یک کار |
| distributed data processing |
پردازش داده توزیع شده |
| wp |
Processing Word پردازش کلمه |
| direct access processing |
پردازش به روش دستیابی مستقیم |
| documented |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| data processing management association |
انجمن مدیریت پردازش داده |
| teleprocessing |
پردازش داده از راه دور |
| multiprocessing system |
سیستم پردازش چند گانه |
| precondition |
جایدهی داده پیش از پردازش |
| preconditions |
جایدهی داده پیش از پردازش |
| electronic data processing system |
سیستم پردازش الکترونیکی داده |
| automated data processing |
پردازش داده به صورت خودکار |
| document |
پردازش متن توسط کامپیوتر |
| jobs |
یک واحد پردازش درون یک کار |
| data |
اطلاعات |
| [pieces of] information |
اطلاعات |
intelligence |
اطلاعات |
witting |
اطلاعات |
| information |
اطلاعات |
| counterintelligence |
ضد اطلاعات |
| overlap processing |
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری |
| job |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
| jobs |
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند |
| degradation |
کمبود توانایی پردازش به علت خرابی |
| interfaces |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
| job |
کارهایی که در هر لحظه در سیستم پردازش می شوند |
| interface |
واسط واحد پردازش و باس IEEE |
| prestore |
ذخیره داده در حافظه پیش از پردازش |
| bureaus |
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است |
| bureau |
ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است |
| telematics |
واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی |
| scheduling |
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها |
| available |
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم |
| jobs |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
| memory sniffing |
ازمایش مداوم حافظه به هنگام پردازش |
| HTTPD |
وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها |
| multimedia |
پردازش تصویر رو نمایش متن میدهد |
| logical |
یری توان پردازش موتور واسط |
| cdp |
Processing Data Certificationin گواهی پردازش داده |
| bands |
محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال |
| band |
محدوده فرکانس یک سیگنال پیش از پردازش یا ارسال |
| cpu |
Unit Processing Central واحد پردازش مرکزی |
| cps |
تعداد حروفی که هر لحظه چاپ یا پردازش می شوند |
| batch processing |
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست |
| machine |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
| edp |
پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی |
| job |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| electronic |
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر |
| analog |
کامپیوتری که داده را به شکل آنالوگ پردازش میکند |
| analogues |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
| irreversible process |
پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست |
| underscoring |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| touch tone telephone |
تلفن دکمهای در سیستمهای پردازش از راه دور |
| underlines |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| tasks |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| task |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| machines |
عمل پردازش دستورات در برنامه توسط کامپیوتر |
| transmitter |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
| underscores |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| underscored |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| underscore |
دستور پردازش لغت زیر متن خط می کشد |
| target |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targeted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targeting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targets |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| analogue |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
| targetted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| targetting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
| jobs |
مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند |
| transmitters |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |