English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
sanguinarily چنانکه خونریزی دربرداشته باشد
Other Matches
enacting clauses موادیکه مقر رات تازه دربرداشته باشد
culpably چنانکه سزاوارسرزنش باشد
medially چنانکه درمیان باشد
pitfully چنانکه سزاوارنکوهش باشد
brilliantly چنانکه برجسته باشد
meetly چنانکه در خور باشد
inviolably چنانکه سزاوارحرمت باشد
inviolately چنانکه بی حرمت نشده باشد
pleasingly چنانکه خوش ایند باشد
objectiveness چنانکه در خارج معقول باشد
commendably چنانکه شایان ستایش باشد
paradoxically چنانکه مهمل نمایدولی درست باشد
contemptibly چنانکه سزاوارخواری باشد بطورقابل تحقیر
laboriously ساعیانه چنانکه نماینده زحمت باشد
adorably چنانکه شایسته ستایش باشد بطور ستوده
picturesquely چنانکه شایسته عکس برداری یانقاشی باشد
accordantly بطور موافق یا مطابق چنانکه جور باشد
nutritiously چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
nutritively چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
maritally چنانکه وابسته بشوهر باشد از راه عروسی
pestiferously چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
pontifically چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
modernly بسبک تازه چنانکه باب این عصر باشد
portentously چنانکه نشانه بدی باشد بطور شگفت اور
reflexively چنانکه بخود فاعل برگرد د چنانکه مفعول ان
acharnement خونریزی
bloodshed خونریزی
bloodshedding خونریزی
sanguinariness مقرونیت به خونریزی
hemostasis توقف خونریزی
hemostasis بندامدگی خونریزی
bloodless بدون خونریزی
menorrhagia خونریزی رحم
blood guilt خونریزی ناحق
bloodguilt خونریزی ناحق
bloodlessly بدون خونریزی
slaughters قتل عام خونریزی
stanch جلو خونریزی راگرفتن
slaughtered قتل عام خونریزی
purpura لکههای خونریزی زیرپوست
carnage قتل عام خونریزی
slaughter قتل عام خونریزی
slaughterous مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
metrorrhagia خونریزی غیر طبیعی رحم
hemostat اسباب یا دارویی برای بند اوردن خونریزی
bloodguilty مرتکب خونریزی مقصریامسئول ادم کشی جنایت کار
hemophilia بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
as چنانکه
in the event that چنانکه
so that چنانکه
how چنانکه
admissibleness چنانکه روا
dilatorily چنانکه پرشود
permissively چنانکه مخیرسازد
insolubly چنانکه اب نشود
coordinately چنانکه یکجورباشد
cresuendo چنانکه صداخردخرد
pinchingly چنانکه فشاراورد
expressively چنانکه مقصودرابرساند
prettily چنانکه زیبانماید
as it deserves چنانکه باید
gratifyingly چنانکه خوشنودسازد
as is well known چنانکه مشهور
proper چنانکه شایدوباید
so to speak چنانکه گویی
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
according as چنانکه بدان سان که
according to his version چنانکه او شرح میداد
effusively چنانکه گویی بریزد
meetly چنانکه باید و شاید
prettily بخوبی چنانکه باید
pliably چنانکه بتوان خم کرد
decrescendo چنانکه صداخردخردضعیف شود
interminably چنانکه تمام نشود
opprobriously چنانکه رسوایی اورد
decreasingly چنانکه روبکاهش گذارد
comme il faut چنانکه باید وشاید
perniciously چنانکه زیان اورد
meaningly چنانکه مقصودرا برساند
funnily چنانکه خنده اورد
passably چنانکه بتوان پذیرفت
permissively چنانکه اجازه بدهد
invisibly چنانکه دیده نشود
gratifyingly چنانکه خوشی دهد
inexcusably چنانکه نتوان معذوردانست
inadmissibly چنانکه روایاجایز نباشد
gruesomely چنانکه وحشت اورد
heliocentrically چنانکه ازمرکزخورشیدحساب شود
convincingly چنانکه متقاعد کند
irrecoverably چنانکه بهبودی نپذیرد
fitfully چنانکه بگیردوول کند
invulnerably چنانکه زخم برندارد
inexpressively چنانکه مقصودرا نرساند
privatively چنانکه نفی یا استثناکند
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
grandiosely بطورغلنبه چنانکه بزرگ نماید
indefensibly چنانکه دفاع بردار نباشد
as is well known چنانکه همه کس بخوبی میدانند
inappreciably بسیار کم چنانکه محسوس نگرد د
intelligibly واضحا چنانکه بتوان دریافت
hereditably چنانکه بتوان ارث برد
assumably چنانکه بتوان فرض کرد
inexhaustibly چنانکه تهی یاتمام نشود
epidemically چنانکه همه جاسرایت کند
engagingly چنانکه سرگرم یامشغول کند
intangibly چنانکه نتوان درک کرد
intangibly چنانکه نتوان احساس کرد
extraneously چنانکه وابسته بموضوع نباشد
inseparably چنانکه نتوان سوا کرد
euphoniously چنانکه بگوش خوش ایندباشد
interchangeably چنانکه بتوان بحای یکدیگربکاربرد
fadelessly چنانکه پژمرده نشودیازوال نپذیرد
immovably چنانکه نتوان جنبش داد
inexpressively چنانکه زبان دار نباشد
causatively چنانکه دلالت برسبب نماید
inexpressibly چنانکه نتوان بیان کرد
irrefragably چنانکه نتوان تکذیب کرد
perplexingly چنانکه گیج یا حیران سازد
peerlessly چنانکه بی مانندباشد بطوربی همتا
perceptibly چنانکه بتوان درک کرد
retroactively چنانکه شامل گذشته شود
prepossessingly چنانکه جلب توجه نماید
presentably چنانکه بتوان پیشکش کرد
practicably چنانکه بتوان اجرا نمود
onerously چنانکه مستلزم انجام تعهدی
piquantly چنانکه دهن رامزه بیاورد
pestilently چنانکه برای اخلاق مضرباشد
organically چنانکه درساختمان یا سازمانی کارگرباشد
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
functionally چنانکه وابسته به وفیفه اندا میباشد
inimitably چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
persuasively چنانکه متقاعد سازدیا واداربکاری نماید
invidiously چنانکه رشک یاحسادت کسیرا برانگیزد
colourably چنانکه بتوان برای ان بهانهای اورد
cogently چنانکه بتواند متقاعد کند باقوت
irrecocilably چنانکه نتوان انرا وفق داد
inscrutably چنانکه نتوان جستجو کردیا دریافت
to kick over the traces لگدپراندن لگدزدن چنانکه یا ان ورپاسرنگه بیفتد
changeably چنانکه بتوان تغییرداد بطورقابل تغییر
adequately باندازه کافی چنانکه تکافو نماید
incommunicably چنانکه نتوان بادیگران در میان گذاشت
illustratively چنانکه روشن سازدیا توضیح دهد
sententiously چنانکه اندرزیانصیحتی رادر برداشته بتاشد
inerrably چنانکه هیچگاه خطا یا اشتباه نکند
pardonably چنانکه بتوان بخشید بطورامرزش پذیر
exhaustively چنانکه درهمه جزئیات واردشودیابحث کند
penitentially چنانکه شخص را پشیمان و توبه کارنماید
admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا
retrospectively چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
flowerily چنانکه دارای عبارات پرصنعت یاتعارف امیزباشد
relevantly بطور مناسب یامربوط چنانکه بیربط نباشد
indefeasibly بطور باطل نشدنی چنانکه نتوان الغاکرد
discreditably چنانکه اعتبار رالطمه زند بطوربدنام کننده
corrigibly چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
commensurably چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
to eat humble pie پوزش خواستن چنانکه انسانرا پست نماید
movably چنانکه بتوان تکان داد بطورچنبش پذیر
inextricably چنانکه نتوان از ان بیرون امد یا رهایی یافت
accountably بطور مسئول چنانکه بتوان توضیح داد
indescribably چنانکه نتوان شرح دادیا توصیف کرد
implacably از روی سختی یا سنگدلی چنانکه ارامش نپذیرد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
irreversibly چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
irremissibly چنانکه نتوان بخشیدیا اغماض کرد بطورالزام اور
attributively بطور مستقیم چنانکه صورت فرع پیدا کند
impalpably چنانکه لتوان با لامسه احساس کرد بطور بسیارنرم
officinal names of drugs نامهای داروها چنانکه درکتاب داروسازی امده است
irreclaimably بطور غیر قابل برگشت چنانکه نتوان بازیافت یابرگرداند
accessibly چنانکه بتوان بدان راه یافت بطور قابل دسترس
opaquely چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
ineradicably بطور ریشه کن نشدنی چنانکه نتوان بیخ کن یا قلع وقمع نمود
inaccessibily بطور غیر قابل دسترسی چنانکه نتوان به او نزدیک شدیا اورادید
rough handling of a thing گذاشت وبرداشت چیزی به تندی چنانکه خراب شودیا اززیبائی ولطافت بیفتد
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
propor tionably بطور متناسب یا با قرینه چنانکه بتوان متناسب نمود
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
Benedictines باشد
Benedictine باشد
at the owner's risk باشد
any old thing هر چه باشد
custom's declaration باشد
admissibleness باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com