| Total search result: 201 (6 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| annunciator |
ی که برای جلب توجه دیده یا شنیده میشود |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| chug |
صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود |
| chugs |
صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود |
| chugging |
صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود |
| chugged |
صدای انفجاری که گاهی از ماشین شنیده میشود |
| twangs |
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه |
| twanged |
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه |
| twang |
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه |
| twanging |
صدایی که هنگام کشیدن سیم ساز از ان شنیده میشود صدای زه |
| town fog |
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود |
| it is of frequent |
بسیار دیده میشود |
| bird's eye view |
منظرهای که از بلندی دیده میشود |
| bird's eye views |
منظرهای که از بلندی دیده میشود |
| visually |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
| visuals |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
| visual |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
Brontide |
نوعی صدا [صدایی خفه شده و آرام که در برخی از مناطق زلزله خیز، به خصوص در امتداد سواحل و روی دریاچه ها شنیده میشود و تصور میرود که به دلیل لرزشهای ضعیف زمین باشد.] |
| phosphene |
حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود |
| fog dog |
روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود |
| this word occurs in gulistan p |
این واژه درهمه جای گلستان دیده میشود |
| many |
اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی |
| lanugo |
کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود |
| dual |
دومسیر جداگانه ضبط صوت که در وسایل استریو دیده میشود |
| keloid or cheloid |
یکجو ربرامدگی درپوست که درجای اسیب دیده پیدا میشود |
| iguanodon |
سوسمار بزرگ گیاه خوار که اکنون بشکل سنگواره دیده میشود |
| addax |
یکنوع بز کوهی که رنگ روشن دارد و در افریقاو سیبری دیده میشود |
| universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
| rill erosion |
این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود |
| lagged |
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT |
| lag |
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT |
| lags |
زمانی که طول می کشد تا تصویر بهتر دیده میشود و پس از نمایش آن روی صففحه CRT |
| fibre |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
| fibres |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
| fiber |
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود |
| background |
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود |
| backgrounds |
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود |
| QBE |
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود |
| content addressable addressing |
ثباتی که با توجه به محتوای آن ونه یک شماره یا آدرس محل دهی میشود |
| horned scully |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
| viruses |
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند |
| jaggies |
لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود |
| virus |
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند |
| colour |
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود |
| colours |
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود |
| certificate of damage |
تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود |
| turnkey system |
سیستم کامپیوتری که قبلا"تدارک دیده شده و برای استفاده اماده است |
| postscript |
زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود |
| postscripts |
زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود |
| it is interesting to me |
برای من جالب توجه است |
| self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
| writes |
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود. |
| write |
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود. |
| bullets |
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط |
bullet |
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط |
| catchword |
کلمه سرصفحه برای جلب توجه |
| shenanigan |
حقه یا حیله برای عطف توجه |
| In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. |
برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند. |
| Baa! |
بع! [صدای گوسفند دادن برای جلب توجه] |
| newsworthy |
قابل توجه عامه برای درج درروزنامه |
| wolf-whistle <idiom> |
سوتی که مرد برای جلب توجه زن(جذاب) می زند |
| controlled airspace |
قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است |
| hyphens |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| hyphen |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| warehousing system |
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود |
| external |
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم |
| externals |
سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم |
| offensive weapon |
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند |
| processor |
ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد |
| asynchronous computer |
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام |
| calling |
سیگنالی برای جلب توجه مردم از ترمینال یا یک وسیله به کامپوتر اصلی |
| feep |
صدایی که ترمینال برای جلب توجه استفاده کننده ایجاد میکند |
| signalled |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| signaled |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| signal |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| phonendoscope |
شنیده میشوند |
| to meet the ear |
شنیده شدن |
| TCP/IP |
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود |
| drives |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
| drive |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
| As soon as a shot was heard … |
تا صدای تیر شنیده شد … |
| Viewdata |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
| screamer |
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه |
| ear witness |
گواه بگوش شنیده شاهدسمعی |
| i have heard it of old |
از قبل این سخن را شنیده ام |
| inaudible |
شنیده نشده غیر مسموع |
| BNC connector |
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود |
| flags |
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص |
| flag |
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص |
| They have had words ,I hear . |
شنیده ام حرفشان شده ( بحث ؟ جدل لفظی ) |
| colour |
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود |
| colours |
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود |
| structuring |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
structure |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
| structures |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
| cash crop |
محصولی که برای فروش فرآوری میشود |
| stud |
حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود |
| probationers |
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود |
| probationer |
زندانی مشروطی که برای کار اعزام میشود |
| truce |
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود |
| truces |
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود |
| this work is palling on me |
اینکاردارد برای من خسته کننده یابیمزه میشود |
| bilinear filtering |
مرکب با توجه به چهار پیکسل تنظیم شده اطراف هر پیکسل برای بررسی اینکه تغییری در رنگ آنها و جود نداشته باشد |
| toll traverse |
وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود |
| yard man |
کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود |
| metacompilation |
کامپایل که برای تولید کامپایلر دیگر انجام میشود |
| corsages |
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود |
| mac |
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن |
| scratch file |
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود |
| corsage |
دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود |
| macs |
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن |
| debutant |
دختری که برای اولین مرتبه در جامعه وارد میشود |
| wharfage |
وجهی که برای استفاده ازبارانداز پرداخت میشود حق باراندازی |
| bulk head |
دیواریکه برای جلوگیری ازفشار اب یا خاک ساخته میشود |
| promotion money |
دستمزدی که به موسسین شرکت برای خدماتشان پرداخت میشود |
| golden handshakes |
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود |
| golden handshake |
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود |
| top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
| pontage |
مالیات یا عوارضی که برای مرمت و نگهداری پلها وصول میشود |
| seeking |
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود |
| seeks |
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود |
| prompt |
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود |
| wine palm |
هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود |
| dry ginger |
نوشیدنیکف دارکه برای مخلوط کردن ویسکی باسایرنوشیدنیهااستفاده میشود |
| redundant |
قطعه اضافی که برای کاری در صورت خطا استفاده میشود |
| prompted |
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود |
| prompts |
نشانهای که برای بیان نیاز به یک دستور نمایش داده میشود |
| appearance money |
پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود |
| seek |
بخشی از حافظه که برای داده یا کلمه خاص جستجو میشود |
| contact party |
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود |
| dumb well |
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود |
| burse |
بورس وجهی که برای کمک هزینه تحصیلی داده میشود |
| verification fire |
تیرازمایشی تیراندازی که برای تشخیص خطای توپ انجام میشود |
| built up frog |
قطعهای شبیه به قلب که برای ریلها به کار برده میشود |
| slow pill |
ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود |
| retrorocket |
راکتی که برای مخالفت باحرکت رسانگر بطرف جلوروی ان نصب میشود |
| takedown |
مدت زمانی که یک وسیله جانبی آماده برای کار دیگری میشود |
| payola |
وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود |
| sub woofer |
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود |
| Good grief! <idiom> |
این کلمه برای نشان دادن تعجب (چه خوب چه بد)استفاده میشود |
| break up value |
قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود |
| sequential access |
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود |
| debutant |
نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود |
| toner |
محفظه پلاستیکی برای تونر پودری که در چاپگر لیزری استفاده میشود |
| assessed value |
ارزشی که به منظور خاص برای یکی از اقلام دارایی معین میشود |
| core binder |
ماده چسبی که برای تقویت به ماسه ریخته گری اضافه میشود |
| input/output |
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود |
| lifting body |
هواپیمایی که قسمت عمده یاکل برای ان توسط شکل ویژه ان تامین میشود |
| docket |
صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود |
| insertion point |
نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود |
| masters |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
| dockets |
صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود |
| mastered |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
| docketed |
صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود |
| end |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
| slush fund |
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود |
| ends |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
| vacation sittings |
جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود |
| wrming message |
پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود |
| key signature |
گامهای کوتاه و بلندی که پس ازکلیدموسیقی برای نشان دادن نوع ک لیدنوشته میشود |
| bench mark |
نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود |
| peers of scotland |
بزرگانی که از میان انها 61تن برای نمایندگی در مجلس اعیان برگزیده میشود |
| slush funds |
بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود |
| docketing |
صورت پروندههای حاضر برای رسیدگی که به وسیله منشی دادگاه تنظیم میشود |
| qsam |
صف بلاکهای منتظر برای پردازش که با استفاده روش دستیابی تربیتی بازیابی میشود |
| godroon |
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود |
| access panel |
پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود |
| ended |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
master |
مجموعه دادههای مرجع لازم برای یک برنامه کاربردی که متناوبا بهنگام میشود |
| tabulation |
نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود |
| backus naur form |
قرارداد ثبت شدهای که برای توضیح نحو یک زبان برنامه نویسی استفاده میشود |
| counter revolution |
عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود |
| offsets |
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود |
| casual labour |
کارگری که برای حمل و نقل مواد تولیدشده هر چند گاه یکبار به کارگرفته میشود |
| archive |
فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود |
| draw attention |
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن |
| sector |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
| sectors |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
| letters patent |
نامهای که ازطرف دولت برای کسی فرستاده میشود تافورا بازنموده وبرای همه بخواند |
| We consider it a great honor to have you here with us tonight. |
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم. |
| subsidy |
مالیات فوق العادهای که درمواقع اضطرار و برای امورمهم و غیر مترقبه مملکتی اخذ میشود |
| kopfring |
حلقه فلزی است که به دماغه بمب برای کم کردن میزان نفوذ ان در اب یا خاک وصل میشود |
| metal deactivator |
مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود |
| point designation |
شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود |
| i/o |
محل حافظه که توسط پورت ورودی / خروجی برای انتقال داده با CPU استفاده میشود |
| walkthrough |
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود |
| clocks |
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت |
| clock |
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت |
| halftone |
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند |
| frequency shift keying |
روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود |
| reflexes |
یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود |
| reflex |
یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود |
| Pentium Pro |
قوی ترین پردازنده موجود سافت Intel. که جایگزین Pentium میشود برای PCهای با کارایی بالا |
| halftones |
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند |
| virus |
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود |
| voir dire |
سوالاتی که پیش از پرس ازمایی اصلی از شاهد میشود و هدف از ان احرازصلاحیتش برای ادای شهادت است |
| appliance computer |
سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است |
| viruses |
نرم افزاری که برای تشخیص و حذف برنامههای ویروس ناخواسته از دیسک سخت کامپیوتر استفاده میشود |
| TrueType |
فناوری نوشتاری سافت Apple و ماکروسافت برای چاپ دقیق هر آنچه در صفحه نمایش داده میشود |
| languages |
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود |
| compressor bleed air |
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود |
| hand-held |
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست |