English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (36 milliseconds)
English Persian
clinch بغل کردن حریف
clinched بغل کردن حریف
clinches بغل کردن حریف
clinching بغل کردن حریف
Search result with all words
hooking سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
dribble رد کردن توپ از حریف
dribbled رد کردن توپ از حریف
dribbles رد کردن توپ از حریف
dribbling رد کردن توپ از حریف
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
squeeze سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing سد کردن مدافع حریف با دونفر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
interference سد کردن غیرمجاز راه حریف
parried دفع کردن حمله حریف
parries دفع کردن حمله حریف
parry دفع کردن حمله حریف
parrying دفع کردن حمله حریف
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
mark نشانه کردن حریف
marks نشانه کردن حریف
clip سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
overplay حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays حریف را ناچار به تغییر محل کردن
disengage رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
spear سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
double leg pick up زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
finger hold خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
flea flicker پاس اشفته برای گیج کردن حریف
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
hip check سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
kneeing خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
put the ball on the floor رد کردن توپ از حریف
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
simple leg ride شگک خراب کردن حریف
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
straight arm حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
sweat out بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
to turn the tables on any one وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
triple team سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
wraparound check سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to backtrack <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to row back <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
Other Matches
head and arm هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
rival حریف
adversary حریف
rivalled حریف
competitor حریف
competitors حریف
rivaling حریف
adversaries حریف
matches حریف
rivaled حریف
rivalling حریف
match حریف
opponents حریف
opponent حریف
rivals حریف
adversarial حریف
d. cut d. حریف
challenger حریف
challengers حریف
foe حریف
foes حریف
target سینه حریف
copings حریف شدن
copes حریف شدن
coped حریف شدن
targetting سینه حریف
he was too much for me من حریف او نبودم
i cannot manage him حریف او نمیشوم
targeting سینه حریف
dropping جاگذاشتن حریف
drop جاگذاشتن حریف
opponents حریف طرف
razzle dazzle فریفتن حریف
drops جاگذاشتن حریف
downfield زمین حریف
opponent حریف طرف
away زمین حریف
targetted سینه حریف
targets سینه حریف
targeted سینه حریف
ends زمین حریف
jacks of all trades همه فن حریف
sell a dummy فریفتن حریف
adversaries حریف کشتی
deliver a series of blows بمباران حریف
victims حریف ضعیف
cope حریف شدن
shadows چسبیدن به حریف
adversary حریف کشتی
shadowing چسبیدن به حریف
shadowed چسبیدن به حریف
shadow چسبیدن به حریف
end زمین حریف
ended زمین حریف
victim حریف ضعیف
jack of all trades همه فن حریف
head butt با سر به حریف زدن
dropped جاگذاشتن حریف
charges حمله به حریف
charge حمله به حریف
swingman همه فن حریف
playing the man بازی با حریف
drop پشت سر گذاشتن حریف دو
pattern offense موضعگیری در برابر حریف
stomach throw افکندن حریف از پشت
blocked سدکردن غیرمجاز حریف
intercepts قطع پاسکاری حریف
hindered مانع حریف شدن
hindering مانع حریف شدن
He is jack of all trades . he can cope with any thing . همه فن حریف است
intercepting قطع پاسکاری حریف
manage a person حریف کسی شدن
onside پا به توپ در زمین حریف
action on the blade تماس با شمشیر حریف
block سدکردن غیرمجاز حریف
assault حمله بدنی به حریف
assaulted حمله بدنی به حریف
assaults حمله بدنی به حریف
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
burns امتیاز گرفتن از حریف
burn امتیاز گرفتن از حریف
intercepted قطع پاسکاری حریف
kin geri لگد به بیضه حریف
assorted همه فن حریف همسر
bluffing حریف را از میدان درکردن
utility ذخیره همه فن حریف
lapped رسیدن به حریف جلویی
bluffed حریف را از میدان درکردن
bluff حریف را از میدان درکردن
to stand up to one's opponent با حریف روبرو شدن
hinders مانع حریف شدن
personal foul خطای بدنی به حریف
deceive فریب دادن حریف
cut down زمین زدن حریف
bluffs حریف را از میدان درکردن
jink فریب دادن حریف
lap رسیدن به حریف جلویی
outplay بازی بهتر از حریف
outclass شکست فاحش حریف
outroll شکست دادن حریف
outclassed شکست فاحش حریف
outclasses شکست فاحش حریف
sparring partner حریف مشت بازی
go behind به پشت حریف رفتن
outclassing شکست فاحش حریف
they are well matched حریف یکدیگر هستند
deciding نزدیک به دروازه حریف
dropping پشت سر گذاشتن حریف دو
scouted ارزیابی حریف اینده
unanswered همردیف نبودن حریف
scouts ارزیابی حریف اینده
deceives فریب دادن حریف
hinder مانع حریف شدن
draws رویارویی دو حریف در اغار
dropped پشت سر گذاشتن حریف دو
deceiving فریب دادن حریف
back sacrifice throw افکندن حریف ازپشت
blocks سدکردن غیرمجاز حریف
intercept قطع پاسکاری حریف
drops پشت سر گذاشتن حریف دو
draw رویارویی دو حریف در اغار
circle dodge گریز از حریف در مسیرمنحنی
deceived فریب دادن حریف
shut down شکست دادن حریف
scout ارزیابی حریف اینده
blank ممانعت از امتیاز گیری حریف
box out موضعگیری بین حریف و سبد
holding and hitting گرفتن حریف و ضربه زدن
hinder جلوگیری از ضربه زدن حریف
blankest ممانعت از امتیاز گیری حریف
hand میلههای تسخیرشده حریف در پایان
outside hook فت پا و بهم زدن تعادل حریف
double touch ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
hindered جلوگیری از ضربه زدن حریف
out of distance دور بودن شمشیرباز از حریف
hindering جلوگیری از ضربه زدن حریف
hinders جلوگیری از ضربه زدن حریف
bait the hole گول زدن مدافع حریف
double hi ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
handing میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hip rool تاباندن حریف از روی باسن
slash چرخاندن چوب به طرف حریف
bootleg نوعی حمله با فریفتن حریف
gang tackle با چند بازیگر حریف را فروداوردن
shut off بهم زدن نقشه حریف
clothes line ضبه زدن و انداختن حریف
underdogs فرصت برد به حریف ندادن
dummies گول زدن حریف در تجمع
underdog فرصت برد به حریف ندادن
slashes چرخاندن چوب به طرف حریف
trompement گریز شمشیرباز از ضربه حریف
shut out مانع پیروزی حریف شدن
slashing چرخاندن چوب به طرف حریف
win by retirement پیروزی با کنار رفتن حریف
hand out حریف دریافت کننده سرویس
slashed چرخاندن چوب به طرف حریف
dummy گول زدن حریف در تجمع
unlap یک دور به حریف نزدیکتر شدن
clothes lines ضبه زدن و انداختن حریف
compound parry دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
front underlock خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
direct free kick مکث مهاجم برای فریفتن حریف
multiple foul خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
to backtrack <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
close in نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
to row back <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
matches وصلت دادن حریف کسی بودن
peels گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
peel گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
stance طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
wipe out شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
tripping با خطا تعادل حریف را بهم زدن
impeding خطا روی حریف بدون توپ
hacks ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacked ضربه خطای دست به بازوی حریف
forcing shot ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
hack ضربه خطای دست به بازوی حریف
man up بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
deropement مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
play control foul خطا روی حریف بدون توپ
loose ball foul خطا روی حریف بدون توپ
stances طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
hole job شکست دادن حریف با شروع بهتر
strip کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
stationary tactics دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
match وصلت دادن حریف کسی بودن
chancing فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chances فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chanced فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chance فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
deke گول زدن حریف برای تغییرمحل
binds کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com