English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
straight arm حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
Other Matches
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
self suggestion القاشدگی ازخود
orthotone که ازخود دارای تیکه باشد
cock-and-bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
cock and bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
cock-and-bull stories داستان جعلی برای تعریف ازخود
head and arm هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
finding انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
findings انچه کارگر ازخود بر سر کار می برد یافت
self forgetful نفس خود را فراموش کرده مستغرق در عالم خارج ازخود
marks نشانه کردن حریف
dribble رد کردن توپ از حریف
mark نشانه کردن حریف
dribbles رد کردن توپ از حریف
dribbled رد کردن توپ از حریف
dribbling رد کردن توپ از حریف
clinching بغل کردن حریف
clinches بغل کردن حریف
clinch بغل کردن حریف
put the ball on the floor رد کردن توپ از حریف
clinched بغل کردن حریف
squeezing سد کردن مدافع حریف با دونفر
parried دفع کردن حمله حریف
squeezes سد کردن مدافع حریف با دونفر
simple leg ride شگک خراب کردن حریف
parries دفع کردن حمله حریف
interference سد کردن غیرمجاز راه حریف
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
hooking سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
finger hold خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
squeezed سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeeze سد کردن مدافع حریف با دونفر
parry دفع کردن حمله حریف
parrying دفع کردن حمله حریف
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
hip check سد کردن راه حریف با کمر وباسن
to row back <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
wraparound check سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
kneeing خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
overplays حریف را ناچار به تغییر محل کردن
to backtrack <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
triple team سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
overplaying حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplay حریف را ناچار به تغییر محل کردن
sweat out بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengage رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
flea flicker پاس اشفته برای گیج کردن حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
disengaging رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flange لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
flanges لبه دار کردن لبه بیرون امده چرخ
spears سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spear سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
clippings سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
to turn the tables on any one وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
clip سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
double leg pick up زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
fordone از پا در امده
who came? کی امده
ridgy بر امده
who came? که امده
incoming امده
gibbous بر امده
touch football نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
exopathic ازبیرون امده
leavened bread نان ور امده
overdue دیر امده
red-hot تاب امده
exserted بیرون امده
worker ازکار در امده
left over زیاد امده
impassionate به جنبش امده
saleint بیرون امده
saleintiant بیرون امده
new come تازه امده
underhung پیش امده
exserted پیش امده
unbred بدببار امده
red hot تاب امده
landed فرود امده
enthetic ازبیرون امده
overshot پیش امده
prognathous پیش امده
prognathic پیش امده
aggregate جمع امده
jambs تیربیرون امده
jamb تیربیرون امده
jutting پیش امده
projective جلو امده
getting بدست امده
protractive جلو امده
in- :رسیده امده
in :رسیده امده
peregrin or rine از خارجه امده
get بدست امده
protrusive جلو امده
protrusile جلو امده
protrudent جلو امده
aggregates جمع امده
gets بدست امده
worked up ازکار در امده
double مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
you might have come باید امده باشید
apogean از زمین بالا امده
petiolar از برگدم بیرون امده
take steps اقدامات بعمل امده
inchoate تازه بوجود امده
projecting jaw ارواره پیش امده
beetle brow پیشانی پیش امده
peregrine ازخارجه امده مسافر
bay windows پنجره پیش امده
neoteric تازه بدنیا امده
unhandy مشکل بدست امده
self born از خود بوجود امده
ecstatically بوجد امده نشئهای
born in the purple در نازونعمت بدنیا امده
cantilever تیر پیش امده
ecstatic بوجد امده نشئهای
bay window پنجره پیش امده
twinborn دوقلو بدنیا امده
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
lugs هر عضو جلو امده چیزی
lugged هر عضو جلو امده چیزی
bucktooth دندان گراز یا پیش امده
vizor لبه پیش امده کلاه
visor لبه پیش امده کلاه
to run short زیر short امده است
visors لبه پیش امده کلاه
lug هر عضو جلو امده چیزی
to t. to account زیر account امده است
extrusive اخراج کننده بیرون امده
rimrock لبه بر امده صخره مزبور
venose دارای رگهای متعددوبر امده
lugging هر عضو جلو امده چیزی
weather worn تحت تاثیر هوا در امده
hardly earned money پول سخت بدست امده
bow window پنجره پیش امده کمانی
prognathous دارای ارواره پیش امده
instances have occurred that مواردی پیش امده است
flange لبه بیرون امده چرخ
bow windows پنجره پیش امده کمانی
air landed فرود امده از راه هوا
prognathic دارای ارواره پیش امده
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
his stomach sticks out شکمش پیش امده است
flanges لبه بیرون امده چرخ
forestage قسمت جلو امده صحنه نمایش
ventricous بادکرده دارای شکم پیش امده
whyŠthere is the answer شرط در امده تقریبا معنی میدهد
oversailing of facade قسمت برجسته یا پیش امده بنا
nook قطعه زمین پیش امده برامدگی
biologic بدست امده اززیست شناسی عملی
kid glove ازلای زرق وبرق بیرون امده
the bird took its perch مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
ill gotten با وسایل غیر مشروع بدست امده
post edit ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
round-shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
lyophil بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
round shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com