English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
to mull a mull of داغ کردن و امیختن باادویه و قند
Other Matches
compounds : ترکیب کردن امیختن
attemper نرم کردن امیختن
mix امیختن مخلوط کردن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
mixes امیختن مخلوط کردن
compound : ترکیب کردن امیختن
compounded : ترکیب کردن امیختن
consolidation درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
womannize زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
meddles امیختن
admix امیختن
fused امیختن
synthesised امیختن
synthesises امیختن
synthesising امیختن
meddle امیختن
synthesize امیختن
intermingling با هم امیختن
intermixing در هم امیختن
meddled امیختن
synthesizes امیختن
synthesizing امیختن
synthesized امیختن
intermingles با هم امیختن
immix در هم امیختن
mingles امیختن
mingled امیختن
mingle امیختن
incorporating امیختن
incorporates امیختن
incorporate امیختن
to alloy gold with copper امیختن
combine امیختن
combines امیختن
to stir up امیختن
synthetize امیختن
intermingle با هم امیختن
inosculate امیختن
combining امیختن
intermingled با هم امیختن
mingling امیختن
mixes امیختن
amalgamating امیختن
interblend در هم امیختن
brews امیختن
blend امیختن
interblend امیختن
interlard امیختن
blends امیختن
mix امیختن
amalgamate امیختن
mell امیختن
brewed امیختن
amalgamates امیختن
fuse امیختن
brew امیختن
amalgamated امیختن
kneads سرشتن امیختن
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
carburet باذغال امیختن
interwove باهم امیختن
interlace در هم امیختن در هم بافتن
sulfuret با گوگرد امیختن
knead سرشتن امیختن
kneading سرشتن امیختن
interfusion بهم امیختن
coalesce بهم امیختن
kneaded سرشتن امیختن
scrambling درهم امیختن
interweave باهم امیختن
shuffle بهم امیختن
shuffled بهم امیختن
coalesces بهم امیختن
shuffles بهم امیختن
coalescing بهم امیختن
coalesced بهم امیختن
shuffling بهم امیختن
womanize بازنان امیختن
interweaves باهم امیختن
immingle درهم امیختن
interweaving باهم امیختن
sentimentalize با احساسات امیختن
commingle بهم امیختن
inviscade با چسب امیختن
oxygenize با اکسیژن امیختن
oxygenates اکسیژن امیختن
sulfurate با گوگرد امیختن
fused فیوزدارکردن امیختن
scramble درهم امیختن
scrambled درهم امیختن
oxygenate اکسیژن امیختن
scrambles درهم امیختن
oxygenating اکسیژن امیختن
oxygenated اکسیژن امیختن
inviscate باچیزچسبناک امیختن
plant mixing امیختن در کارخانه
fuse فیوزدارکردن امیختن
carbonation عمل امیختن با
intermix بهم امیختن
fold بهم امیختن
folded بهم امیختن
folds بهم امیختن
pepsinate با جوهر گوارنده امیختن
grade جورکردن باهم امیختن
loading امیختن موادخارجی به شراب
sulphate با اسید سولفوریک امیختن
conjugate درهم امیختن توام
interfuse بهم امیختن افشاندن
mixing بهم زدن امیختن
grades جورکردن باهم امیختن
sulfate با اسید سولفوریک امیختن
insalivate با خدو اغشتن با بزاق امیختن
sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
barbarize با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
miscibility قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
lard to butter جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
interosculate بهم پیوستن بهم امیختن
roadmix اختلاط در سر راه امیختن در راه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crossest تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
crosses تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
crosser تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
infringed تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
to use effort کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
times تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
withstanding مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com