English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
keel ستون عرضی مرکزی ناو
keels ستون عرضی مرکزی ناو
Other Matches
balkline spot نقطه مرکزی خط عرضی روی میز بیلیارد
crossbars خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbar خط عرضی صلیب میله عرضی
cpu time مقدار زمانی که توسط پردازش مرکزی به اجرای دستورالعملهای برنامه اختصاص داده میشود زمان واحد پردازشگر مرکزی
central متصدی مرکز تلفن مرکزی مرکزی
headquarters شعبه مرکزی اداره مرکزی
paching central سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
pilaster هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
moving pivot نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
Composite Order [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
pilaster شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
herma ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
baluster ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
blocked [ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
eustyle [دهنه بین ستون ها بر حسب قطر ستون]
there is many a slip between the cup and the lip <proverb> از این ستون به آن ستون فرج است
rudder post ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
columna rostrata [ستون های توسکانی با پایه ستون]
personal column ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
from pillar to post از این ستون بان ستون
band of shaft [چنبره سر ستون اطراف ستون ها]
angle-leaf [یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
tabulates مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulate مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulated مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
pace-setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
march outpost نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
pace-setters نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace setter نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
transect بطور عرضی برش کردن برش عرضی کردن
cadre strength column ستون مربوط به استعدادپرسنل یکان ستون استعدادپرسنل کادر
trail formation ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
central postal directory دفتر مرکزی خدمات پستی دفتر مدیریت پستی مرکزی
piled ستون ستون لنگرگاه
pile ستون ستون لنگرگاه
line haul زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
bubble cap plate column ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
acentrous فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
traverses عرضی
traversing عرضی
crossbars خط عرضی
lateral عرضی
crosses عرضی
transverse عرضی
crossbar خط عرضی
traversed عرضی
traverse عرضی
crossest عرضی
cross عرضی
crosser عرضی
horizontal plane صفحه عرضی
leak coil بوبین عرضی
deflection sweep درو عرضی
northing مختصات عرضی
baselinesman خط نگهدار خط عرضی
square ball پاس عرضی
sagrod مهار عرضی
frame دنده عرضی
cross brace مهار عرضی
radial load بار عرضی
radial play بازی عرضی
lateral forces نیروهای عرضی
accident صفت عرضی
lateral route جاده عرضی
sag rod مهار عرضی
accidents صفت عرضی
lateral shifts تغییرات عرضی
lateral stability پایداری عرضی
shape of cross section نیمرخ عرضی
sides way نوسان عرضی
lateral tell سبقت عرضی
latitude band کمربند عرضی
latitude band نوار عرضی
transverse plane صفحه عرضی
crossed belt تسمه عرضی
cross beam تیر عرضی
transverse valley دره عرضی
transverse stress تنش عرضی
transverse wave موج عرضی
transverse section مقطع عرضی
transverse scale مقیاس عرضی
accidentalism فلسفه عرضی
transverse reinforcement ارماتور عرضی
transverse joint درز عرضی
accidentalism فلسفهء عرضی
cross linking اتصال عرضی
traversing fire اتش عرضی
trimmed joist تیر عرضی
phenomenal عارضی عرضی
phenomenally عارضی عرضی
axis خط طولی یا عرضی
abeam جهت عرضی
cross head تیر عرضی
collateral ganglia عقدههای عرضی
timber دنده عرضی
cross compartment دهلیز عرضی
cross cut برش عرضی
cross fall شیب عرضی
cross feed تغذیه عرضی
cross hole سوراخ عرضی
cross piece تیر عرضی
cross roll نورد عرضی
transverse fault گسل عرضی
transverse acceleration شتاب عرضی
transversal wave موج عرضی
transversal section برش عرضی
transection برش عرضی
profile مقطع عرضی
cross brace گیره عرضی
cross trail جاده عرضی
cross traverse تراورس عرضی
athwart به طور عرضی
transverse axis محور عرضی
transverse bracing تقویت عرضی
profiled مقطع عرضی
cross section برش عرضی
cross section مقطع عرضی
transverse bulkhead تیغه عرضی
cross section نیمرخ عرضی
profiling مقطع عرضی
profiles مقطع عرضی
transverse crack ترک عرضی
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
crossrial carriage پاگیر تیر عرضی
enfilade درو عرضی کردن
cross barred دارای میلههای عرضی
cross sectional data دادههای برش عرضی
cross wall دیوار پلهای عرضی
latitude band نوار عرضی زمینی
cross slide کشوی لغزنده عرضی
transverse bending test ازمایش خمش عرضی
cross sectional area سطح مقطع عرضی
cross section سطح مقطع عرضی
crossing target هدفهای متحرک عرضی
cross hole nut مهره با سوراخ عرضی
section of valley نیمرخ عرضی دره
cross level buble حباب تراز عرضی
accidental غیر مترقبه عرضی
swinging of flow نوسانات عرضی جریان
traverse حرکت عرضی یا مورب
transverse test specimen نمونه ازمایش عرضی
shrouds بکسلهای عرضی ناو
valley cross section نیمرخ عرضی دره
broadside aerial تشعشع کننده عرضی
traversed حرکت عرضی یا مورب
traverses حرکت عرضی یا مورب
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
traversing حرکت عرضی یا مورب
transverse fatigue test ازمایش خستگی عرضی
transverse conductance مقدار هدایت عرضی
y axis محور عرضی مختصات
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
counter-brace تیر تقویت عرضی
northing محور عرضی نقشه
thwarted نشیمنگاه عرضی قایق
thwart نشیمنگاه عرضی قایق
rafters تیر عرضی طاق
cross tree رابط عرضی دکلها
rafter تیر عرضی طاق
braced تیر تقویت عرضی
brace تیر تقویت عرضی
career courses دورههای عرضی نظامی
transection برش یا مقطع عرضی
backward pass پاس عرضی یا به عقب
transverse cardan shaft محور کاردان عرضی
barbette ستون نگهدارنده قبضه توپ ستون نگهدارنده قنداق توپ
bubble tray column ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
cross-gable [سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
I have nothing more to say . دیگر عرضی نیست ( ندارم )
balkline خط عرضی روی میز بیلیارد
lateral tell پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
broad beam headlamp نور افکن با تشعشع عرضی
cross trail جاده سرتاسری عرضی در منطقه
terete استوانهای شکل در برش عرضی
cross folding test ازمایش چین خوردگی عرضی
tumple گردش حول محور عرضی
head string خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
Could I have a word with you ? عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
toggle میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
toggles میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
stocked ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
stock ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
balking قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balked قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balk قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
frame قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
baulks قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulking قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulked قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balks قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
phugoid oscillation نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
axial مرکزی
core مرکزی
focal مرکزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com