English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
To turn on the light(radio, T. V). چراغ ( رادیو ؟تلویزیون وغیره ) راروشن کردن
Other Matches
To turn off the lights. (T. V. ,radio). چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
to tune in TV [radio] روی کانال مشخصی تلویزیون [رادیو] را تنظیم کردن
airwave امواج رادیو و تلویزیون
air time زمانپخش برنامههای رادیو یا تلویزیون روی آنتن
disc jockeys کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
disc jockey کسیکه در رادیو یا تلویزیون وسالن رقص صفحات موسیقی میگذارد
tuners پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
tuner پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
sound effects عوامل صوتی که در رادیو وتلویزیون وفیلم سینمایی وغیره موجب صدامیشود
To start (switch on ) the car (engine). اتوموبیل راروشن کردن
To settle the issue one way or the other. تکلیف کاری راروشن ( یکسره ) کردن
panelist عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
radio wave امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
channel selector انتخاب کننده کانال تلویزیون کانالگیر تلویزیون
snuffer وسیله یا کسیکه چراغی راروشن یا خاموش کند
buzzing هوم کردن رادیو
buzz هوم کردن رادیو
buzzed هوم کردن رادیو
buzzes هوم کردن رادیو
to douse the glim چراغ راخاموش کردن
to blow out alamp خاموش کردن چراغ
stow away مسافرت قاچاقی کردن باکشتی وغیره
lucubrate بانور چراغ کار کردن
light line خط خاموش کردن چراغ خودروها
radio-telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
twiddles باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddled باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
taxidermist ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
twiddle باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
twiddling باساعت مچی وغیره بازی کردن وررفتن
to work by candle light شب کاری کردن دود چراغ خوردن
swabs پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swab پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
to listen with rapt attention با مجذوبیت تمام گوش کردن با ششدانگ حواس وغیره
to switch on the dipped [dimmed] headlights چراغ نور پایین [ماشین] را روشن کردن
lotion محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotions محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
tunes میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tune میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
shingle توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
receiving set رادیو
radio رادیو
wirelesses رادیو
radios رادیو
radioed رادیو
radioing رادیو
aligning tool رادیو
wireless رادیو
broadcasting رادیو
neutralizing tool رادیو
a radio رادیو
telly تلویزیون
Goh Chok Tong تلویزیون
tellies تلویزیون
goggle box تلویزیون
a television تلویزیون
radio engineering تکنیک رادیو
battery receiver رادیو باتری
radioisotope رادیو ایزوتوپ
radio engineering مهندسی رادیو
radio set دستگاه رادیو
radio star اختر رادیو
radioisotope رادیو اکتیو
radio tube لامپ رادیو
radio button دکمه رادیو
schematic diagram نقشه رادیو
receptacle ژاک رادیو
receptacles ژاک رادیو
broadcasting station ایستگاه رادیو
radioactive رادیو اکتیو
radio frequency choke چوک رادیو
radio telescope رادیو تلسکوپ
skiagraphy رادیو گرافی
radio relay رادیو رله
radio telescopes رادیو تلسکوپ
air cell a battery باتری رادیو
radiotelegraph رادیو تلگراف
radiography عکسبرداری رادیو
radiotrician تکنیسین رادیو
radioactivity رادیو اکتیویته
banana pin دو شاخه رادیو
radiometer رادیو متر
channeling کانال تلویزیون
channel selector سلکتورکانالهای تلویزیون
channelled کانال تلویزیون
channeled کانال تلویزیون
channel کانال تلویزیون
closed circuit تلویزیون مداربسته
closed circuits تلویزیون مداربسته
channels کانال تلویزیون
television broadcasting station فرستنده تلویزیون
video تلویزیونی تلویزیون
color television تلویزیون رنگی
videoed تلویزیونی تلویزیون
videoing تلویزیونی تلویزیون
videos تلویزیونی تلویزیون
TVs مخفف تلویزیون
TV مخفف تلویزیون
faceplate صفحه تلویزیون
educational television تلویزیون اموزشی
faces صفحه تلویزیون
couch potatoes معتاد به تلویزیون
screening, screenings صفحه تلویزیون
couch potato معتاد به تلویزیون
vieming screen صفحه تلویزیون
face صفحه تلویزیون
screen صفحه تلویزیون
screens صفحه تلویزیون
screened صفحه تلویزیون
tune in <idiom> پخش از رادیو وتلوزیون
aerial آنتن هوایی رادیو
radiocast توسط رادیو گستردن
on the air <idiom> بخشاز رادیو وتلوزیون
l antenna انتن معمولی رادیو
pick up <idiom> دریافت صدای رادیو و...
inverted l antenna انتن معمولی رادیو
radon ماده رادیو اکتیو
blooper صدای نامطبوع رادیو
wave band دسته امواج رادیو
radiotelephony مکالمه رادیو تلفنی
aerials انتن هوایی رادیو
radials محوری مربوط به رادیو
radial محوری مربوط به رادیو
radioluminescence رادیو لومینه سانس
radio prospecting کشف معادن با رادیو
universal receiver رادیو برق و باتری
closed circuit television تلویزیون مدار بسته
image effect اثر تصویر تلویزیون
sequential color television تلویزیون رنگی مرحلهای
televises با تلویزیون نشان دادن
flaking برفک زدن تلویزیون
flaked برفک زدن تلویزیون
The television flickers . تصویر تلویزیون می لرزد
simultaneous color television تلویزیون رنگی همزمان
spherical faceplate صفحه محدب تلویزیون
flake برفک زدن تلویزیون
televise با تلویزیون نشان دادن
televising با تلویزیون نشان دادن
televised با تلویزیون نشان دادن
Color films(T. V). فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
closed-circuit television تلویزیون مدار بسته
neutral density faceplate صفحه رنگی تلویزیون
televisor بیننده برنامه تلویزیون
teleplay نمایشنامه مخصوص تلویزیون
cylindrical faceplate صفحه استوانهای تلویزیون
radiosonde دستگاه رادیو سوند هواسنجی
radiophotograph انتقال عکس بوسیله رادیو
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
banana jack مادگی در رادیو برای دوشاخه
radiostrontium استرونتیوم رادیو اکتیو استرونیتوم 09
tuned radio frequency receiver رادیو با بسامد میزان شده
airborne radio relay سیستم رادیو رله هوابرد
pictured حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
Is there a television? آیا تلویزیون وجود دارد؟
pictures حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
picturing حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
couch potato معتاد به تلویزیون [اصطلاح روزمره]
picture حرکت اشعههای الکترون در تلویزیون
juicer متخصص نور در تلویزیون وتاتر
screening نمایش بر روی پرده تلویزیون
camcorders دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
camcorder دوربین فیلمبرداری ویدیو و تلویزیون
radiobroadcast پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
decaying کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decayed کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decays کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decay کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
crunched صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunch صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunches صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
The pigeous peched on the television aerial . کبوترها روی آنتن تلویزیون نشستند
His speech gripped the television viewers ( audience ). سخنرانی اش بینندگان تلویزیون را قبضه کرد
coherence فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
radiotherapy رادیو تراپی درمان بوسیله نیروی تشعشعی
transmission وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
transmissions وسایل ارسال داده مثل رادیو , نور ,..
pal line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
screen روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
pals line alteration phase سیستم تلویزیون رنگی
UHF محدوده فرکانس برای ارسال سیگنالهای تلویزیون
screens روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
teleran دستگاه هدایت هواپیما بوسیله تلویزیون ورادار
screened روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
snow برفک روی صفحه تلویزیون [اصطلاح روزمره]
unwatchable [film, TV] <adj.> ارزش دیدن نداشته باشد [فیلم یا تلویزیون]
screening, screenings روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
radiobiology مبحث زیست شناسی مربوط به تشعشعات رادیو اکتیو
relayed دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relay دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
communication رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
ntsc Commitee TelevisionSystem National کمیته ملی سیستم تلویزیون
Lower third قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston [British E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
chyron [American E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com