| Total search result: 202 (15 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| problem |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
| problems |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| answer |
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال |
| answering |
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال |
| answered |
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال |
| answers |
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال |
| come up with <idiom> |
یافتن پاسخ |
| solved |
یافتن پاسخ یک مشکل |
| solves |
یافتن پاسخ یک مشکل |
| solving |
یافتن پاسخ یک مشکل |
| solve |
یافتن پاسخ یک مشکل |
| problem |
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد |
| problems |
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد |
| calculate |
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد |
| calculates |
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد |
| calculated |
یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد |
| reply [answer] |
پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه] |
| trial and error <idiom> |
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب |
cat |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
| cats |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
| keystroke |
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است |
| readiness to report |
امادگی برای پاسخ دادن |
| irresponsiveness |
عدم امادگی برای پاسخ دادن |
| no answer [n/a] [in forms] |
بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن] |
| to push for an answer [in reference to something] |
برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی] |
| to reach for knowledge |
برای یافتن |
| seek |
جستجو برای یافتن |
| seeking |
جستجو برای یافتن |
| seeks |
جستجو برای یافتن |
| structuring |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
structure |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
| structures |
زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود |
| autos |
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن |
| auto |
توانایی مودم برای پاسخ خودکار به تلفن پس از زنگ زدن |
| inquiries |
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ |
| inquiry |
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ |
| hydrostat |
الت الکتریکی برای یافتن یادیدن اب |
| henpeck |
سعی کردن برای تفوق یافتن |
| adaptive channel allocation |
توانایی سیستم برای تغییر پاسخ ها و فرآیندها طبق ورودی ها و رویدادها و موقعیتها |
| voices |
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات |
| voice |
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات |
| voicing |
سرویس پاسخگوی کامپیوتری با استفاده از صدای سنتز شده برای پاسخ به سوالات |
| measure |
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی |
| autos |
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد |
| voice |
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب |
| auto |
امکانی در مودم برای شماره گیری مجدد در صورت اشغال خط تا وقتی که پاسخ دهد |
| voicing |
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب |
| dial in modem |
مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است |
| voices |
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب |
| head-hunting <idiom> |
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق |
| sense switch |
سوئیچ حساس کنسول کامپیوتری که ممکن است یک برنامه برای پاسخ گیری به ان سیگنال بفرستد |
| diagnostic |
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری |
| waiting game |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| waiting games |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| inquiry |
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود |
| inquiries |
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود |
| get a word in <idiom> |
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند |
| malfunctioned |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| query |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| malfunctions |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| malfunction |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| querying |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| queried |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| queries |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
intelligence |
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه |
| no sweat <idiom> |
مشکلی نیست |
| loops |
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود |
loop |
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود |
| looped |
بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود |
| I'm fine with it. <idiom> |
من باهاش مشکلی ندارم. |
| you bet/you bet your boots/you bet your life <idiom> |
بدون هیچ مشکلی |
| We are confronting a difficult problem. |
با مسأله مشکلی روبرو هستیم |
| To umravel a complication . to unlock adoor . to resolve ( untangle )a knotty problem. |
گره از مشکلی باز کردن ( گشودن ) |
| cross a bridge before one comes to it <idiom> |
درمورد مشکلی قبل از حادثه فکرکردن |
| access time |
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی |
| posted |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| posts |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| post- |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| post |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| tug of war |
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن |
| It was terribly hard work getting to the top of the mountain. |
رسیدن به نوک کوه کا ربسیار مشکلی بود |
| applications |
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند |
| All right? |
حالت خوب است؟ [هیچ مشکلی نداری؟] |
| Is everything all right? |
حالت خوب است؟ [هیچ مشکلی نداری؟] |
| application |
کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند |
| derivation graph |
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است |
| voice answer back |
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد |
| TDR |
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن |
| carbon ribbon |
ریبون پلاستیکی نازک با جوهر مشکلی که در چاپگر استفاده میشود |
| searchingly |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searched |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searches |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searching storage |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| search |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| softest |
که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد |
| softer |
که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد |
| soft |
که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد |
| test |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
| tested |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| tests |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| originated |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
| originating |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
| originates |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
| originate |
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد |
| propagates |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagated |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagating |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagate |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| catastrophic error |
مشکلی که باعث ایجاد آسیب در برنامه یا پاک شدن ناگهانی فایل ها میشود |
| bad break |
مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود |
| formulas |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formula |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formulae |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| it is inexpedient to reply |
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست |
| faulted |
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG |
| fault |
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG |
| faults |
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG |
| extending |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extend |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extends |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| kiosk |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
| kiosks |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
| representation [statement] |
پاسخ |
| answerback |
در پاسخ |
| item of written comment |
پاسخ |
| response |
پاسخ |
| counterplea |
پاسخ رد |
| in reply to |
در پاسخ |
| responsions |
پاسخ |
| answered |
پاسخ |
| no |
: پاسخ نه |
| replication |
پاسخ |
| response [commentary] |
پاسخ |
| statement |
پاسخ |
| responses |
پاسخ |
| reaction [answer, commentary] |
پاسخ |
| negative reply |
پاسخ رد |
| answer |
پاسخ |
| responds |
پاسخ |
| replies |
پاسخ |
| reply |
پاسخ |
| rebutter |
پاسخ رد |
| respond |
پاسخ |
| replying |
پاسخ |
| responded |
پاسخ |
| answers |
پاسخ |
| in answer to |
در پاسخ به |
| replied |
پاسخ |
| answering |
پاسخ |
| rejoin |
پاسخ دادن |
| rejoined |
در پاسخ گفتن |
| color response |
پاسخ رنگ |
| rejoining |
پاسخ دادن |
| rejoining |
در پاسخ گفتن |
| answering |
پاسخ به یک سوال |
| rejoined |
پاسخ دادن |
| frequency respone |
پاسخ فرکانس |
| rejoins |
در پاسخ گفتن |
| conditioned response |
پاسخ شرطی |
| running rate |
اهنگ پاسخ |
| content response |
پاسخ محتوایی |
| consummatory response |
پاسخ پایانی |
| answerable |
پاسخ دار |
| distal response |
پاسخ دوربرد |
| discriminatory response |
پاسخ افتراقی |
| moro response |
پاسخ مورو |
| movement response |
پاسخ حرکت |
| irresponsive |
پاسخ ندهنده |
| correct response |
پاسخ درست |
| rejoins |
پاسخ دادن |
| right answer |
پاسخ درست |
| answerback |
پاسخ برگشتی |
| position response |
پاسخ مکانی |
| popular response |
پاسخ رایج |
| anticipatory response |
پاسخ انتظاری |
| manipulandum |
ابزار پاسخ |
| operandum |
ابزار پاسخ |
| vab |
پاسخ سمعی |
| answers |
پاسخ به یک سوال |
| voice answer back |
پاسخ سمعی |
| answer mode |
حالت پاسخ |
| image response |
پاسخ تصویر |
| anatomy response |
پاسخ کالبدی |
| rejoin |
در پاسخ گفتن |
| oracles |
پاسخ مبهم |
| early answer |
پاسخ زود |
| plea |
پاسخ دعوی |
| original response |
پاسخ ابتکاری |
| answers |
: پاسخ دادن |
| whole response |
پاسخ کلی |
| w response |
پاسخ کلی |
| answers |
: جواب پاسخ |
| delayed response |
پاسخ درنگیده |
| preparatory response |
پاسخ مقدماتی |
| an a answer |
پاسخ مثبت |
| impluse response |
پاسخ ایمپولز |
| vaccum response |
پاسخ غیابی |
| calculation |
پاسخ تقریبی |
| emitted response |
پاسخ صدوری |
| solutions |
پاسخ یک مشکل |
| solution |
پاسخ یک مشکل |