Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
English
Persian
highlight
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlighted
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlights
جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
Other Matches
coroutine
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
main line program
بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
formulae
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
clearer
پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clearest
پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clears
پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
clear
پاک کردن یا صفر کردن یک فایل کامپیوتری یا متغیر یا بخشی از حافظه
scissoring
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
contributes
هم بخشی کردن
contribute
هم بخشی کردن
contributed
هم بخشی کردن
contributing
هم بخشی کردن
rehabilitation
تجدید قوا کردن توان بخشی
titillating
بطور لذت بخشی تحریک کردن
selectively
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
titillates
بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillated
بطور لذت بخشی تحریک کردن
selective
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
titillate
بطور لذت بخشی تحریک کردن
semaphore
مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
attentions
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
clamper
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
searches
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searched
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searchingly
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
other
<adj.>
سایر
other people
سایر مردم
Other means of transport
سایر وسایل نقلیه
leader
درباره سایر رکوردهای فایل
head
توپی کامل و سایر متعلقات
leaders
درباره سایر رکوردهای فایل
ceteris paribus
ثابت بودن سایر شرایط
garbage
سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
negative diheral
تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
naves
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
inert
که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
FMS
ربات و سایر وسایل خودکار در تولید
nave
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
purest
پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
fill
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
fills
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
exhaustable resources
زغال سنگ و سایر مواد کانی
purer
پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
pure
پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
priority
شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
He is the best physician as physicians go.
نسبت به سایر پزشکان از همه بهتر است
book message
نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
breakers
وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
breaker
وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
c
استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
babble
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
priorities
شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
holding company
شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
babbled
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
departmental LAN
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
root
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
babbles
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
roots
بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
opening hours
ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
electronic
سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
casing
جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
office of the future
ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
casings
جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
e mail
سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
flexible
استفاده از ماشین CNC , ربات یا سایر وسایل خودکار در تولید
interrogatory
مجموعه سوالاتی که از شهودیا سایر اطراف دعوی در یک دادگاه میشود
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
identity matrix
ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
interrupts
سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
name
کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
formed
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
form
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
chip
خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
names
کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
interrupt
سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
diagnostic
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
forms
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
interrupting
سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
fraud
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
chips
خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
pounds
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
desk accessories
وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
CBMS
استفاده از یک سیستم کامپیوتری برای دریافت و ارسال پیام ها از سایر کاربران
frauds
دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
pound
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
benchmark
نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
benchmarks
نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
billon
الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
enterprises
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
machines
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
outdent
خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
enterprise
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
machined
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
buffer
مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
optical
اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
machine
یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
anti-
سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
main
مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
adjunct register
ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
linkage
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkages
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
bandpass filter
فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
comdex
نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
opens
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
opened
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
proprietary file format
روش ذخیره سازی داده ساخت یک شرکت برای محصولاتش که با سایر محصولات سازگار نیست
open
آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
centralized
امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
gumming
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
aerodynamics
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
gums
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
basic
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
gummed
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
basics
روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
advisory lock
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
calculates
فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
calculated
فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
calculate
فیلدی در یک رکورد پایگاه داده ها که حاوی نتیجه محاسبه انجام شده روی سایر فیلدهاست
gum
رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
emitter coupled logic
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
common carrier
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
portion
بخشی
fraction
بخشی از
fractions
بخشی از
dichotomous
دو بخشی
as part of
بخشی از
divisor
بخشی
regional
<adj.>
بخشی
sextets
شش بخشی
local
<adj.>
بخشی
portions
بخشی
trichotomous
سه بخشی
bisection
دو بخشی
triplet
سه بخشی
partial
بخشی
sectorial
بخشی
parochial
بخشی
ninefold
نه بخشی
Centigrade
صد بخشی
tripartite
سه بخشی
hexaploid
شش بخشی
sextet
شش بخشی
sectoral
بخشی
triarchy
سه بخشی
number cruncher
یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
sequence
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
sequences
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود
commonest
داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
commoners
داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
common
داده یا دستور برنامه به صورت استاندارد که توسط سایر پردازنده ها یا کامپیوتر هاو مفسر ها قابل فهم است
back plane
یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
finder
عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
taskbar
میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
stens
مقیاس ده بخشی
triploid
سه قسمتی سه بخشی
animation
جان بخشی
stanine scale
مقیاس نه بخشی
two sector economy
اقتصاد دو بخشی
two sector model
الگوی دو بخشی
sectoral integation
ادغام بخشی
sectoral integation
یکپارچگی بخشی
effectiveness
تاثیر بخشی
stanine score
نمره نه بخشی
stanzas
بخشی از بازی
stanza
بخشی از بازی
trichotomy
سه بخشی بودن
effectiveness
اثر بخشی
satisfactoriness
رضایت بخشی
heptamerous
هفت بخشی
rehabilitation
توان بخشی
animations
جان بخشی
part way
بخشی از راه
refreshment
نیرو بخشی
genbraliztion
کلیت بخشی
refreshments
نیرو بخشی
healthfulness
صحت بخشی
slices
بخشی از چیزی
equipartition principle
اصل هم بخشی
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
slice
بخشی از چیزی
efficiency
اثر بخشی
fytte
بخشی ازشعر
dezincification
فرسودگی بخشی
vitalization
حیات بخشی
vivification
حیات بخشی
partial
بخشی قسمتی
part
بخشی از چیزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com