Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
shaw
ردیف درختان
Search result with all words
Dudley carpet
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
Other Matches
Jaldar
[نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
terraced houses
خانههای در یک ردیف ردیف خانه ها
row marker
دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
silva
درختان جنگلی
foliage
برگ درختان
vinedresser
باغبان درختان مو
canker
یکجورافت درختان میوه
roble
انواع درختان کاج
bast
پوست لیفی درختان
whitewood
درختان چوب سفید
evergreen trees
درختان همیشه سبز
pomona
الهه درختان میوه
cankers
یکجورافت درختان میوه
sylva
درختان جنگلی یک ناحیه
metasequoia
انواع درختان برگریزکاج
deforestation
قطع درختان جنگلی
topiary
مربوط بارایش وتزئین درختان
acorns
میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade .
درختان سایه قشنگه می اندازد
acorn
میوهء تیرهء درختان بلوط
egger
یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
woodlot
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
wind shake
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
defoliants
مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
defoliating agent
عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
interplant
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
pine barren
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
logjam
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
girdler
حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
undergrowth
بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
a corduroy road
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
defoliant
گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
flame tree
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
tump
توده درختان واقع بر روی تپه توده
rank
ردیف
range
ردیف
column
ردیف
ranks
ردیف
runs
ردیف
rank
ردیف صف
run
ردیف
tier
ردیف
columns
ردیف
ranges
ردیف
deque
ردیف
ranks
ردیف صف
ranged
ردیف
ranked
ردیف صف
ranked
ردیف
tiers
ردیف
wracked
ردیف
octachord
ردیف
racks
ردیف
racked
ردیف
rack
ردیف
rows
ردیف
rowed
ردیف
row
ردیف
wracks
ردیف
sequences
ردیف
line
ردیف
sequence
ردیف
cues
ردیف
cue
ردیف
class
ردیف
classed
ردیف
classes
ردیف
lines
ردیف
classing
ردیف
tiers
ردیف کردن
tier
ردیف افقی
tiers
ردیف شدن
single file
یک ردیف ستون
single line
ردیف مجزا
in a row
ردیف شده
tiers
ردیف افقی
tiers
ردیف صندلی
single line
ردیف تکی
colonnade
ردیف ستون
realign
ردیف کردن
item number
شماره ردیف
lance corporal
هم ردیف سرجوخه
seriation
ردیف کردن
tierced
ردیف شده
tierced
ردیف دار
spooler
برنامه ردیف گر
serially
بطور ردیف
realigned
ردیف کردن
realigning
ردیف کردن
colonnades
ردیف ستون
aline
ردیف شدن
clavier
ردیف جا انگشتی
clavier
ردیف مضراب
file number
شماره ردیف
realigns
ردیف کردن
seriated
ردیف شده
align
ردیف کردن
rowed
ردیف مین
rows
ردیف سطر
ranged
سلسله ردیف
ranges
سلسله ردیف
aligns
ردیف کردن
range
سلسله ردیف
patterns
ردیف بندی
rows
ردیف کردن
rows
ردیف مین
aligned
ردیف کردن
aligning
ردیف کردن
string
ردیف سلسله
series
سلسله ردیف
hedgerow
ردیف خاربن
tier
ردیف شدن
filed
ردیف صف به صف کردن
file
ردیف صف به صف کردن
row
ردیف کردن
row
ردیف مین
rowed
ردیف سطر
succession
ردیف جانشینی
successions
ردیف جانشینی
row
ردیف سطر
tier
ردیف صندلی
tier
ردیف کردن
rowed
ردیف کردن
hedgerows
ردیف خاربن
pattern
ردیف بندی
second defendant
متهم ردیف دوم
dress circle
صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
line-ups
ردیف ایستادن تیم
tertial
سومین ردیف شاهپر
monopteral
دارای یک ردیف ستون
hypen ladder
ردیف خطوط تیره
hedgerows
ردیف بوتههای پرچین
hedgerow
ردیف بوتههای پرچین
line-up
ردیف ایستادن تیم
line up
ردیف ایستادن تیم
eleven punch
سوراخ ردیف یازدهم
rows
ردیف چند خانه
row
ردیف چند خانه
rowed
ردیف چند خانه
terrace
ردیف خانههای بهم پیوسته
key-couse
[بیش از یک ردیف سنگ سر طاق]
stacks
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
align
دریک ردیف قرار گرفتن
stack
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
straight f.
پنج برگ ردیف ویکرنگ
aligned
دریک ردیف قرار گرفتن
aligning
دریک ردیف قرار گرفتن
aligns
دریک ردیف قرار گرفتن
terraces
ردیف خانههای بهم پیوسته
rivet gage
فاصله بین دو ردیف پرچ
bat around
توپ زدن به نوبت در یک ردیف
corvette
رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
colonnades
ردیف ستون ایوان ستوندار
print spooling progarm
برنامه ردیف کننده چاپ
colonnades
ستون بندی ردیف درخت
onside
در ردیف یا پشت سر توپدار بودن
colonnade
ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnade
ستون بندی ردیف درخت
unclassified
در ردیف بخصوصی قرار نگرفته
lagomorphous
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphic
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
hypostyle
دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون
coffer-dam
[مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
peristyle
ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
quinquereme
یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
quart major
ردیف تک خال وشاه وبی بی وسرباز
corbel-table
[ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
beading
تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
beadings
تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
footlights
ردیف چراغهای جلو صحنه نمایش ومانند ان
hamatum
استخوان چنگکی ردیف دوم مچ دست پستانداران
square leg
محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
peristome
ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
variable stator
توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
amphistylar
دارای دو ردیف ستون درطرفین یا در جلو و عقب ساختمان
wing forward
هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
the taxis are on their rank
اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
row
[ردیف بافت در عرض فرش که گاه به آن رجشمار نیز می گویند.]
Crinkle
دیواره ی باغ
[که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
vee engine
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند
crankum
دیواره ی باغ
[که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
frequency
تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequencies
تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
crankle
دیواره ی باغ
[که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
crinkum
دیواره ی باغ
[که معمولا در یک ردیف هم تراز از شرق تا غرب قرار می گیرد.]
v engine
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند
bookend
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
bookends
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
assembly lines
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly line
دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
x engine
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com