English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (40 milliseconds)
English Persian
drop قطره سقوط کردن کم کنید
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
drops قطره سقوط کردن کم کنید
Other Matches
gutter اب رودار کردن قطره قطره شدن
gutters اب رودار کردن قطره قطره شدن
Many a little makes a mickle . قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
aborted سقوط کردن
crash سقوط کردن
tailspin سقوط کردن
nosedives سقوط کردن
nosedived سقوط کردن
aborts سقوط کردن
aborting سقوط کردن
lapse vi سقوط کردن
crashed سقوط کردن
wipe out سقوط کردن
fall سقوط کردن
nosediving سقوط کردن
crashes سقوط کردن
abort سقوط کردن
crashing سقوط کردن
crashingly سقوط کردن
nosedive سقوط کردن
crash-land سقوط کردن هواپیما
crash land سقوط کردن هواپیما
crash-lands سقوط کردن هواپیما
crash-landing سقوط کردن هواپیما
crash-landed سقوط کردن هواپیما
crashing سقوط کردن هواپیما
crashed سقوط کردن هواپیما
crashingly سقوط کردن هواپیما
crash سقوط کردن هواپیما
crashes سقوط کردن هواپیما
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
add اضافه کنید زیاد کنید
adding اضافه کنید زیاد کنید
adds اضافه کنید زیاد کنید
slump یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumped یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumps یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumping یکباره فرو ریختن سقوط کردن
precipitates سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitating سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitated سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitate سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
identifying مشاهده کردن شناسایی کنید
identifies مشاهده کردن شناسایی کنید
adjusting میزان کردن تنظیم کنید
adjusts میزان کردن تنظیم کنید
identified مشاهده کردن شناسایی کنید
identify مشاهده کردن شناسایی کنید
cancelling لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancel لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancels لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
rig the ship فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
collapses متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsing متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsed متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapse متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
gutty قطره قطره
drop قطره
drib یک قطره
gutta قطره
glob قطره
droppings قطره
minims قطره
minim قطره
globs قطره
drop point قطره
driblet قطره
drops قطره
dripping قطره
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
dropping قطره
dropped قطره
goblet قطره
gobbet قطره
gobbets قطره
goblets قطره
blobs قطره
blob قطره
droplets قطره کوچک
raindrops قطره باران
guttiform قطره مانند
guttula قطره خرد
droplets ریز قطره
droplet ریز قطره
dropper قطره چکان
droplet قطره کوچک
droppers قطره چکان
eardrop قطره گوش
raindrop قطره باران
teardrop قطره اشک
drip pan قطره چکان
dropping tube قطره چکان
dropwise قطره وار
teardrops قطره اشک
the very last drop اخرین قطره
valerian قطره والریان [داروسازی]
eyedropper قطره چکان چشم
globs قطره کوچک گلبول
drops {pl} قطره والریان [داروسازی]
glob قطره کوچک گلبول
Eye ( ear , nose ) drops . قطره چشم ( گوش و بینی )
collyrium دوای قطره برای چشم
millikan oil drop experiment ازمایش قطره روغن میلیکان
oil drop experiment آزمایش قطره روغن [فیزیک]
He emptied the glass to the last drop . لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
Only a drop in the bucket ( ocean) . قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
come down سقوط
chute سقوط
dropping سقوط
crashes سقوط
downfall سقوط
crashing سقوط
crashingly سقوط
dropped سقوط
fall سقوط
drops سقوط
chutes سقوط
collapse سقوط
low dwon سقوط
tailspin سقوط
collapsed سقوط
collapses سقوط
collapsing سقوط
falling سقوط
nosedive سقوط
prolapse سقوط
downcome سقوط
crash سقوط
crashed سقوط
prolapsus سقوط
nosediving سقوط
crack-up سقوط
nosedived سقوط
elapsing سقوط
drop سقوط
elapse سقوط
crack up سقوط
elapses سقوط
nosedives سقوط
prolapse of the uterus سقوط رحم
dropping چکه سقوط
loss گریز سقوط
discharge of an obligation سقوط تعهد
chutes سقوط انحطاط
arrested جلوگیری از سقوط
falling سقوط کننده
stumbling blocks سبب سقوط
dropping افت سقوط
arrest جلوگیری از سقوط
stumbling block سبب سقوط
drops چکه سقوط
termination of obligations سقوط تعهدات
drops افت سقوط
arrests جلوگیری از سقوط
chutes ریزش با سقوط
chute ریزش با سقوط
dropped افت سقوط
dropped چکه سقوط
lapse inconduct سقوط در رفتاروکردار
drop چکه سقوط
break down سقوط ناگهانی
drop افت سقوط
fall velocity سرعت سقوط
gastroptosis سقوط معده
chute سقوط انحطاط
fall افت سقوط
velocity of fall سرعت سقوط
free fall سقوط ازاد
drop hammer چکش سقوط ازاد
plumper دروغ صرف سقوط
free type parachute چتر سقوط ازاد
proctoptosis سقوط روده راست
pash سقوط برف سنگین
skid راه شکست مسیر سقوط
meteoric shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
dTbGcles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacle سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
high velocity drop بارریزی با سرعت سقوط زیاد
lysis سقوط وزوال تدریجی مرض
skidding راه شکست مسیر سقوط
skids راه شکست مسیر سقوط
plunge سقوط سنگین فرو بردن
meteor shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
prolapse of the uterus درامدگی سیبک سقوط زهدان
skidded راه شکست مسیر سقوط
plunges سقوط سنگین فرو بردن
plunged سقوط سنگین فرو بردن
dropping ball viscosimeter گرانروی سنج با سقوط گلوله
crash سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
crashed سقوط هواپیما تصادف خودرو برخورد به چیزی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com