Total search result: 159 (2 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
whichever is the sooner |
هر کدام که زودتر رخ بدهد [قانون] |
|
|
Other Matches |
|
First come first served. |
هرکس اول (زودتر ) بیاید زودتر کارش انجام می شود |
polarity |
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است |
polarities |
بررسی ایکه کدام ترمینال الکتریکی مثبت و کدام یک منفی است |
framing |
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد |
which one |
کدام یک کدام یکی |
sooner |
زودتر |
as soon as possible |
هر چه زودتر |
earlier |
زودتر |
as early aspossible |
هر چه زودتر |
junior |
زودتر تازه تر |
early as possible |
هرچه زودتر |
juniors |
زودتر تازه تر |
previously |
زودتر اتفاق افتادن |
You should have told me earlier. |
باید زودتر به من می گفتی |
previous |
آنچه زودتر رخ میدهد |
he predeceased his son |
زودتر از پسرش مرد |
the volume that preceded |
جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد |
prematureness |
نابهنگامی زودتر از موقع بودن |
to arrive in good time |
خیلی زودتر از وقت ملاقات رسیدن |
shake a leg <idiom> |
تکان بخوری ،زودتر راه رفتن |
first come, first served <idiom> |
هرکی زودتر بیاد اول نوبت اوست |
early bird catches the worm <idiom> |
هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد |
Can I go earlier today, just as a special exception? |
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟ |
brown major |
براون مقدم یاانکه زودتر به اموزشگاه امده است |
leads |
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود |
lead |
پایی که در پرش از روی مانع زودتر از پای دیگر بلند میشود |
which |
کدام |
ilka |
هر کدام |
what |
کدام |
wherefrom |
از کدام |
any |
کدام |
permissively |
چنانکه اجازه بدهد |
more power to your elbow |
خدابشما توفیق بدهد |
what instrument can you play? |
کدام ساز را ... |
whichever |
هر کدام که هریک که |
whichsoever |
هر کدام که هریک که |
Which line goes to ... ? |
کدام خط به ... میرود؟ |
which way are you going? |
از کدام راه |
On what day? |
در کدام روز؟ |
He was pressed for pressed for ad answer . |
به اوفشار آوردند تا جواب بدهد |
God bless you! |
خدا برکتت [تان] بدهد! |
more power to your elbow |
خدازور بازو بشما بدهد |
turncoats |
کسی که تغییر مسلک بدهد |
turncoat |
کسی که تغییر مسلک بدهد |
Pick, what you like [want] ! |
هر کدام را می خواهی بردار! |
what is your preference |
کدام را میل دارید |
Which of your tunes shall I dance?. <proverb> |
به کدام سازت برقصم ؟. |
which way [to go] ? |
به کدام طرف [برویم] ؟ |
Whichever she chooses . |
هر کدام را که انتخاب کند |
cedilla |
نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد |
cedillas |
نام نشانی که زیرزمیگذارندتاصدای سین بدهد |
What foreign language do you speak ? |
با کدام زبان خارجی آشناهستید ؟ |
what is the score |
هر کدام چند بازی داریم |
Which line goes to ... ? |
کدام خط راه آهن به ... میرود؟ |
Where is carriage no ...? |
واگن شماره ... کدام است؟ |
stump |
هر کدام از سه میله عمودی کریکت |
to which side do I have to turn? |
به کدام طرف باید بپیچم؟ |
None of the boys ( children ) came . |
هیچ کدام از بچه هانیامدند |
Which bank do you bank with? |
در کدام بانک حساب دارید؟ |
stumps |
هر کدام از سه میله عمودی کریکت |
stumping |
هر کدام از سه میله عمودی کریکت |
Which bank do you bank with? |
با کدام بانک کار می کنید؟ |
Where the hell is he? |
او [مرد] کدام گوری است؟ |
stumped |
هر کدام از سه میله عمودی کریکت |
ana |
ازهر کدام بمقدار مساوی |
What can one do about it? |
چاره کدام است ( چیست ) ؟ |
Which bus goes to the town centre? |
کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟ |
What's your insurance company? |
شرکت بیمه شما کدام است؟ |
Which is the best way to Tehran ? |
بهترین راه به تهران کدام است ؟ |
What foreign language do you know? |
کدام زبان خارجی رامی دانید ؟ |
opener |
هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت |
He is trying to prove himself all the time. |
او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید. |
floater |
کسی که درچند محل بنحو غیرقانونی رای بدهد |
reconstituent |
دارو یا چیز دیگری که نیرووبافت تازه به بدن بدهد |
oblique section |
مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد |
acetiam |
برای عملی تا قاضی بتواند رای خود را بدهد |
What platform does the train to York leave from? |
قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟ |
Which son of a bitch (son of a gun)did it? |
کار کدام شیر پاک خورده ای است ؟ |
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone . |
نمی دانم کدام گوری رفته است |
What platform does the train from York arrive at? |
قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟ |
Which is the odd one out? <idiom> |
کدام نسبت به همه در گروه نامشابه است؟ |
what is your nationality |
ملیت شما چیست از کدام ملت هستید |
to rev [British E] the engine |
موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد] |
ecosystem |
بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد |
ecosystems |
بخشی از جامعه و بوم که تشکیل یک واحد فاعله درطبیعت بدهد |
free-for-alls |
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد |
to goose [American E] the engine |
موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد] |
free-for-all |
اسبیکه برنده جایزه شده وباید باسریعترین اسبهامسابقه بدهد |
piggybacking |
استفاده از پیام ارسالی برای انتقال تصدیق از یک پیام که زودتر دریافت شده است |
brown minor |
براون کهتر یا ان براون که زودتر به اموزشگاه امده است |
activities |
روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند |
activity |
روش سازماندهی محتوای دیسک به طوری که فایلهایی که بیشتر استفاده می شوند زودتر بار شوند |
sacked |
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد |
to bring somebody into line |
زور کردن کسی که خودش را [به دیگران] وفق بدهد یا هم معیار بشود |
sacks |
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد |
sack |
حمله کردن به مهاجم پشت خط تجمع پیش از انکه بتواندپاس بدهد |
clamper |
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود |
Which bus do I take for the opera? |
برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟ |
fielded |
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف |
fields |
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف |
boxes |
هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ |
pound cake |
کلوچه یا که وزت اجزا عمده هر کدام یک پاوندیا گیروانکه است |
box |
هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ |
national component |
هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری |
field |
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف |
Excepting [With the exception of] two students, no one could answer the last question correctly. |
به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد. |
Which bus do I take to Victoria Station? |
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟ |
caption |
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد |
captions |
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد |
blue flag |
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد |
quantum meruit |
کارفرما کاری را که برای انجام دادن به کارگر می داده و قرار می گذاشته که مزد او را برمبنای قاعده فوق بدهد |
most favored nation |
کشورهایی را گویند که در صورتی که یکی از لنها امتیازی را به کشور دیگر بدهد سایرین نیزبخودی خود دارای ان امتیازبشوند |
cluster mill |
فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید |
S HTTP |
سیستمی که خط امنیتی بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده ایجاد تا به کاربران امکان پرداخت قیمت کالاها از طریق اینترنت بدهد |
softest |
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد |
softer |
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد |
soft |
که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد |
qui facit per alium facit perse |
کسی که کاری را بوسیله دیگری انجام بدهد خودش ان را انجام داده است |
input bound |
وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخی سریعتر از ورود داده هاانجام بدهد |
Though the wolf may lose his teeth but never loses. <proverb> |
گرگ یتى اگر دندانهایش را هم از دست بدهد سرشت خود از دست نخواهد داد . |
output bound |
وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را باسرعتی کمتر از ورود داده هاانجام بدهد |
asopportunity offers |
هر وقت فرصتی پیدا شود هر وقت دست بدهد |
initialize |
تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد |
enhance |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
enhancing |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
enhances |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
enhanced |
عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد |
naming services |
روش انتساب نام یکتا به هر کاربر یا گره یا کامپیوتر در شبکه که به سایر کاربران امکان دستیابی به منبع اشتراکی بدهد در یک شبکه گسترده 9 |
race condition |
حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد |
internetwork |
تعدادی شبکه متصل بهم با استفاده از bridge و roater که به کاربر یک شبکه امکان دستیابی به هر منبع در شبکه دیگر بدهد |
smarts |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
smarting |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
smartest |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
smarted |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
smart |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
asynchronous |
کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد |
smarter |
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد |
chains |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
chain |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
page |
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ |
paged |
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ |
pages |
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ |
log |
کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد |
interfaces |
مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد. |
logs |
کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد |
interface |
مداری که داده موازی را در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند و برعکس تا به داده سریال امکان ارسال یا دریافت از وسایل دیگر بدهد. |
cord yarn |
نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود . |
continues |
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید |
continue |
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید |
st george round |
مسابقه مردان هر کدام با 63تیر در مسافت 001 متر و63 تیر در 08 متر و 63 تیردر 06 متر با تیر و کمان |
remote |
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
remotest |
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
remoter |
سیستم پردازش دستهای که دستورات از یک کامپیوتر ترمینال راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . |
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد. |
remote |
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
remoter |
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
remotest |
نرم افزاری که روی کامپیوتر محلی اجرا میشود و یک کامپیوتر راه دور تا به کاربر امکان کنترل کامپیوتر راه دور را بدهد |
IBM |
اصط لاح کلی برای کامپیوتر شخصی که با سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر IBM سازگار است بدون توجه به اینکه پردازنده Intel از کدام استفاده میکند. حاوی با EISA,ISA یا MCA است |