| Total search result: 202 (21 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| circuit |
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند |
| circuits |
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| impedance |
اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ |
| powered |
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند |
| power |
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند |
| powering |
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند |
| powers |
جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند |
| non return to zero |
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد |
| auctioneering device |
وسیلهای که بیشترین یا کمترین سیگنال را از تعدادی سیگنال ورودی انتخاب میکند |
| codec |
وسیلهای که سیگنال ارسال شده را کد گذاری میکند یا سیگنال دریافت شده را از کد خارج میکند |
| surged |
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه |
| surges |
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه |
| surge |
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه |
| analog |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| analogue |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| analogues |
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی |
| measuring voltage |
ولتاژ اندازه گیری |
| transient |
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند |
| transients |
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند |
| regenerator |
وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند |
| logic |
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند |
| orifice meter |
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ |
| repeater |
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند |
| viscosimeter |
وسیلهای برای اندازه گیری ویسکوزیته |
| coder |
وسیلهای که یک سیگنال را رمز گذاری میکند |
| densitometer |
وسیلهای برای اندازه گیری دانسیته اپتیکی |
| transmitter |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
| transmitters |
وسیلهای که سیگنال ورودی را می گیرد , پردازش میکند |
| volt ampere |
اندازه گیری نیروی برق برحسب ولتاژ و امپر |
| voltages |
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند |
| voltage |
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند |
| interrupt |
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد |
| interrupts |
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد |
| interrupting |
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد |
| dtr |
سیگنال از وسیلهای که آمادگی خود را برای ارسال داده بیان میکند |
| de bounce |
مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند |
| baud rate |
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه |
| baud |
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه |
| inverter |
وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند |
| measuring weir |
سرریز اندازه گیری جریان اب در کانال |
| hot wire ammeter |
نوعی وسیله اندازه گیری جریان |
| d.c. instrument |
دستگاه اندازه گیری جریان دائم |
| rotometer |
دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب |
| rotameter |
دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب |
| convertor |
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود |
| converter |
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود |
| ammeter |
دستگاه اندازه گیری شدت جریان الکترونها |
| idle current meter |
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور |
| analog |
وسیلهای که سیگنال ورودی آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود |
| ohm's law |
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد |
| playback head |
وسیلهای که سیگنالهای ضبط شده روی رسانه ذخیره سازی را می خواند و آنها را به سیگنال الکترونیکی تبدیل میکند |
| PSU |
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی |
| transistor |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
| transistors |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
| DSR |
سیگنال از وسیلهای که آماده دریافت داده است , این سیگنال پس از دریافت سیگنال DTR رخ میدهد |
gain |
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی |
| gains |
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی |
| gained |
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی |
| penetrometer |
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف |
| intensity |
اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور |
| input output table |
بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند |
| coincidence circuit |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
| coincidence element |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
| timed |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
| time |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
| times |
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند |
| batcher |
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند |
| unclocked |
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت |
| balun |
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند |
| marking current |
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار |
| composite video |
سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند |
| calibrated orifice |
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند |
| bain index |
شاخصی که بااستفاده از اختلاف بین قیمت و هزینه کل متوسط قدرت انحصار را اندازه گیری میکند |
| modulator |
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد |
| watt |
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود |
| watts |
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود |
| ampere |
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد |
| amp |
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد |
| amps |
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد |
| papers |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| papering |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| paper |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| papered |
وسیلهای که نوار کاغذ پانج شده را می پذیرد و اطلاعات پانج شده و ذخیره شده روی آن را به سیگنال هایی تبدیل میکند که کامپیوتر میتواند پردازش کند |
| measuring converter |
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری |
| stream gaging |
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه |
| modem |
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند |
| zahn cup |
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال |
| typefaces |
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود |
| typeface |
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود |
| signal voltage |
ولتاژ سیگنال |
| rulers |
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود |
| ruler |
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود |
| circuit voltage |
ولتاژ مدار |
| hardest |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
| harder |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
| samplers |
مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند |
sampler |
مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند |
| hard |
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند |
| declinating station |
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف |
| torsionmeter |
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو |
| polygonal voltage of a polyphase system |
ولتاژ چند ضلعی مدار چندفاز |
| diametral voltage of a polyphase system |
ولتاژ قطری مدار چند فاز |
| potential |
اختلاف ولتاژ بین دو نقط ه مدار |
| pulsed |
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار |
| pulse |
اعمال ولتاژ با دوره کوتاه به یک مدار |
| line circuit |
مدار سیگنال |
| forward current |
جریان ولتاژ مستقیم |
| inverse current |
جریان ولتاژ معکوس |
| synchronizer |
وسیلهای که با دریافت سیگنال از وسیله دیگر کاری را انجام دهد |
| shield |
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده |
| shields |
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده |
| gage |
اندازه وسیله اندازه گیری |
| band |
مدار ارتباطی که سیگنال |
| bands |
مدار ارتباطی که سیگنال |
| low level circuit |
مدار با سیگنال کوچک |
| input |
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند |
| inputted |
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند |
| scanned |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
| scan |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
| scans |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
| parametric |
وسیلهای که میتواند سط وح فرکانس خاص را پیشبرد یا کاهش دهدار یک سیگنال صوتی |
| million instructions per second |
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند |
| inductive d.c. voltage drop |
افت ولتاژ جریان دائم القائی |
| optical |
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر |
| ocr |
وسیلهای که حرف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و برای پردازش در کامپیوتر به حالت قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند |
| gyro |
وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار |
| proxy agent |
نرم افزاری که دستورات مدیریت شبکه را ترجمه میکند تا به نرم افزار مدیریتی امکان دهد تا وسیلهای که از پروتکل دیگر استفاده میکند را کنترل کند |
| flatbed |
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند |
| amplitude |
قدرت یا اندازه یک سیگنال |
| jumpers |
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است |
| jumper |
مدار یا وسیلهای که وضعیتهای آن با اعمال اتصالات مختلف قابل انتخاب است |
| ground |
اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر. |
| GND |
مدار الکتریکی متصل به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر |
| burners |
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا |
| burner |
وسیلهای برای ترکیب سوخت با جریان هوا |
| fet |
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت |
| amplifier |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
| amplifiers |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
| sampled |
اندازه سیگنال درلحظهای اززمان |
| sample |
اندازه سیگنال درلحظهای اززمان |
| circuit |
مدار جریان |
| circuits |
مدار جریان |
| isolator |
وسیلهای که قط ع میکند |
| buzzer signal |
علامت یا سیگنال شماره گیری |
| moving iron instrument |
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان |
| insertion loss |
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود |
| alternating current circuit |
مدار جریان متناوب |
| impluse circuit |
مدار جریان ضربهای |
| working circuit |
مدار جریان کار |
| time |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
| times |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
| timed |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
| transmitter signal element timing |
زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده |
| pinout |
شرح محل سوزن ها در مدار مجتمع به همراه کار و سیگنال آنها |
| wireless network |
شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند |
| heavy current circuit |
شبکه یا مدار جریان قوی |
| low energy power circuit |
مدار قدرت جریان ضعیف |
| overcurrent circuit breaking |
قطع مدار جریان زیاد |
| dips |
Package Line in Dual وسیلهای که روی ان یک مدار مجتمع نصب میشود بسته درون برنامه دو واحدی |
| dip |
Package Line in Dual وسیلهای که روی ان یک مدار مجتمع نصب میشود بسته درون برنامه دو واحدی |
| scan |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
| scanned |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
| scans |
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند |
| synthesizers |
وسیلهای که چیزی تولید میکند |
| synthesisers |
وسیلهای که چیزی تولید میکند |
| waterspouts |
لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند |
| suppressor |
وسیلهای که مانع را حذف میکند |
| synthesizer |
وسیلهای که چیزی تولید میکند |
| waterspout |
لوله یا وسیلهای که از ان اب فوران میکند |
| sample size |
تعداد اندازه گیریهای سیگنال ضبط شده درهرثانیه |
| bottoming reamer |
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها |
| outlets |
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است |
| outlet |
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است |
| radiation shield |
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند |
| gresham's law |
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند |
| measurement |
اندازه گیری |
| dimension |
اندازه گیری |
| measurment |
اندازه گیری |
| dimensions |
اندازه گیری |
| modules |
اندازه گیری |
| mensuration |
اندازه گیری |
| measuring bridge |
پل اندازه گیری |
| module |
اندازه گیری |
| measurer |
اندازه گیری |
| gauging |
اندازه گیری |
| measurements |
اندازه گیری |
| gaging |
اندازه گیری |
| commensurateness |
اندازه گیری |
| metering |
اندازه گیری |
| measure |
اندازه گیری |
| logger |
وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند |
| erasers |
وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند. |
| eraser |
وسیلهای محتوای چیزی را پاک میکند. |
| logger |
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند |
| stabilisers |
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند |
| meanest |
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند |
| meaner |
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند |
mean |
متوسط زمان که وسیلهای عمل میکند |
| barcropper |
وسیلهای که میل گرد را قطع میکند |
| loggers |
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند |
| loggers |
وسیلهای که مجموعه عملیات را ضبط میکند |
| stabilizer |
وسیلهای که از نوسانات وتکان جلوگیری میکند |