English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
English Persian
precipitate سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitated سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitates سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
precipitating سر اشیب تند داشتن ناگهان سقوط کردن
Other Matches
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
snub cable ناگهان ترمز کردن
make off ناگهان ترک کردن
slap down ناگهان توقیف کردن
braids ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
crash سقوط کردن
crashed سقوط کردن
crashingly سقوط کردن
wipe out سقوط کردن
nosedive سقوط کردن
crashing سقوط کردن
nosedived سقوط کردن
fall سقوط کردن
crashes سقوط کردن
nosedives سقوط کردن
nosediving سقوط کردن
tailspin سقوط کردن
lapse vi سقوط کردن
aborted سقوط کردن
aborts سقوط کردن
aborting سقوط کردن
abort سقوط کردن
jibing ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibed ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibe ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
gibes ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
crash-land سقوط کردن هواپیما
crash land سقوط کردن هواپیما
crashingly سقوط کردن هواپیما
crashing سقوط کردن هواپیما
crashes سقوط کردن هواپیما
crashed سقوط کردن هواپیما
crash-landing سقوط کردن هواپیما
crash-lands سقوط کردن هواپیما
crash سقوط کردن هواپیما
crash-landed سقوط کردن هواپیما
incident ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
incidents ناگهان اتفاق افتادن فهور کردن
jilt ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilted ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
nose dive ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
jilts ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
lash vi باریدن تکان ناگهان بخودامدن تصادم کردن
to pounce upon a bird ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
to abscond [from] <idiom> ناگهان ترک کردن [در رفتن ] [اصطلاح مجازی]
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
abort سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborts سقوط کردن موشک یا هواپیما
drops قطره سقوط کردن کم کنید
aborting سقوط کردن موشک یا هواپیما
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
aborted سقوط کردن موشک یا هواپیما
drop قطره سقوط کردن کم کنید
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
slump یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumping یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumped یکباره فرو ریختن سقوط کردن
slumps یکباره فرو ریختن سقوط کردن
to pounce on somebody به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
to jink [colloquial] [British English] در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
collapses متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsed متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapse متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
collapsing متلاشی شدن دچار سقوط واضمحلال شدن غش کردن
accidentally ناگهان
abruptly ناگهان
suddenness ناگهان
unexpectedly ناگهان
unaware ناگهان
(on the) spur of the moment <idiom> ناگهان
all of a sudden ناگهان
all at once ناگهان
unawares ناگهان
sudden ناگهان
before you know it ناگهان
bolts مستقیما ناگهان
suddenly ناگهان ناگاه
plucked ناگهان کشیدن
pluck ناگهان کشیدن
scooted ناگهان سرخوردن
scoot ناگهان سرخوردن
aback غافلگیر ناگهان
bolted مستقیما ناگهان
plucks ناگهان کشیدن
bolting مستقیما ناگهان
light out ناگهان رفتن
to keel over ناگهان افتادن
to die in ones shoes ناگهان مردن
slapdash بی پروا ناگهان
bolt مستقیما ناگهان
before you can say knife برقی ناگهان
to make a pounce ناگهان جستن
sudden death ناگهان باخت
plucking ناگهان کشیدن
Suddenly , I felt hot. ناگهان گرمم شد
turn on one's heel <idiom> ناگهان پیچیدن
abrupt سراشیبی ناگهان
pop off ناگهان ناپدیدشدن
to walk off ناگهان رفتن
sudden-death ناگهان باخت
scoots ناگهان سرخوردن
supervene ناگهان رخ دادن
scooting ناگهان سرخوردن
fly open ناگهان باز شدن
to crop up ناگهان رخ دادن- اب خوردن
light up <idiom> ناگهان شادوخوشحال شدن
plunger موجی که ناگهان می شکند
pass out ناگهان بیهوش شدن
plungers موجی که ناگهان می شکند
plunge ناگهان داخل شدن
plunges ناگهان داخل شدن
plunged ناگهان داخل شدن
to chop back ناگهان تغییرجهت دادن
irrupt ناگهان ایجاد شدن
tumbled لغزیدن ناگهان افتادن
cant ناگهان چرخانیدن یاچرخیدن
tumbles لغزیدن ناگهان افتادن
crash dive ناگهان بزیر اب رفتن
Suddenly he showed up (emerged). ناگهان سروکله اش پیداشد
tumble لغزیدن ناگهان افتادن
crashingly سقوط
crack-up سقوط
dropped سقوط
nosediving سقوط
chutes سقوط
tailspin سقوط
elapses سقوط
downcome سقوط
collapsed سقوط
drop سقوط
drops سقوط
fall سقوط
prolapse سقوط
collapsing سقوط
crash سقوط
crashing سقوط
low dwon سقوط
dropping سقوط
nosedives سقوط
nosedived سقوط
downfall سقوط
collapses سقوط
crack up سقوط
nosedive سقوط
elapse سقوط
come down سقوط
collapse سقوط
elapsing سقوط
prolapsus سقوط
crashed سقوط
falling سقوط
crashes سقوط
chute سقوط
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
twitching ناگهان کشیدن جمع شدن
strike it rich <idiom> ناگهان پول و پله ای به هم زدن
to burst upon the view ناگهان به چشم عموم پدیدارشدن
Suddenly I was tongue-tied(speechless). ناگهان زبانم بند آمد
with a powder ازروی بی پروایی تند ناگهان
twitches ناگهان کشیدن جمع شدن
twitched ناگهان کشیدن جمع شدن
twitch ناگهان کشیدن جمع شدن
twitch grass تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
prolapse of the uterus سقوط رحم
stumbling blocks سبب سقوط
stumbling block سبب سقوط
dropping افت سقوط
gastroptosis سقوط معده
dropping چکه سقوط
termination of obligations سقوط تعهدات
fall افت سقوط
loss گریز سقوط
lapse inconduct سقوط در رفتاروکردار
arrests جلوگیری از سقوط
arrested جلوگیری از سقوط
drops افت سقوط
falling سقوط کننده
drops چکه سقوط
arrest جلوگیری از سقوط
fall velocity سرعت سقوط
chute سقوط انحطاط
dropped افت سقوط
drop افت سقوط
chute ریزش با سقوط
chutes سقوط انحطاط
chutes ریزش با سقوط
velocity of fall سرعت سقوط
break down سقوط ناگهانی
free fall سقوط ازاد
discharge of an obligation سقوط تعهد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com