Total search result: 201 (17 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
over voltage protection |
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد |
|
|
Other Matches |
|
powered |
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد |
power |
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد |
powers |
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد |
powering |
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد |
hottest |
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد |
hot |
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد |
hotter |
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد |
deadlock |
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند |
surged |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
surges |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
surge |
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود |
monitor |
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند |
monitors |
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند |
monitored |
مداری که منبع الکتریسیته را قط ع میکند اگر خطا داشته باشد یا قطعهای را خراب کند |
business |
که باعث میشود یک تجارت کار باشد |
businesses |
که باعث میشود یک تجارت کار باشد |
mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
ups |
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی |
uninterruptable power supply |
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی |
cruelty |
عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود |
One day I want to have a horse of my very own. |
روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد. |
cartridges |
کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است |
cartridge |
کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است |
offensive weapon |
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند |
power supply |
منبع تغذیه |
power supplay |
منبع تغذیه |
noises |
منبع تغذیه |
noise |
منبع تغذیه |
internal power supply |
منبع تغذیه داخلی |
turn-off |
قط ع منبع تغذیه یک ماشین |
power supply switch |
کلید منبع تغذیه |
turn-offs |
قط ع منبع تغذیه یک ماشین |
power supply cable |
کابل منبع تغذیه |
electronic power supply |
منبع تغذیه الکترونیکی |
switches |
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله |
switch |
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله |
turn off |
قط ع منبع تغذیه یک ماشین |
switched |
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله |
powering |
توقف منبع تغذیه الکتریکی |
power |
توقف منبع تغذیه الکتریکی |
mains power supply unit |
واحد منبع تغذیه شبکه |
powered |
توقف منبع تغذیه الکتریکی |
powers |
توقف منبع تغذیه الکتریکی |
uninterruptable power supply |
منبع تغذیه وقفه ناپذیر |
switches |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
turn on |
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین |
switched |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
switch |
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار |
imperfect competition |
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد |
sag |
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه |
powered |
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش |
sags |
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه |
powers |
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش |
powering |
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش |
sagged |
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه |
power |
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش |
implied trust |
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد |
flexed |
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند. |
flex |
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند. |
flexing |
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند. |
flexes |
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند. |
faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
workgroup |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
portable |
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود |
positive |
اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند |
hydroxide |
داشته باشد |
worksheet |
ی داشته باشد |
keep your peck up |
دل داشته باشد |
self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
isolation |
مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود |
if any |
اگر داشته باشد |
the u states |
کشوری که پادشاه داشته باشد |
ineffectively |
بی انکه اثری داشته باشد |
irrelatively |
بی انکه وابستگی داشته باشد |
the u kingdom |
کشوری که پادشاه داشته باشد |
frothily |
بی انکه مغزیامعنی داشته باشد |
off the point |
بدون اینکه وابستگی داشته باشد |
unauthorized |
آنچه باید مجوز داشته باشد |
numbly |
بی انکه حس داشته باشد یا تکان خورد |
for no p reason |
بی انکه دلیل خاصی داشته باشد |
roundelay |
تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد |
irrelevantly |
بدون اینکه وابستگی داشته باشد |
carbuncles |
لعلی که تراش محدب داشته باشد |
carbuncle |
لعلی که تراش محدب داشته باشد |
incomparably |
بدون اینکه نظر داشته باشد |
cushion |
وسیلهای که شبیه تشک باشد |
cushions |
وسیلهای که شبیه تشک باشد |
cushioned |
وسیلهای که شبیه تشک باشد |
cushioning |
وسیلهای که شبیه تشک باشد |
titular charge daffaires |
کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد |
pointlessly |
بی انکه معنی ویژه یا لطفی داشته باشد |
on occasion |
لدی الاقتضا هر وقت موقعیت داشته باشد |
corporator |
گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد |
inefficaciously |
ناسودمندانه بی انکه سودیا فایدهای داشته باشد |
gazebo |
عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد |
corporate town |
شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد |
four in hand |
گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد |
four by four |
خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد |
large ship |
کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد |
reefers |
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد |
reefer |
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد |
nutritiously |
چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد |
nutritively |
چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد |
charges |
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند |
charge |
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند |
volatile memory |
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد. |
carpet beetle |
نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود |
borough |
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد |
boroughs |
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد |
lagan |
کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد |
set in <idiom> |
تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد |
convalescent center |
یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد |
toneme |
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد |
What effect do you think the changes will have on you? |
فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟ |
fractional reserve banking |
بانک باید 02دلار ذخیره قانونی داشته باشد |
lugger |
زورق بادبانی که یک یا چندبادبان چهار گوش داشته باشد |
pay d. |
خاک زرداریاسیم دارکه شستن ان صرف داشته باشد |
static |
MAR که تا وقتی داده می پذیرد که منبع تغذیه روشن است و داده نیازی به تنظیم مجدد ندارد |
clogged ink jet nozzles |
اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود |
off screen image |
تصویری که در ابتدا در حافظه رسم میشود و پس به حافظه صفحه نمایش منتقل میشود تا باعث عمل نمایش سریع شود |
laid paper |
کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد |
nominative subject |
اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد |
I don't think there's any question about it. |
من فکر نمی کنم که در مورد آن تردیدی وجود داشته باشد. |
double coincidence of wants |
نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد |
to drag in a subject |
موضوعی رابدون انکه ضرورت داشته باشد بمیان اوردن |
allergen |
مادهای که باعث حساسیت میشود |
interlocking directorate |
حالتی که شخص واحد ریاست چندین کمپانی رقیب را داشته باشد |
nunc pro tunc |
حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد |
CD quality |
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد |
conning |
در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد |
rates |
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد |
rate |
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد |
cons |
در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد |
quantum meruit |
هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما |
conned |
در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد |
controlling company |
موسسهای که یک یا چندموسسه دیگر را تحت کنترل یاتملک داشته باشد paterncompany |
con |
در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد |
q fever |
تب کیو که باعث ذات الریه میشود |
built in |
وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد |
doubled |
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد |
double |
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد |
addressing |
بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد |
fix |
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد |
universal time |
زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد |
doubled up |
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد |
id |
کلمه رمز یا کلمهای کاربری را مشخص میکند تا به سیستم دستیابی داشته باشد |
fixes |
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد |
reserve |
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد |
reserves |
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد |
reserving |
مقدار وجهی که هر بانک باید جهت پرداخت دیون خود داشته باشد |
avalanches |
عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود |
type ahead |
ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود |
bias |
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود |
biases |
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود |
avalanche |
عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود |
password |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
passwords |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
addressable |
ترمینالی که دادهای را می پذیرد که آدرس صحیح و شماره شناسایی در ابتدای پیام داشته باشد |
customs of war |
اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست |
compliant |
وسیلهای که به مجموعهای از استانداردهای مشخص تط بیق میشود |
dte |
وسیلهای که از آن مسیر ارتباط آغاز یا به آن ختم میشود |
fatal error |
خطایی در برنامه یا وسیله که باعث آسیب سیستم میشود |
template |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
series |
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود |
hang up <idiom> |
جایی دردریافتی تلفن که باعث قطع تماس میشود |
templates |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
bounce |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
backspace |
کلیدی که باعث برگشت یک واحد به عقب یا چپ نشانه گر میشود |
bounced |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
bounces |
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود |
fused |
رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود |
fuse |
رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود |
equitable mortgage |
بدون انکه موضوع این عمل یاتاسیس صراحتا" یا منجزا"به رهن دلالت داشته باشد |
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> |
کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد . |
exchanged stabilization fund |
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود |
punch |
وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد |
punched |
وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد |
punches |
وسیلهای که داده را روی پاچ منتقل میکند به صورتی که کامپیوتر قابل تشخیص باشد |
CTR |
انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود |
hitting |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
rung |
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود] |
ctrl |
انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود |
yips |
هیجان و نگرانی از فشارروحی مسابقه که باعث بازی غلط میشود |
hit |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
hits |
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود |
in off |
به کیسه انداختن گوی بیلیاردکه باعث کاستن امتیاز میشود |
delta clock |
مین میکند و باعث میشود کامپیوتر یا مدار از نو آغاز به کارکنند |
leg before |
ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود |
dry contact |
اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود |
backspace |
کدی که باعث یک واحد برگشت نشانه گر در صفحه نمایش میشود |
action |
که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود |
turpis causa |
عوض نامشروع و غیر قانونی که باعث فساد عقد میشود |
actions |
که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود |
cache memory |
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد |
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. |
زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد. |
caches |
بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد |