English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
English Persian
to pipe up زدن یا خواندن اغاز کردن
Other Matches
lilts اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilt اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
initiated اغاز کردن
begins اغاز کردن
begin اغاز کردن
initiating اغاز کردن
push off اغاز کردن
launching اغاز کردن
launches اغاز کردن
launched اغاز کردن
launch اغاز کردن
births اغاز کردن
initiates اغاز کردن
birth اغاز کردن
initiate اغاز کردن
incept اغاز کردن
commencing اغاز کردن
inaugurates اغاز کردن
inaugurated اغاز کردن
inaugurate اغاز کردن
lead off اغاز کردن
to push off اغاز کردن
inaugurating اغاز کردن
commence اغاز کردن
commenced اغاز کردن
commences اغاز کردن
inchoate اغاز کردن
to take arms جنگ اغاز کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
tee off اغاز کردن محکم زدن
begin اغاز نهادن شروع کردن
begins اغاز نهادن شروع کردن
dawns اغاز اغاز شدن
dawn اغاز اغاز شدن
dawned اغاز اغاز شدن
dawning اغاز اغاز شدن
alliterate چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
initiated اغاز کردن شروع کردن
initiates اغاز کردن شروع کردن
initiate اغاز کردن شروع کردن
initiating اغاز کردن شروع کردن
orate نطق کردن خواندن
praelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
prelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
to spell out بزحمت خواندن یا هجی کردن
sight read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-reads فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-reading فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
recalled فرا خواندن احضار لغو کردن
recall فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls فرا خواندن احضار لغو کردن
pops خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
pop خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
pray نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
praying نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prays نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prayed نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
read head هد خواندن راس خواندن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
head switching فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
preparation تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
wand دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
origins اغاز
origin اغاز
entrances اغاز
entrancing اغاز
commencement اغاز
onset اغاز
beginnings اغاز
beginning اغاز
venues اغاز
venue اغاز
scratch line خط اغاز
outset اغاز
insteps اغاز
initiation اغاز
originationu اغاز
abinitio از اغاز
entrance اغاز
entranced اغاز
primordium اغاز
initio در اغاز
terminus a que اغاز
initation اغاز
inception اغاز
kick off اغاز
authorship اغاز
instep اغاز
getaways اغاز
kick-off اغاز
exordium اغاز
jump off اغاز
inchoation اغاز
incipience or ency اغاز
get away اغاز
kick-offs اغاز
getaway اغاز
takeoffs اغاز پرش
begin اغاز شدن
primes درجه یک اغاز
primed درجه یک اغاز
introductive اغاز کننده
som اغاز پیام
takeoff اغاز پرش
prime درجه یک اغاز
inaugurator اغاز کننده
incipit شروع و اغاز
wire to wire از اغاز تا فرجام
birth اغاز زاد
births اغاز زاد
alpha اغاز شروع
self initiated خود اغاز
alphas اغاز شروع
thru از اغاز تاانتها
begins اغاز شدن
jump off اغاز حمله
debut اغاز کار
initial point نقطه اغاز
uppermost از اغاز از ابتدا
at the start در اغاز کار
revivals اغاز رونق
initialing واقع در اغاز
nodal point نقطه اغاز
initialled واقع در اغاز
at first در اغاز کار
debuts اغاز کار
initialling واقع در اغاز
initials واقع در اغاز
revival اغاز رونق
alpha and omega اغاز و فرجام
initialed واقع در اغاز
leadoff اغاز ضربت
to take to اغاز نهادن
from a to izzard از اغاز تا انجام
start of taxt اغاز متن
start of message اغاز پیام
initial واقع در اغاز
soft start اغاز نرم
start of heading اغاز سرفصل
start bit بیت اغاز
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
originating اغاز شدن یاکردن
originated اغاز شدن یاکردن
originate اغاز شدن یاکردن
originates اغاز شدن یاکردن
stages قراردادن اتومبیل در خط اغاز
exordial مربوط به اغاز یا مقدمه
grid start حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
corrosive attack اغاز و توسعه خورندگی
wire خط اغاز یا پایان مسابقه
eolithic متعلق به اغاز عصرسنگ
era اغاز تاریخ عصر
wires خط اغاز یا پایان مسابقه
flagman پرچم دار خط اغاز
stage قراردادن اتومبیل در خط اغاز
eras اغاز تاریخ عصر
hajime اغاز مبارزه کاراته
christmas tide هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
pullulate اغاز توسعه نهادن
prefacing اغاز پیش گفتار
prefaces اغاز پیش گفتار
start bit ذرهء اغاز نما
prefaced اغاز پیش گفتار
jump the gum خطا در اغاز پرش
preface اغاز پیش گفتار
kick off ضربه اغاز بازی
kickoff ضربه اغاز بازی
new departure اغاز رویه تازه
decadence فساد اغاز ویرانی
multilaunching اغاز بکار چندتایی
through از اغاز تا انتها کاملا
aurora سرخی شفق اغاز
stagger خط اغاز مسیر هر دونده
staggering خط اغاز مسیر هر دونده
staggers خط اغاز مسیر هر دونده
upfield نقطه اغاز بازی
initial boiling point نقطه اغاز جوشش
set position اماده در نقطه اغاز
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com