English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (40 milliseconds)
English Persian
recall فرا خواندن احضار لغو کردن
recalled فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls فرا خواندن احضار لغو کردن
Other Matches
lilt اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
repeal احضار کردن احضار
repeals احضار کردن احضار
invoked احضار کردن
countermands احضار کردن
process احضار کردن
recalls احضار کردن
invokes احضار کردن
countermanding احضار کردن
evoke احضار کردن
vouch احضار کردن
invoking احضار کردن
processes احضار کردن
countermanded احضار کردن
recalled احضار کردن
summoned احضار کردن
countermand احضار کردن
evokes احضار کردن
invoke احضار کردن
evoking احضار کردن
summon احضار کردن
recall احضار کردن
to bring somebody back کسی را احضار کردن
to order somebody back کسی را احضار کردن
to recall somebody کسی را احضار کردن
to summon somebody back کسی را احضار کردن
to call somebody back کسی را احضار کردن
citation احضار احضار به بازپرسی
citations احضار احضار به بازپرسی
conscripting به خدمت وفیفه احضار کردن
conscripts به خدمت وفیفه احضار کردن
remanded به بازداشتگاه برگرداندن احضار کردن
summon فراخواندن احضار قانونی کردن
adduse احضار کردن بگواهی خواستن
remand به بازداشتگاه برگرداندن احضار کردن
remands به بازداشتگاه برگرداندن احضار کردن
conscript به خدمت وفیفه احضار کردن
summoned فراخواندن احضار قانونی کردن
conscripted به خدمت وفیفه احضار کردن
remanding به بازداشتگاه برگرداندن احضار کردن
compellation عمل خطاب یا احضار کردن نام
mustered احضار کردن جمع اوری کردن
muster احضار کردن جمع اوری کردن
mustering احضار کردن جمع اوری کردن
musters احضار کردن جمع اوری کردن
to call a meeting of the board of directors برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
cites احضار کردن استشهاد کردن
citing احضار کردن استشهاد کردن
cite احضار کردن استشهاد کردن
cited احضار کردن استشهاد کردن
orate نطق کردن خواندن
sight-reading فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to spell out بزحمت خواندن یا هجی کردن
sight-reads فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
sight-read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
prelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
praelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
sight read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to pipe up زدن یا خواندن اغاز کردن
arraign احضار متهم زندانی به دادگاه جهت پاسخگویی به مفاد کیفرخواست تعقیب یا متهم کردن به طور اعم
popped خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pops خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
pop خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
prays نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prayed نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
praying نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
pray نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
read head هد خواندن راس خواندن
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
citation احضار
recalling احضار
citations احضار
convocation احضار
convocations احضار
vocations احضار
vocation احضار
summoning احضار
summonses احضار
summonsed احضار
summons احضار
calling احضار
summonsing احضار
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
evocable قابل احضار
impeach احضار نمودن
arraign احضار نمودن
warning sign علامت احضار
phantasmagorias احضار روح
recalls فراخوانی احضار
drop annunciator زنگ احضار
call to quarters شیپور احضار
impeaching احضار نمودن
ouija board لوح احضار
spiritism احضار روح
phantasmagoria احضار روح
annunciator زنگ احضار
banning اگهی احضار
function invocation احضار تابع
impeaches احضار نمودن
ban اگهی احضار
bans اگهی احضار
summoned احضار فراخواستن
summon احضار فراخواستن
recall فراخوانی احضار
invocation حکم احضار
recalled فراخوانی احضار
invocations حکم احضار
impeached احضار نمودن
summoner احضار کننده
impeachment احضار بدادگاه
head switching فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
subpoenas احضاریه حکم احضار
annunciator wire سیم زنگ احضار
at his call بر حسب اخطار یا احضار او
subpoenaed احضاریه حکم احضار
subpoenaing احضاریه حکم احضار
automatic annunciator زنگ احضار خودکار
gravity drop زنگ احضار وزنی
subpoena احضاریه حکم احضار
seance جلسه احضار روح
venire faciac حکم احضار به محکمه
spiritualism اعتقاد به احضار ارواح
arraignment احضار به محکمه تعقیب
call-ups احضار برای فعالیتهای نظامی
call-up احضار برای فعالیتهای نظامی
call up احضار برای فعالیتهای نظامی
evocations احاله بدادگاه بالاتر احضار
evocation احاله بدادگاه بالاتر احضار
call-up شیپور احضار بخاطر اوردن
call up شیپور احضار بخاطر اوردن
call-ups شیپور احضار بخاطر اوردن
draftee احضار شده به خدمت نظام
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
preparation تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
adjutant's call احضار یکانها به منظور انجام تشریفات
wand دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
minuteman داوطلبانی که متعهد بودند بمحض احضار حاضر بخدمت نظام شوند
lip-read لب خواندن
lip read لب خواندن
misreads بد خواندن
readings خواندن
intoned خواندن
read خواندن
misread بد خواندن
misreading بد خواندن
recitations از بر خواندن
intone خواندن
reads خواندن
intones خواندن
recitation از بر خواندن
reading age سن خواندن
to take lessons یا خواندن
reading خواندن
lip-reads لب خواندن
rhapsodiz خواندن
intoning خواندن
trills با تحریر خواندن
to read out بلند خواندن
criminate مجرم خواندن
r/w خواندن- نوشتن
criminiate مرجم خواندن
readable قابل خواندن
scanned با وزن خواندن
to go to school درس خواندن
trill با تحریر خواندن
spell پی بردن به خواندن
scan با وزن خواندن
scans با وزن خواندن
trilled با تحریر خواندن
rhapsodiz از بر خواندن سرودن
chortles سرودوتسبیح خواندن
boast رجز خواندن
bastardize حرامزاده خواندن
to bid d. to بمبارزه خواندن
destructive read خواندن مخرب
numerate خواندن یاشمردن
parallel reading خواندن موازی
spells پی بردن به خواندن
spelled پی بردن به خواندن
lulling لالایی خواندن
quirister باجمع خواندن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com