| Total search result: 201 (12 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| i kind of liked it |
میشود گفت دوست داشتم |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| i kind of liked it |
من تا اندازهای انرا دوست داشتم |
| I'd like to ask her out. |
من دوست داشتم او [زن] را به بیرون دعوت کنم. |
| I wonder what lies in store for me in the future. |
من دوست داشتم بدانم که برای من در آینده چه پیش می آید. |
| A friend in need is a friend indeed.. <proverb> |
دوست آن باشد که گیرد دست دوست,در پریشان یالى و درماندگى. |
| I like to be friends with you. |
من دوست دارم با تو دوست باشم. |
| i had him sing |
وا داشتم بخوانم |
| i had a lettr from him |
نامهای از او داشتم |
| i was in an awkword p |
وضع بدی داشتم |
| i was busy at the moment |
در ان وقت کار داشتم |
| i had a great wish to see him |
داشتم که اورا به بینم |
| I had a letter from my father . |
از پدرم کاغذ داشتم |
| i had twowins and onedefc |
من دو برد داشتم و یک باخت |
| I was saying to myself that. . . |
داشتم تو دلم می گفتم که ... |
| it is like that .i had before |
مانند ان است که پیشتر داشتم |
| i had barely time to get out |
همینقدروقت داشتم که بیرون بروم |
| I spoke my mind. |
آنچه دردل داشتم بزبان آوردم |
| my latehusband |
شوهری که اخیر داشتم مرحوم شوهرم |
| As for me , I was going crazy ( mad ) . |
مرا می گویی داشتم دیوانه می شدم |
| i had many books he had none |
من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت |
| i lent him what money i had |
هرچه پول داشتم به او وام دادم |
| My jaw dropped to the floor! <idiom> |
از تعجب داشتم شاخ در می آوردم! [اصطلاح روزمره] |
| I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking. |
من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید. |
| Could I have a word with you ? |
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم ) |
| I'd |
مخفف should I و Iwouldبمعنی من میبایستی و Ihadبمعنی من باید و من داشتم |
| top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
| I foud myself in opposition to my friends on this question . |
در مورد این موضوع نظریات مخالفی با دوستانم داشتم |
| sector |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
| sectors |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
| universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
| I am [have] finished with you. |
رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر] |
| I am done with you. |
رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر] |
| echo |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echoing |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echoes |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echoed |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| form |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| forms |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| perfoliate |
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود |
| formed |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| averaged |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| trace |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| averaging |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| averages |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| average |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| traced |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| traces |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| loads |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
| load |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
| softer |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| dummies |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
| dummy |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
| softest |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| soft |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| throughput |
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود |
| suffix notation |
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید |
| town fog |
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود |
| mastered |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| seconds |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| seconding |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| second |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| seconded |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
master |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| masters |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| workgroup |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
| faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| horned scully |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
| auto |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
| standards |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
| standard |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
| autos |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
| phototransistor |
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود |
| self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
| transfers |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| transfer |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| transferring |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| config.sys |
این فایل در هنگام روشن شدن CPU یک بار خوانده میشود و سیستم عامل بار میشود |
| asynchronous |
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند |
| palmtop |
کامپیوتر شخصی که آن قدر کوچک است که در یک است جا میشود و با دست دیگر پردازش میشود |
addition |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
| additions |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
| resident |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
| residents |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
| modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
| mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
| POSIX |
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود |
| hydrophilic compound |
اب دوست |
| buddy |
دوست |
| dienophile |
دی ان دوست |
| leal |
دوست |
| schoolmate |
دوست |
| hydrophilic |
اب دوست |
| friendless |
بی دوست |
| schoolmates |
دوست |
| bozo |
دوست |
| philogynist |
زن دوست |
| friends |
دوست |
| unfriended |
بی دوست |
| amicable |
دوست |
| chums |
دوست |
ally |
دوست |
| formalist |
دوست |
| philoginous |
زن دوست |
| allying |
دوست |
| heart-to-heart |
دوست |
| heart-to-hearts |
دوست |
| friend |
دوست |
| buddies |
دوست |
| heart to heart |
دوست |
| chum |
دوست |
| phased |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
| phases |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
| phase |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
| page |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
| paged |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
| pages |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
| reads |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
| read |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
| warehousing system |
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود |
| kissing kind |
باهم دوست |
| careerist |
حرفه دوست |
| isophilic |
همجنس دوست |
| philotechnic |
صناعت دوست |
| zoophilous |
حیوان دوست |
| to make a friend of |
دوست شدن با |
| sweet tooth |
شیرینی دوست |
| solomon |
صلح دوست |
| saprophytic |
پوده دوست |
| xenophile |
بیگانه دوست |
| psychrophilic |
سرما دوست |
| pornerastic |
جنده دوست |
| zoophilic |
حیوان دوست |
| lipophilic |
چربی دوست |
| philotechnic |
صنعت دوست |
| philanthrope |
بشر دوست |
| necrophilous |
لاشه دوست |
| oxyphil |
اسید دوست |
| negrophil |
زنگی دوست |
| negrophil |
سیاه دوست |
| phihellenic |
یونانی دوست |
| nucleophile |
هسته دوست |
| phiadelphian |
نوع دوست |
| cobber |
دوست صمیمی |
| patiot |
میهن دوست |
| ornithophilous |
مرغ دوست |
| myrmecophilous |
مورجه دوست |
| philanthropist |
بشر دوست |
| liquorish |
نوشابه دوست |
| lithophilous |
سنگ دوست |
| patriotic |
میهن دوست |
| patriots |
وطن دوست |
| patriot |
وطن دوست |
| expressionist |
حالت دوست |
| philobiblic |
کتاب دوست |
expressionism |
حالت دوست |
| philhellenic |
دوست یونان |
| philhellene |
دوست یونان |
| philanthropists |
بشر دوست |
| oxyphile |
اسید دوست |
| intimado |
دوست صمیمی |
| loyalist |
دولت دوست |
| disliking |
دوست نداشتن |
| cronies |
دوست صمیمی |
| crony |
دوست صمیمی |
| affect |
دوست داشتن |
| affects |
دوست داشتن |
| gregarious |
گروده دوست |
sporting |
بازی دوست |
| like |
دوست داشتن |
| liked |
دوست داشتن |
| likes |
دوست داشتن |
| social |
جمعیت دوست |
| likable |
دوست داشتنی |
| likeable |
دوست داشتنی |
| dislikes |
دوست نداشتن |
| disliked |
دوست نداشتن |
| loyalists |
دولت دوست |
| humanitarian |
بشر دوست |
| warlike |
جنگ دوست |
| peaceable |
صلح دوست |
| friend |
دوست کردن |
| friends |
دوست کردن |
| fraternised |
دوست بودن |
| fraternises |
دوست بودن |
| fraternising |
دوست بودن |
| fraternize |
دوست بودن |
| fraternized |
دوست بودن |
| fraternizes |
دوست بودن |
| fraternizing |
دوست بودن |
| dislike |
دوست نداشتن |
| boyfriend |
دوست پسر |
| boyfriends |
دوست پسر |
| acidophile |
ترشی دوست |
| germanophil |
المان دوست |
| hail fellow |
دوست صمیمی |
| halophilous |
نمک دوست |
| hand and glove |
دوست یک دل ویکزبان |
| hand and glove |
دوست همراز |